خبرگزاری راسک: پیش از سقوط کابل در سال ۱۳۷۵، احمد شاه مسعود قهرمان ملی افغانستان برای دیدار و مذاکره با سران طالبان به میدان شهر سفر کرد؛ سفری پرخطر و جنجالی که کمتر به حواشی آن پرداخته شده است. ژنرال محمد داوود داوود، فرمانده قدرتمند ضد طالبان در شمال شرق و دستیار مسعود در آن سالها، جزئیات این سفر حساس را روایت کرده است.
داوود میگوید: «شیوه جنگ طالبان با تجربه ما از مواجهه با ارتش شوروی و نیروهای دولت کابل تفاوت آشکار داشت. حملات آنان یک جنگ نامتعارف بود؛ کاروانهای داتسون پر از نفرات مسلح، بمباران وحشتناک هوایی و حرکتهای سریع آنها نشاندهنده تعرض بیباکانه بود.»
رمز موفقیتهای اولیه طالبان تنها سرعت حرکت نیروهایشان در تصرف قندهار، غزنی، میدان شهر و شهرک چهار اسیاب نبود. شایعاتی که از سوی مردم و مجاهدین منتقل میشد، طالبان را موجوداتی غیرقابل شکست معرفی میکرد و این عملیات روانی باعث هراس نیروهای فرسوده شده بود. مسعود به این تزلزل پی برد و تاکید کرد که اگر تا مدتی طالبان در خطوط جنگ کابل متوقف نشوند، احتمال شکست بالا خواهد رفت.
برای نشان دادن اینکه طالبان هم انساناند و با یک گلوله از پای در میآیند، مسعود خود تصمیم گرفت به نقطه مذاکره با آنان برود. محل مذاکره در نقطهای میانی خط جنگ تعیین شد و قرار شد رهبران طالبان در نقطه «صفر» مرز جنگی حضور یابند.
مسعود به همراه داوود و یک تفنگچه و کلاشینکوف، به سمت محل مذاکره حرکت کرد. مسیر، خطرناک و از هر دو طرف محصور به تپههای کم ارتفاع بود و دستههای مسلح طالبان بر عبور کاروان نظارت داشتند. وقتی قرارگاه طالبان در دیدرس قرار گرفت، مسعود به داوود گفت: «اگر قصد بدی دارند، بدون معطلی شلیک کن تا خودم هم آماده شوم.»
رهبران طالبان شامل ملا ربانی، ملا بورجان، ملا مشر، ملا عبدالقیم، ملا یار محمد، ملا احسانالله، ملا غوث و رئیس عبدالوحد باغران در محل حاضر شدند. آنها پنج خواسته اصلی مطرح کردند: تسلیم اسلحه، تحویل عناصر کمونیست شامل ژنرالها، جنگ مشترک علیه جنرال دوستم، اجرای شریعت و ممنوعیت کار زنان با حجاب کامل اسلامی.
مسعود با رویکردی نرم و انعطافپذیر پاسخ داد:
درباره اسلحه، مسعود بر این نکته تأکید کرد که سلاحهای ما تنها کلاشینکوف نیست بلکه شامل صدها راکت، توپ و تانک است.
اجرای شریعت را به عنوان آرزوی شخصی مسلمانانه پذیرفت.
حاضر به همکاری علیه دوستم شد و وعده داد که پس ازبازگشت به کابل، مسائل کمونیستها را بررسی و حل کند.
درباره زنان نیز گفت: «هرچه شریعت حکم کند، همان اجرا میشود.»
مسعود سپس پیشنهاد کرد که برای عملی شدن تصمیمات، از هر ولایت دو عالم دین انتخاب شوند تا مسائل توسط علما حل شود.
روز بعد، هیئت طالبان به سرپرستی رئیس عبدالوحد باغران به کابل آمد، اما علما پس از دو ماه حضور، نتوانستند نتیجهای عملی از مذاکرات حاصل کنند و حملات طالبان آغاز شد. مسعود با عبور از خطر بزرگ، عملاً جان خود را نجات داد.
منبع: «مسعود در نبرد استخباراتی»، رزاق مامون
تسلط بر ترس؛ چگونه احمد شاه مسعود با شجاعت، طالبان را آزمود


