نویسنده: جورجیو کافیهرو
خبرگزاری راسک: به گزارش نشریه نشنال اینترست، در حالی که تنشها میان پاکستان و طالبان ادامه دارد، اسلامآباد از دیپلماسی فشارمحور به سمت «تشدید کنترلشده» حرکت کرده است؛ راهبردی که هدف آن واداشتن طالبان به مهار گروههای مسلح فرامرزی است. با این حال، عملکرد طالبان در مدیریت امنیت و روابط منطقهای، نهتنها به کاهش بحران کمکی نکرده، بلکه مرز مشترک را به یکی از بیثباتترین کانونهای امنیتی منطقه تبدیل کرده است.
طی یک سال گذشته، مرز افغانستان و پاکستان شاهد تبادل آتش و حملات هوایی بوده است؛ وضعیتی که پس از بازگشت طالبان به قدرت در اوت ۲۰۲۱ به اوج خود رسیده است. پاکستان طالبان را متهم میکند که به گروههای مسلحی چون «تحریک طالبان پاکستان» (تیتیپی) و «ارتش آزادیبخش بلوچستان» اجازه فعالیت از خاک افغانستان میدهند. این اتهامات، ضعف ساختاری طالبان در اعمال حاکمیت مؤثر و کنترل گروههای همسو اما مستقل را برجسته میکند؛ ضعفی که پیامد مستقیم آن، تشدید ناامنی منطقهای است.
اسلامآباد در واکنش، عملیات نظامی خود را گسترش داده و با نزدیکشدن به سال ۲۰۲۶، چشمانداز یک توافق سیاسی کمرنگتر شده است. این روند نشان میدهد طالبان، علیرغم ادعای «امنیتسازی»، در عمل به عامل بیثباتی مرزی بدل شدهاند.
این تشدید تنشها در تضاد با گذشته است؛ زمانی که پاکستان از معدود کشورهایی بود که طالبان دهه ۱۹۹۰ را به رسمیت شناخت. با این حال، بازگشت طالبان نه «عمق راهبردی» برای پاکستان، بلکه «فشار راهبردی» ایجاد کرده است. حملات فرامرزی افزایش یافته و اسلامآباد اکنون بهطور علنی طالبان را به مدارا، و حتی تسهیل فعالیت گروههای تهدیدکننده امنیت داخلی پاکستان متهم میکند.
از نگاه پاکستان، تیتیپی مهمترین تهدید امنیت ملی است؛ گروهی که از سال ۲۰۰۷ علیه دولت پاکستان میجنگد و خواهان براندازی نظام سیاسی و تحمیل قرائتی سختگیرانه از شریعت است. هرچند تیتیپی از نظر ایدئولوژیک به طالبان نزدیک است، اما خارج از کنترل مستقیم کابل عمل میکند. ناتوانی یا عدم تمایل طالبان به مهار این گروه، حملات را بهویژه از سال ۲۰۲۴ تشدید کرده و مسئولیتگریزی ساختاری طالبان را برجسته ساخته است.
نگرانیهای پاکستان با گسترش روابط طالبان و هند تشدید شده است؛ رابطهای که با سفر پرسروصدای وزیر خارجه طالبان به دهلینو برجسته شد. اسلامآباد این نزدیکی را تهدیدی مستقیم برای موازنه منطقهای میداند. طالبان، در عین ادعای استقلال سیاست خارجی، عملاً با این رویکرد به بیثباتی ژئوپلیتیک دامن زدهاند.
طالبان اتهامات پاکستان را رد کرده و حملات هوایی پاکستان را «نقض حاکمیت افغانستان» میخوانند. اما این موضعگیری، خلأ اصلی را پنهان نمیکند: ناتوانی طالبان در ارائه تضمینهای امنیتی معتبر و پاسخگو بودن در برابر پیامدهای حضور گروههای مسلح در خاک افغانستان.
پاکستان احتمالاً حملات هوایی و پهپادی را افزایش خواهد داد تا فضای عملیاتی را برای تیتیپی در جنوب افغانستان تنگ کند. این بخشی از راهبرد چهارمرحلهای اسلامآباد است که شامل جابهجایی فشار به شمال افغانستان و حتی حمایت غیرمستقیم از گروههای ضدطالبان میشود؛ وضعیتی که نشان میدهد سیاستهای امنیتی طالبان، افغانستان را به میدان رقابت نیابتی سوق داده است.
چین، روسیه، ایران و قطر تلاش کردهاند میانجیگری کنند. چین نگران پروژههای «کمربند و جاده» و امنیت سرمایهگذاریهاست؛ روسیه طالبان را شریک ضدتروریسم میخواند اما خواستار کاهش تنش است؛ ایران از خلأ قدرت و تقویت داعش خراسان بیم دارد. با این حال، سابقه طالبان در پایبندی ناقص به توافقها و کارنامه حقوق بشری ضعیف، اعتماد میانجیها را محدود کرده است.
بهرغم گفتوگوها در دوحه و استانبول، اختلافات بنیادین باقی است. پاکستان خواهان اقدام قاطع طالبان علیه تیتیپی است؛ اقدامی که طالبان یا قادر به انجام آن نیستند یا از بیم شکاف داخلی و فروپاشی قدرت، از آن پرهیز میکنند. این محاسبه کوتاهمدت طالبان، هزینهای بلندمدت برای ثبات منطقه دارد.
برآیند تحولات نشان میدهد بنبست کنونی در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه خواهد داشت: حملات هوایی بیشتر، درگیریهای مرزی مکرر و اتکای فزاینده به بازیگران نیابتی. تا زمانی که طالبان نتوانند یا نخواهند مسئولیت امنیت فرامرزی را بپذیرند، مرز افغانستان و پاکستان همچنان یکی از پرتنشترین خطوط ژئوپلیتیک اوراسیا باقی میماند.


