خبرگزاری راسک: با وجود اعلام طالبان مبنی بر توقف تجارت با پاکستان ظرف سه ماه آینده، واقعیتهای اقتصادی افغانستان نشان میدهد که رهایی از وابستگی سنگین به اسلامآباد پیچیدهتر از آن است که رهبران طالبان تصور میکنند. پاکستان در سال ۲۰۲۴، حدود ۴۵ درصد صادرات افغانستان را جذب کرده و جایگزینی چنین بازاری در کوتاهمدت تقریباً ناممکن بهنظر میرسد.
تاریخ روابط اقتصادی منطقه نشان میدهد که مسیر تجارت افغانستان از قرنها پیش بهسمت جنوب و پاکستان امروزی متمایل بوده است. اما اقدام اخیر طالبان برای قطع روابط تجاری با پاکستان، بیشتر شبیه یک واکنش سیاسی احساسی است تا یک برنامه اقتصادی مبتنی بر محاسبه.
طالبان این تصمیم را پس از تنشهای مرزی و توقف کامیونها در گذرگاه تورخم اعلام کردند؛ جایی که فساد گسترده، سوءمدیریت طالبان و نبود سیاستگذاری اقتصادی، آسیبهای جدی به تجارت وارد کرد.
با آنهم، واقعیت این است که جایگزین ساختن پاکستان در ساختار تجارت افغانستان بسیار دشوار است؛ طالبان بدون درک عمق این وابستگی، بار دیگر هزینههای سنگین تصمیمگیریهای شتابزده خود را بر دوش مردم گذاشتهاند.
آمارها نشان میدهد تجارت افغانستان با پاکستان از ۵ میلیارد دالر در ۲۰۱۱ به کمی بیش از ۱ میلیارد دالر در ۲۰۲۴ سقوط کرده است. در همین دوره، تجارت با پنج کشور آسیای میانه به بیش از ۱.۷ میلیارد دالر رسیده است.
رهبران طالبان تصور میکنند این تغییر میتواند به آنان کمک کند تا فشار پاکستان را کاهش داده و با اتکا به کشورهای شمالی، استقلال راهبردی بهدست آورند. اما کارشناسان میگویند طالبان توانایی ایجاد یک اقتصاد مدرن، امن و قابل پیشبینی را ندارند؛ امری که لازمه گسترش تجارت با آسیای میانه است.
افغانستان از قرن نوزدهم به اینسو نتوانسته یک دولت متمرکز، پاسخگو و توانمند ایجاد کند. ساختارهای قبیلهای، شورشهای پیهم، وابستگی به کمک خارجی و ضعف نهادها همواره مانع شکلگیری یک اقتصاد پایدار شده است. طالبان نیز نهتنها این چرخه را اصلاح نکردند، بلکه آنرا با سیاستهای سختگیرانه، حذف زنان از کار، فرار سرمایه انسانی و ناکارآمدی مالی تشدید کردند.
پس از تسلط طالبان در ۲۰۲۱، اقتصاد کشور یکچهارم کوچک شد. حکومت جدید مجبور شد حقوق کارمندان را کاهش دهد، آنان را اخراج کند و بسیاری از پروژهها را تعلیق نماید. طالبان تلاش میکنند با گسترش مالیات و فشار بر کسبوکارها خلأ درآمدی را پر کنند؛ اما این فشارها به رکود بیشتر انجامیده است.
بسیاری انتظار نداشتند طالبان تا این اندازه در برابر پاکستان ایستادگی کنند. اما کارشناسان معتقدند که طالبان میدانند همکاری با اسلامآباد در مبارزه علیه تحریک طالبان پاکستان، آنان را وارد یک جنگ طولانی و پرهزینه خواهد کرد جنگی که نه توان نظامی آن را دارند و نه مشروعیت اجتماعی آن را.
به همین دلیل، طالبان حاضر شدهاند رنج اقتصادی مردم را نادیده گرفته و بهنام استقلال، سیاست تقابل با پاکستان را در پیش بگیرند؛ تصمیمی که ممکن است در کوتاهمدت محبوبیت داخلی برای آنان بیاورد، اما در بلندمدت میتواند افغانستان را در انزوای ژئوپولیتیک عمیقتری فرو ببرد.
برای جایگزینی مسیر پاکستان، طالبان بهدنبال همکاری با ایران، چین و آسیای میانه هستند. ایران حاضر شده یارانههایی برای انتقال کالا از مسیر بندرعباس و چابهار ارائه دهد، اما این حمایت نمیتواند خلأ ساختاری تجارت افغانستان را پُر کند.
چین نیز بیشتر علاقهمند استخراج منابع معدنی است تا ایجاد زیرساختهای اقتصادی پایدار در افغانستان. در حالیکه طالبان در پی جلب حمایت چیناند، هیچ نشانهای دیده نمیشود که پکن حاضر به سرمایهگذاری گسترده در کشوری با بیثباتی سیاسی مزمن باشد.
پس از تقسیم هند، افغانستان بهشدت به پاکستان وابسته شد و شبکههای تاریخی تجارت با ایران و آسیای میانه فروپاشید. طالبان امیدوارند با حمایت شرایط جدید ژئوپولیتیک این شبکهها را احیا کنند.
اما کارشناسان میگویند این یک قمار بزرگ است؛ قمار بر آینده اقتصادی کشوری که اکنون نیز در آستانه فروپاشی معیشتی قرار دارد.
طالبان در جستوجوی استقلال راهبردی؛ آیا ایران و چین میتوانند خلأ پاکستان را پُر کنند؟


