خبرگزاری راسک: پژوهشگران و تحلیلگران فرهنگی بر این باورند که لُرهای ایران و افغانستان، تاجیکها و بخشی از ازبکهای آسیای مرکزی، پارههایی از یک هویت فرهنگی و تاریخی یکپارچهاند که امروز به نام ایرانشهر یا ایران بزرگ فرهنگی شناخته میشود. این هویت مشترک، طی قرون متمادی در گستره وسیعی از جغرافیای غرب و مرکز آسیا شکل گرفته و زبان و ادبیات فارسی در آن نقش اصلی را ایفا کرده است.
تحلیلگران تاریخی تأکید میکنند که دشمنان و بدخواهان طی قرون گذشته بارها تلاش کردهاند تا این همبستگی فرهنگی و زبانی را نابود کنند، اما در مسیر تاریخ، مردمان ایرانشهر همواره توانستهاند در گذرگاههای فرهنگی و تاریخی یکدیگر را یافته و پیوندهای خود را حفظ کنند.
زبان فارسی، از ایران تا افغانستان، تاجیکستان و بخشهایی از ازبکستان، بهعنوان چراغ روشناییبخشی و عامل پیوند فرهنگی ایفای نقش میکند. گویشهای فارسی، دری و تاجیکی، هرچند با تفاوتهای محلی همراهاند، اما ریشهای واحد و تاریخ مشترک دارند و در طول تاریخ، بهویژه در زمینه ادبیات، فرهنگ و هنر، نقش تعیینکنندهای در شکلدهی هویت مردم ایرانشهر ایفا کردهاند.
پژوهشها نشان میدهند که مراکز فرهنگی و تاریخی در آسیای مرکزی، از جمله بخارا، سمرقند و خجند، از دیرباز پایگاههای مهم ادبیات و آموزش زبان فارسی بودهاند و تا امروز آثار فرهنگی و ادبی این شهرها نقش مهمی در حفظ هویت مشترک ایرانشهر دارند.
همچنین مناسبتها و آیینهای مشترک مانند نوروز، مهرگان و سده، علاوه بر ایران، در افغانستان و تاجیکستان نیز برگزار میشوند و نشاندهنده پیوند فرهنگی فراتر از مرزهای سیاسی امروز است.
کارشناسان فرهنگی بر این باورند که حفظ و تقویت زبان فارسی بهعنوان میراث مشترک، نهتنها وسیله ارتباطی بلکه عامل اصلی همبستگی فرهنگی مردم ایرانشهر است و میتواند پایهای برای ایجاد همگرایی اجتماعی و فرهنگی میان جوامع فارسیزبان باشد.
سیامک رستمی، پژوهشگر فرهنگی، در این زمینه تأکید میکند: «زبان پارسی چراغ روشناییبخشی است که ما را به سوی همبستگی و یکپارچگی رهنمون میکند و باید همه ما، نگاهبان و دلسوز این زبان باشیم.»
میوند ها افغان(پشتون) نیستند


