نویسنده: سلمان رفیع شیخ
خبرگزاری راسک: به گزارش “آسیا سِنتینِل” افغانستانِ زیر سلطه طالبان، که همزمان با یک فاجعۀ انسانی گسترده، فروپاشی شدید اقتصادی و بحران عمیق حقوق بشری دستوپنجه نرم میکند، اکنون در میانه یک تنگنای ژئوپولیتیکی خطرناک گرفتار شده است.
در چنین وضعیتی، طالبان که فاقد مشروعیت داخلی و بینالمللیاند، همچون بازیگری بیتجربه در میدانی پرمخاطره سرگرداناند:
هند تلاش میکند از تنش کابل و اسلامآباد بهرهبرداری کند،
ایالات متحده در رقابت با چین به دنبال احیای حضور در بگرام است،
چین نزدیکترین شریک سیاسی طالبان باقی مانده اما حمایت آن عمدتاً نمادین است،
و روسیه تنها کشوری است که این گروه افراطی را به رسمیت شناخته، هرچند کمترین کمکی به اقتصاد فروپاشیده افغانستان میکند.
در این میان، بسته شدن مکرر مرزهای پاکستان ضربات سنگینی بر اقتصاد افغانستان وارد کرده و تجارت کشور را ماهانه صدها میلیون دالر کاهش داده است. طالبان در واکنش، تلاش دارند به سمت ایران و آسیای میانه متمایل شوند؛ اما این تغییر مسیر بیشتر از آنکه راهحل باشد، نشانه استیصال یک حکومت منزوی و غیرحرفهای است که نتوانسته حتی ابتداییترین شاخصهای حکمرانی را تأمین کند.
در قلب بحران کنونی افغانستان، یک قمار پرریسک نهفته است: طالبان میکوشند میان ایدئولوژی افراطی و ضرورتهای دولتداری تعادل برقرار کنند.
اما این تلاش، همچون بسیاری از سیاستهای آنان، به بنبست رسیده است.
طالبان همچنان از گروههای شبهنظامی چون «تحریک طالبان پاکستان» (تیتیپی) حمایت میکنند؛ گروهی که خود در تصرف کابل در سال ۲۰۲۱ نقش کلیدی داشت. در عین حال، این جریان تلاش میکند نشان دهد که زیر فرمان هیچ قدرت خارجی از اسلامآباد گرفته تا واشنگتن نیست.
تعلیق تجارت با پاکستان در ماه نوامبر، تصمیمی جسورانه و در عین حال غیراقتصادی و زیانبار بود که بهجای نشان دادن اقتدار طالبان، ضعف مهارت دیپلماتیک آنان را آشکار کرد. این اقدام در واکنش به بسته شدن مرزهای پاکستان صورت گرفت، اما واقعیت این است که طالبان با یک حرکت شتابزده، اقتصاد نیمهجان کشور را وارد شوک تازهای کردند.
گزارشها نشان میدهد که افغانستان ماهانه نزدیک به ۲۰۰ میلیون دالر از دست میدهد. این در حالی است که طالبان هیچ طرح عملی و مستحکمی برای جبران این خسارتها ندارند و صرفاً به شعارهای سیاسی تکیه کردهاند.
برای جبران این آسیب، طالبان در حال بررسی مسیرهای آسیای میانه و بندر چابهار هستند، اما واقعیت چیز دیگری است:
زیرساختهای شمال افغانستان و آسیای میانه ضعیف و ناکارآمد است؛
ظرفیت جابهجایی و امکانات ترانزیتی کم است؛
بسیاری از کالاهای صادراتی افغانستان در این کشورها تقاضای اندکی دارد؛
و مهمتر از همه، طالبان امکان کاهش تعرفهها برای رقابتپذیری را ندارند، چون بیش از ۵۳ درصد درآمد داخلی کشور از گمرکات تأمین میشود.
به بیان دیگر، طالبان در برابر یک انتخاب ناممکن قرار دارند:
یا درآمد دولت را کاهش دهند و فروپاشی مالی را تسریع کنند، یا تجارت را در رکود عمیق نگه دارند.
این بنبست نمونه دیگری از ناتوانی طالبان در مدیریت یک کشور و تبدیلشدن از یک گروه جنگجو به یک دولت واقعی است.
طالبان به بندر چابهار چشم دوختهاند؛ اما این مسیر نیز مشکلات جدی دارد:
هر کانتینر ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ دالر هزینه حمل اضافه دارد،
مسافت طولانیتر است،
مسیر ۴۵ تا ۶۰ روز زمان میبرد (در برابر ۲۲ تا ۲۵ روز مسیر کراچی)،
زیرساختهای بندر کافی نیست،
و ایران زیر سنگینترین تحریمها قرار دارد.
از همه مهمتر، ایالات متحده معافیت تحریمی چابهار را از ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵ لغو کرده است.
این تصمیم، نهتنها فعالیت شرکتهای ایرانی و هندی را محدود میکند، بلکه عملاً افغانستان را از یک مسیر حیاتی تجارت خارجی محروم میسازد.
برای طالبان، که بهدلیل قطع روابط با پاکستان به دنبال نفسکشیدن از مسیر ایران بودند، این تحول ضربهای دیگر بر یک اقتصاد فروپاشیده است.
در حالی که طالبان امیدوارند بتوانند هند را علیه پاکستان به کار گیرند، واقعیت این است که:
هند محدودیت جغرافیایی دارد،
از مسیر ایران زیر فشار آمریکا قرار گرفته،
و نمیتواند نقش جایگزین پاکستان را ایفا کند.
طالبان با تصور اینکه میتوانند این قدرتها را علیه هم بازی دهند، بیش از حد دست بالا گرفتهاند؛ بیآنکه ظرفیت یا پشتوانه اقتصادیِ چنین بازی بزرگی را داشته باشند.
این اشتباه محاسباتی، همان چیزی است که گزارش آسیا سِنتینل آن را «قمار نامطمئن طالبان» مینامد.
مشکل اصلی افغانستان فقط خارجی نیست. در داخل، طالبان هنوز نتوانستهاند از یک گروه شورشی به یک دولت مسئول تبدیل شوند.
سیاست خارجی طالبان بر پایه واکنشهای احساسی است،
اقتصاد کشور بدون برنامه رها شده،
و تعامل با همسایگان بیشتر شبیه تهدید و لجاجت است تا دیپلماسی.
تا زمانی که طالبان نتوانند میان ایدئولوژی افراطی و ضرورتهای حکومتداری توازن ایجاد کنند، افغانستان گرفتار چرخهای تکراری از تصمیمهای زیانبار و بحرانهای پیدرپی خواهد ماند.
طالبان با هر تصمیم ناپخته:
اقتصاد را ضعیفتر،
تجارت را محدودتر،
روابط منطقهای را متشنجتر،
و آینده افغانستان را مبهمتر میکنند.
در چنین وضعیتی، کشور میان انزوا، فقر و ناامنی بیشتر غوطهور میشود و هیچ نشانهای دیده نمیشود که طالبان قادر باشند راهی متفاوت از گذشته انتخاب کنند.


