خبرگزاری راسک: ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، در گفتوگوی تازهای با رسانه دولتی ایران اعلام کرده است که از دید طالبان «فارسی و پشتو ارزش برابر دارند» و افزود که «دری همان زبان پارسی است». این گفتهها در شرایطی مطرح میشود که طی چهار سال گذشته، دهها اداره دولتی اقدام به حذف واژگان فارسی دری از تابلوها و مکاتبات رسمی کردهاند.
بررسیها نشان میدهد این دو تصویر سخنان نرم در رسانههای بیرونی و سیاستهای سخت در داخل افغانستان با هم همخوانی ندارد.
در حالی که مجاهد فارسی را «زبان خود» میخواند، اسناد متعددی وجود دارد که نشان میدهد طالبان سیاست منسجمتری را برای تقویت پشتو و محدودکردن فارسی دنبال کردهاند. از جمله:
تغییر تابلوهای «وزارت» به «وزارتخانه» و سپس حذف فارسی؛
حذف اصطلاحات فارسی در هرات، کابل، مزار و قندهار؛
جایگزینی اجباری واژههای پشتو در مکاتبات اداری؛
محدود شدن فعالیت رسانههای فارسیزبان در استانهای شرقی و جنوبی.
این اقدامات از سوی کارشناسان زبانشناسی و تحلیلگران سیاسی به عنوان تلاش برای مهندسی هویتی تفسیر شده که فراتر از موضوع زبان است.
بررسی ساختار حکومت طالبان نشان میدهد که اکثریت مطلق مقامهای کلیدی از رهبری امارت تا وزرا و والیان از یک حلقه پشتونتبار تشکیل شده است. اقوام تاجیک، هزاره، ازبک و ترکمن در سطوح تصمیمگیری تقریباً هیچ سهمی ندارند.
کارشناسان معتقدند که عدم مشارکت اقوام در قدرت، زمینه را برای تفوق زبانی، فرهنگی و سیاسی یک قوم فراهم میکند. بسیاری این وضعیت را مهمترین تناقض میان اظهارات رسمی طالبان و عملکرد عملی آنان ارزیابی میکنند.
در گفتوگوی مجاهد با رسانه ایرانی، تلاش برای ارائه چهرهای ملایم از طالبان در حوزه فرهنگ دیده میشود؛ اما شواهد نشان میدهد سیاستهای داخلی این گروه بیشتر بر یکسانسازی زبانی و فرهنگی تمرکز دارد.
به باور تحلیلگران، زبان در افغانستان موضوعی صرفاً فرهنگی نیست؛ بلکه با هویت قومی، حضور در قدرت و احساس عدالت اجتماعی گره خورده است. به همین دلیل، تغییرات زبانی در سطح ادارات به شکل مستقیم به عنوان بخشی از سیاست تفوق قومی تفسیر میشود.
با آنکه طالبان در گفتوگوهای بینالمللی تلاش میکنند از برابری زبانی سخن بگویند، عملکرد چهار سال گذشته این گروه نشان میدهد که فاصله میان گفتار و کردار همچنان قابل توجه است. تحلیلگران معتقدند بدون مشارکت واقعی همه اقوام در قدرت و بدون احترام عملی به چندزبانی افغانستان، سخنان رسمی طالبان بیشتر به عنوان پیامهای تبلیغاتی بیرونی در نظر گرفته میشود تا سیاست واقعی داخلی.


