معین اسلامپور
خبرگزاری راسک: هرچند برخی از آگاهان امور معتقدند، جنگ طالبان و پاکستان یک سناریو برای اغوا و فریب رقبای استراتژیک هردو«طالبان-پاکستان» بود. با پندار اینکه پدر و پسر هیچوقتی با هم، تامرز نابودی و براندازی یکدیگر پیش نمیروند؛
اما برخلاف دیدگاهها و مواردی را که تحلیلگران سیاسی -نظامی انگشت گذاشتهاند؛ نگارنده بهدلایل فراوانی آتشبس و صلح پاکستان را با طالبان تاکتیکی و فرصتآفرینی برای براندازی رژیم خودکامهای طالبانی میدانم. در منطقه پاکستان یکرقیب و دشمن خطرناک دارد، آن هند است که با حضور و موجودیت گروهی نیابتی«تیتیپی»، پاکستان را در وضعیت دشوار و آشفتهای قرار داده است. طالبان در این بازی و حضور نیابتیاش در گام نخست قربانی خواهد شد. چنانکه تجربه نشان است. هر گروه و جریان سیاسی که بههند متمایل یا تکیه کردهاند دیر یا زود بهصورت فرسایشی حذف و قربانی شدهاند. آنچه صلح ابزاری و فریبندهای «دوحه» را به بنبست میکشاند قرار شرح ذیل خواهد بود:
یک- هستهای تصمیمگیری اقتدار سیاسی در پاکستان پنجابیها است، هرچند شماری از مهرهها و چهرههای درشت پشتونتبار پاکستانی در هرم رهبری و تصمیمگیری قدرت شریک و سهیم استند. اما مجریان و تصمیمگیرندهگان اصلی و محوری پنجابیها میباشند، هردو گروه«پنجابیها-پشتونها» همواره دو رقیب پنهان در داخل ساختارهای دولتی پاکستان جدا از احزاب سیاسی و جریانهای ایدیولوژیک قومی -مذهبی دیگر وجود و حضور دارند. همواره بهگونهای پیدا و پنهان پنجابیها و پشتونها در تقابل و تزاحم هم قرار داشته/ دارند. پشتونهای پاکستان دو آجندای کلان دارند، یکی برای حفظ و بقای در ساختار قدرت پاکستان است. و دیگری طرح لوی پشتونستانخواهی و ایجاد یک کشور مستقل «لر او بر» استند، بیتردید این رویکرد دوگانه را پنجابیها خوب و دقیق میدانند.
با این وضع پنجابیها برخلاف اشتباهات استراتژیک خویش در مورد بهقدرت رساندن طالبان افغانستان بهشدت پشیمان و شرمندهاند، حالا با توجه بهعملکرد امارت قومی، آنها متوجه شدهاند، آنچه بقا و سلامت پاکستان را تضمین میکند، براندازی و تغییر رژیم در افغانستان است. هرچند طالبان بارها از در صلح و آشتی، مشترکات فرهنگی، قومی و پیشنهی تاریخی دو همسایه صحبت مینمایند. اما هیچ یک نمیتواند موجب قناعت و اعتماد پنجابیها شود.
بناً پنجابیها با آتشبس و صلح تاکتیکی در پی براندازی فرسایشی رژیم خودکامهای طالبانی در افغانستان استند، با بر قرار صلح و آتشبس و اطمینان بخشیکذایی در پی تأمین رابطه قابل اعتماد با گروههای اپوزیسیونی طالبان استند، قطعاً جبهات نظامی مخالف طالبان را حمایت خواهند کرد.
دو- رابطه طالبان دو طرف مرز، یک رابطه خانوادگی -حمایتی و عقبهی سیاسی-نظامی برای هردو طرف محسوب میشود با هیچ امتیازی طالبان افغانستان معادلهای دو سویه نوار مرزی را تعطیل و بهتعویق نمیاندازند. آنها تلاش مینمایند، رندانه و ظاهراً با قطع رابطه در نوار مرزی تورا بورا و مناطق مرزی «تی تی پی» را همچنان حمایت شبکهمحور کنند. این مسأله را پاکستانیها میدانند که طالبان با تعهدشان متعهد نیستند؛ این دو دشمن بهصورت پنهانی و فرسایشی یکدیگر را دنبال و در پی براندازی استند.
سه- تمام سیستم استخباراتی – مخابراتی طالبان در کنترل مستقیم پاکستانیها است، بههیچ عنوانی نمیتوانند رابطه و فعالیتهای تروریستی خودرا علیهی پاکستان محفوظ و محرم نگهدارند، مطمیناً در فرصت کوتاه پاکستان مستندات فراوانی را بهرخ طالبان میکشد و برای خود بهانه و دستآویزی بدست خواهد آورد.
چهارـ تمام گروههای تکفیری -تروریستی در افغانستان با استخبارات پاکستان «آیاسآی» رابط و پیوند دوستانه و استخباراتی دارند، در داخل میتوانند لشکر نیابتی و ابزاری پاکستانیها قرار گیرند این نیرو برای طالبان بسیار خطرناک است.
پنج- قطبهای متضاد داخلی همانند شبکهی حقانی از متحدین استراتژیک و سنتی پنجابیها استند در این تقابل بهگونهای پیدا و پنهان در خط تأمین منافع و تحقق اهداف پاکستانیها عمل خواهد کرد، حقانیها برای رسیدن بهقدرت در افغانستان، از هیچگونه همکاری و حمایت از پاکستانیها دریغ نخواهند کرد.
شش- دهلیز ورودی حمایت مالی- استخباراتی هند افغانستان است از هر دهلیز هندیها وارد شوند در تلهی استخباراتی پاکستانیها گیر میافتند، بار اتهام و خیانت هماهنگی و همسویی با هند مستقیماً بهگردن طالبان میافتد، طالبان بههند در تقابل با پاکستان بهعنوان یکعقبهی حمایتی و متحد پنهان و استراتژیک خویش نگاه میکنند. این مسأله سبب تنش و استحکاک دوبارهای طالبان و پاکستان خواهد شد.
باتوجه بهموارد برشمرده رابطهای پاکستان و طالبان یک رابطهی موقتی و بهسان یخی است که در اثر تابش آفتاب سوزندهی حس و انتقامجویی تیوری «لر او بر» بسیار زود آب میشود، اما تا پیش از آب شدن یخ دوستی، پاکستانیها کارد را بهاستخوان طالبان با حمایت گروههای درونساختاری امارت و اپوزیسیون بیرونی آنان میرساند. پاکستانیها در بازیهای براندازنه نقش و مهارت بلند دارند. هیچکسی نمیتواند مانعی تطبیق انجام آجندای آنها در امور افغانستان شوند.
از ناپایداری صلح ابزاری تا فرصتآفرینی براندازی رژیم خودکامهای طالبانی


