خبرگزاری راسک: اشرف غنی، رییسجمهور فراری افغانستان، بار دیگر با انتشار پیامی طولانی از «راهحلهای ملی» و «ضرورت اجماع» سخن گفت؛ سخنانی که با واکنش گسترده تحلیلگران و افکار عمومی همراه شده است، زیرا بسیاری غنی را عامل اصلی فروپاشی نظام جمهوری، تضعیف نهادهای امنیتی، انحصار قدرت و در نهایت، تسهیلکننده بازگشت طالبان میدانند.
غنی در این پیام، افغانستان را در «دو راهی تاریخی» توصیف کرده و گفته است که کشور با تهدیدها و فرصتهای توأمان روبهرو است و برای نجات آن باید «سؤالهای اساسی» درباره مسیر آینده مطرح شود. او همچنین تأکید کرده که تأمین منافع ملی نیازمند اجماع، بازگشت به جهان و اتخاذ یک مسیر اصلاحی است.
کارشناسان سیاسی میگویند سخنان تازه غنی در حالی منتشر میشود که او در هفت سال حکومتداریاش:
ساختار دولت را شدیداً قوممحور ساخت
فساد سیستماتیک را در دستگاه حکومت نهادینه کرد
ارتش و نیروهای امنیتی را بهدلیل تصمیمات یکشبه و تغییرات پیهم تضعیف کرد
تمام ظرفیت نخبگان، احزاب و نیروهای ملی را حذف یا منزوی ساخت
روند صلح را به بنبست کشاند و فرصت توافق سیاسی را نابود کرد
در نهایت با فرار شبانه، کشور را بدون یک مرکز فرماندهی رها کرد
کارشناسان تأکید میکنند که «بحران کنونی» که غنی از آن سخن میگوید، حاصل تصمیمها، سیاستها و محاسبات نادرست خودش است؛ بهویژه تصمیمهای فاجعهباری که در واپسین ماههای حکومت اتخاذ کرد و زمینه را برای نفوذ طالبان از دروازههای استانها تا دروازههای کابل فراهم ساخت.
غنی در پیام خود از «جستجوی صلح پایدار» سخن میگوید و بر «اتکاء به خداوند» و «خواست مردم» تأکید میکند. اما تحلیلگران امر معتقدند:
او تمام کانالهای صلح را یا بست یا از میان برد.
در مذاکرات دوحه، بر سر معادلات داخلی و جهانی اشتباه محاسبه کرد.
با انحصار سیاسی»، زمینه شکاف و چندپارچگی شدید را فراهم ساخت.
به باور منتقدان، اگر غنی به جای انحصارگرایی و تمرکز قدرت در ارگ، از سالهای نخست در مسیر یک اجماع واقعی حرکت میکرد، افغانستان هرگز به وضعیت فروپاشی سال ۲۰۲۱ نمیرسید.
غنی از مردم میخواهد که «در بحث ملی شریک شوند» و «مسیر آینده را تعیین کنند»، اما کارنامه او نشان میدهد:
او احزاب سیاسی را عملاً از صحنه حذف کرد؛
رهبران جهادی، نخبگان، زنان و جامعه مدنی را در تصمیمگیری سهم نداد؛
و با ایجاد حلقهای کوچک از افراد وفادار، حکومت را به یک ساختار بسته و غیرپاسخگو تبدیل کرد.
به همین دلیل تحلیلگران میگویند سخنان تازه غنی نوعی خودفریبی و تلاش برای پاککردن گذشته است.
او در پیامش از چالشهای کنونی مانند مهاجرت اجباری، زلزلهها و تجاوز پاکستان سخن میگوید؛ اما مردم در شبکههای اجتماعی میپرسند:
«آقای غنی! آن روزی که ارتش منظم و مشروع داشتیم، آن را چرا متلاشی کردی؟
چرا کشور را بدون مقاومت رها کردی که امروز پاکستان در هر مرز تجاوز میکند؟»
غنی از «افغانستان مدرن» در سال ۲۰۴۷ سخن میگوید که دروغ محض است، در حالیکه:
افغانستان امروز یکی از فقیرترین کشورهای جهان است
میلیونها کودک از آموزش محروماند
زنان عملاً از حیات اجتماعی حذف شدهاند
و طالبان از دل اشتباهات و ضعف مدیریت او دوباره به قدرت بازگشتهاند
کارشناسان میگویند تصور آینده روشن زمانی ممکن است که ابتدا مسئولیت گذشته پذیرفته شود؛ چیزی که اشرف غنی از آن میگریزد.
پیام تازه اشرف غنی نهتنها پاسخگوی بحران افغانستان نیست، بلکه یادآور همان سیاستهای کلیگویی، فرار از مسئولیت و فرافکنیهایی است که کشور را به آستانه سقوط رساند.
تحلیلگران سیاسی میگویند اگر امروز افغانستان درگیر «افغانستانِ بدون جمهوریت» است، این تاریخ را نمیتوان بدون نقش ویرانگر اشرف غنی نوشت؛ مردی که به گفته بسیاری،
«هم زمینهساز بازگشت طالبان شد و هم با فرار خود، مهر پایانی بر جمهوریت زد.»
دروغپردازی های تاریخی اشرف غنی؛ فاشیستی که قدرت را به طالبان تقدیم کرد


