نویسنده: دکتر چرکاوی رودانی
خبرگزاری راسک: به گزارش مدرن دیپلماسی، انتشار استراتژی امنیت ملی ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ تنها به معنای بهروزرسانی سیاستهای گذشته نیست؛ بلکه نشاندهنده تحولی بنیادین در نگرش آمریکا نسبت به قدرت و امنیت در قرن بیست و یکم است. واشنگتن اکنون دریافته است که امنیت ملی دیگر صرفاً با برتری نظامی تعریف نمیشود؛ بلکه توانایی سازماندهی و کنترل جریانهای استراتژیک از مسیرهای لجستیکی و بنادر کلیدی گرفته تا منابع معدنی حیاتی، زیرساختهای دیجیتال و شبکههای صنعتی معیار اصلی قدرت و امنیت است. قدرت به معنای تسلط بر جریانهاست، نه صرفاً کنترل سرزمینها.
این رویکرد جدید بازتابی از نگرش صنعتی مدرن به سبک هامیلتونی است، که قدرت ملی را در تولید، زیرساخت و عمق تکنولوژیک میبیند و همزمان از منطق نوین به سبک مونرو بهره میگیرد، که بر تثبیت محیط استراتژیک در برابر اخلالهای خارجی تأکید دارد. در این دیدگاه، نظم بینالمللی کمتر از طریق توسعه سرزمینی شکل میگیرد و بیش از طریق حاکمیت بر زنجیرههای ارزش و زیرساختهای متصلکننده آنها.
در این چارچوب، آفریقا دیگر صرفاً حاشیه استراتژی جهانی نیست. این قاره به یک نقطه محوری در بازآرایی ژئواستراتژیک و اقتصادی جهان تبدیل شده است؛ جایی که تعادل قدرت و ساختار وابستگیهای آینده شکل میگیرد. استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا با تمرکز بر رقابتهای ژئواقتصادی در قلب افق استراتژیک خود، فاصلهای آشکار با نسخههای پیشین این سیاستها ایجاد کرده است. واشنگتن اکنون میداند که توانایی شکل دادن به زنجیرههای ارزش، استانداردهای تکنولوژیک و مسیرهای زیرساختی اثرات طولانیمدت بیشتری نسبت به توازن سنتی نیروها دارد.
این تغییر رویکرد، آفریقا را به بازیگری کلیدی در اقتصاد جهانی منابع حیاتی تبدیل کرده است:
جمهوری دموکراتیک کنگو: حدود ۷۰٪ تولید کبالت جهان
گینه: بزرگترین ذخایر شناختهشده بوکسیت
آفریقای جنوبی، ماداگاسکار، تانزانیا و بوروندی: عناصر نادر که عمدتاً توسط چین فرآوری میشوند
موزامبیک و تانزانیا: منابع مهم گرافیت
آفریقا: بیش از ۴۰٪ ذخایر منگنز جهان
مراکش جایگاه ویژهای دارد؛ بیش از ۷۰٪ ذخایر فسفات جهان و همچنین عناصر نادر مانند سریم، لانتانوم، نئودیمیم و ایتریم در این کشور یافت میشود. فناوریهای نوین استخراج این عناصر، مراکش را به منبعی حیاتی برای صنایع پیشرفته، خودروهای برقی و سیستمهای دفاعی تبدیل کرده است. منابع معدنی آفریقا اکنون زیربنای قدرت تکنولوژیک معاصر هستند و آمریکا برای کاهش وابستگی خود به اکوسیستمهای پردازش تحت سلطه چین، این قاره را یک اولویت راهبردی میبیند.
بازآرایی مسیرها و بنادر، از جمله بنادر عمیق تانگر مد، لیکی و ناکالا، مسیرهای حملونقل داخلی و زیرساختهای دیجیتال مانند کیبلهای زیردریایی 2Africa و PEACE و پروژههای انرژی تجدیدپذیر و هیدروژن در مراکش، نامیبیا و موریتانی، آفریقا را به یک شبکه متراکم و حیاتی از جریانهای استراتژیک تبدیل کرده است. توانایی مدیریت این شبکهها، شاخص اصلی قدرت در قرن بیست و یکم است و استراتژی امنیت ملی آمریکا نیز به صراحت مقاومت زنجیره تأمین و حفاظت از مسیرهای حیاتی را در صدر اولویتهای خود قرار داده است.
برای ایجاد همکاریهای پایدار و مؤثر، واشنگتن باید:
نهادهای مالی توسعهای خود را بازسازی کند تا تأمین مالی پروژهها سریع و انعطافپذیر باشد.
ضمانتهای حاکمیتی برای پروژههای زیرساختی فراهم آورد تا کشورهای آفریقایی بتوانند با نرخهای پایدار سرمایه جذب کنند.
توافقهای مشترک در زمینه استانداردهای صنعتی و امنیت مسیرها برقرار سازد.
فناوری و دانش فرآوری مواد معدنی و زیرساختهای دیجیتال را با آفریقا به اشتراک بگذارد.
همکاریهای امنیت دریایی و نظارت بر حوزههای دریایی را تقویت کند.
دیپلماسی خود را برای ثبات بلندمدت آفریقا تنظیم کند، نه انتقال رقابتهای جهانی به این قاره.
آفریقا اکنون قوانین خود را برای مدیریت جریانها، منابع و مسیرهای ارتباطی تعیین میکند. دکترین استریت بلت نشان میدهد که آفریقا دیگر صرفاً صحنهای برای رقابت خارجی نیست، بلکه نقش یک معمار فعال در نظم جهانی را ایفا میکند. این چارچوب:
ارزش را در داخل قاره حفظ میکند و استقلال اقتصادی را تقویت میکند.
وابستگی به قدرتهای خارجی را کاهش میدهد.
امکان مشارکت برابر و مستقل در رقابتهای جهانی را فراهم میکند.
در نتیجه، آفریقا از یک منطقه مصرفکننده و میدان رقابت به یک تولیدکننده نظم و ثبات جهانی تبدیل شده است و آمریکا میتواند جریانهای حیاتی را امن کند، بدون ایجاد نفوذ نامتقارن.چالش کنونی، تبدیل این موقعیت ساختاری به استقلال پایدار است؛ به گونهای که جایگاه آفریقا در نظم جهانی آینده بر اساس تصمیمات خود قاره تعریف شود، نه دستورهای خارجی.
چرا واشنگتن اکنون آفریقا را کلیدی برای امنیت ملی خود میبیند


