خبرگزاری راسک: همزمان با چهلوششمین سالگرد تهاجم ارتش شوروی به افغانستان، طالبان امروز شنبه ششم جدی با صدور بیانیهای از شهروندان خواستند «برای پاسداری از آزادی و استقلال کشور» آماده باشند و اجازه ندهند آنچه این گروه «دسیسهها و نیتهای نادرست علیه نظام اسلامی» مینامد، عملی شود؛ ادبیاتی تکراری که طالبان طی چهار سال گذشته، بهجای پاسخگویی به ناکارآمدیهای ساختاری خود، برای سرکوب انتقادها و توجیه انحصار قدرت به کار گرفتهاند.
در این بیانیه، طالبان بدون ارائه هیچ توضیح مشخصی درباره ماهیت «دسیسهها»، بار دیگر از مفاهیم مبهم امنیتی استفاده کردهاند؛ مفاهیمی که در عمل، به ابزاری برای خاموشکردن هرگونه مخالفت مدنی، رسانهای و سیاسی بدل شده و نشاندهنده ناتوانی این گروه در تفکیک تهدید واقعی از نقد مشروع است.
طالبان در ادامه، تهاجم دهساله شوروی را «ظلم و اشغال» خوانده و مدعی شدهاند که ارتش سرخ در برابر «شجاعت مردم افغانستان» شکست خورد؛ روایتی گزینشی از تاریخ که نقش نیروهای مختلف افغانستان، مداخلات منطقهای و هزینههای فاجعهبار انسانی آن جنگ را نادیده میگیرد، در حالیکه خود طالبان امروز با سیاستهای سرکوبگرانه، افغانستان را در وضعیت انزوای بیسابقه و فروپاشی اجتماعی قرار دادهاند.
این گروه همچنین ادعا کرده است که طی یک قرن گذشته، «سه قدرت بزرگ» در افغانستان با شکست مواجه شدهاند؛ ادعایی که بیش از آنکه تحلیل تاریخی باشد، تلاشی تبلیغاتی برای مشروعیتسازی از حکومتی است که نه از مسیر انتخابات، نه اجماع ملی و نه شناسایی بینالمللی به قدرت رسیده است.
طالبان در حالی از «دفاع از نظام اسلامی و ارزشهای دینی» سخن میگویند که کارنامه چهار ساله آنها مملو از نقض گسترده حقوق بشر، حذف سیستماتیک زنان از آموزش و کار، سرکوب اقوام غیر پشتون، تعطیلی رسانههای مستقل و فروپاشی نهادهای اداری است؛ مسائلی که عملاً هرگونه ادعای پاسداری از «ارزشها» را تهی از معنا میسازد.
همزمان با این فضاسازیهای ایدئولوژیک، منابع محلی از استعفای شماری از کارمندان فرماندهی پولیس طالبان در استان نورستان خبر دادهاند؛ استعفاهایی که به گفته معترضان، ناشی از فساد اداری، تبعیض قومی و انتصابات سلیقهای است. این رخداد، شکافهای عمیق در ساختار امنیتی طالبان را برجسته میکند؛ ساختاری که بر وفاداریهای قومی و شخصی استوار است، نه شایستگی و قانون.
بر اساس اطلاعات رسیده، محمد ابراهیم صدر، معاون امنیتی وزارت داخله طالبان، برای مهار این بحران به نورستان اعزام شده است؛ اقدامی که بیش از آنکه نشانه اصلاح باشد، تلاشی برای کنترل پیامدهای نارضایتی فزاینده در بدنه خود طالبان تلقی میشود.
در حوزه اقتصادی نیز انتقادها ادامه دارد. کریم خرم، وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ، هشدار داده است که طلای افغانستان در شرایطی که ارزش جهانی آن بهشدت افزایش یافته، به «معاملهگران خارجی سطح پایین» فروخته میشود؛ انتقادی که بار دیگر نبود شفافیت طالبان در مدیریت منابع طبیعی و مصرف عواید آن را زیر سؤال میبرد.
در بعد منطقهای، شبکه الجزیره گزارش داده است که افزایش ناامنی در مرز افغانستان و تاجیکستان، منافع و امنیت چین را بهطور جدی تهدید کرده است. به گفته تحلیلگران، حملات اخیر که شماری از شهروندان چینی را نیز هدف قرار داده، با الگوی فعالیت داعش شاخه خراسان همخوانی دارد؛ وضعیتی که ناکامی طالبان در تأمین امنیت و پایبندی به تعهدات بینالمللی را برجسته میسازد.
مقامهای تاجیکستان طالبان را به «بیمسئولیتی و عدم پایبندی مکرر» متهم کرده و خواستار تضمین امنیت مرزها شدهاند؛ درخواستی که با توجه به وضعیت شکننده امنیتی در بدخشان و سیاستهای سختگیرانه طالبان، از جمله سرکوب کشت کوکنار، همچنان بیپاسخ مانده است.
مجموع این تحولات نشان میدهد که طالبان، در حالی با رجوع مداوم به تاریخ و ادبیات «مقاومت» تلاش میکنند افکار عمومی را بسیج کنند، در عمل با بحرانهای همزمان مشروعیت، کارآمدی، انسجام درونی و اعتماد منطقهای روبهرو هستند؛ بحرانهایی که با صدور بیانیههای کلی و مفاهیم مبهم امنیتی حل نخواهد شد.
رهبر طالبان در سالگرد تهاجم شوروی: آزادی در خطر دسیسهها است


