RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
رویدادهای خبری

ثبات بدون دولت‌سازی: چرا آرامش فعلی افغانستان موقتی است؟

Published ۱۴۰۴/۱۰/۰۹
SHARE

نویسنده: سانیا خان

خبرگزاری راسک: بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان در ابتدا با وعده اصلاح جنگ‌های دهه‌ها، فساد گسترده و حکمرانی تحمیل‌شده از خارج همراه بود. بیش از چهار سال پس از آن، نظم سیاسی شکل‌گرفته، فاصله زیادی با یک دولت کارآمد دارد و بیشتر شبیه یک تجربه تمرکز قدرت افراطی و مطلق‌گرایی ایدئولوژیک است؛ مدلی که شاید سطحی از نظم را برقرار کند، اما فاقد عمق نهادی، شمولیت و انعطاف‌پذیری لازم برای ثبات پایدار است.
به گزارش اوراسیا ریویو، گزارش شانزدهم تیم تحلیلی و نظارتی شورای امنیت سازمان ملل، معتبرترین ارزیابی از حکمرانی طالبان تاکنون، نشان می‌دهد که این رژیم بیش از آنکه متکی به نهادهای دولتی باشد، بر قدرت شخصی، دگم‌های سخت و کنترل سرکوبگرانه استوار است. در رأس این نظام، حبیب‌الله آخوندزاده، رهبر عالی طالبان، قرار دارد؛ فردی که نقش او فراتر از یک رئیس دولت معمولی است و عمدتاً از طریق احکام دینی فرمان می‌دهد و وزارتخانه‌ها و ساختارهای اداری کشور در بهترین حالت نقش فرعی دارند.
تمرکز قدرت، حکمرانی را توخالی کرده است. تصمیم‌گیری‌ها کاملاً متمرکز، انتصابات بر اساس وفاداری و هرگونه مخالفت چه سیاسی، اداری یا حتی فقهی به‌طور سیستماتیک سرکوب می‌شود. شوراهای استانی علما که در سراسر کشور ایجاد شده‌اند، نه نماینده مردم بلکه ابزارهایی ایدئولوژیک برای اجرای دستورات کندهار هستند. نتیجه، مدلی است که شایستگی را فدای تبعیت و کارآمدی را فدای اطاعت کرده است.
در عین حال، درون طالبان تنش‌های داخلی پابرجاست. بارزترین اختلاف میان سخت‌گیران کندهاری و عمل‌گرایان کابل، به‌ویژه شبکه حقانی تحت رهبری وزیر کشور سراج‌الدین حقانی، دیده می‌شود. اگرچه حقانی هنوز مخالفت علنی نکرده است، اما تردیدهای او درباره ناکامی‌های حکمرانی و ممنوعیت آموزش دختران، شکاف‌های ایدئولوژیک درون جنبش را آشکار می‌کند. حاشیه‌نشینی، بازداشت یا تبعید رهبران طالبان که این سیاست‌ها را به چالش کشیدند، نشان می‌دهد که حتی بحث داخلی در چارچوب مذهبی نیز تحمل نمی‌شود.
این بی‌تحملی به جامعه نیز منتقل شده است. طالبان رضایت عمومی را پیش‌شرط مشروعیت نمی‌دانند. حکمرانی شفاف نیست، ارتباطات محدود و پاسخ‌گویی تقریباً صفر است. تصمیمات خودسرانه مانند قطع اینترنت سراسری در اکتبر ۲۰۲۵، حکمرانی مبتنی بر تکانه را نشان می‌دهد و حتی بازگشت جزئی این تصمیمات نیز بی‌اعتمادی عمومی و شکنندگی نهادها را تقویت کرده است.
پیامد بلندمدت و آسیب‌زننده‌تر حکومت طالبان، بازمهندسی نظام آموزشی است. آموزش تحت کنترل مستقیم آخوندزاده قرار گرفته و به ابزاری برای القای ایدئولوژیک تبدیل شده است. رشته‌های مختلف دانشگاهی از جمله علوم سیاسی، حقوق، اقتصاد، جامعه‌شناسی، رسانه و مطالعات جنسیت ممنوع یا تحریف شده‌اند. مفاهیم شهروندی مانند دموکراسی، حقوق بشر و حقوق زنان از برنامه‌های درسی حذف شده‌اند و ادامه ممنوعیت آموزش دختران، سرمایه انسانی و آینده اقتصادی کشور را به‌طور جدی تهدید می‌کند.
با وجود محدودیت‌های شدید مالی، طالبان ساخت مساجد و مدارس دینی را در اولویت قرار داده‌اند و تفسیری یکنواخت از اسلام هانفی-دیوبندی را ترویج می‌کنند، در حالی که سایر سنت‌های اسلامی را به حاشیه رانده‌اند. این تمرکز بر یکسان‌سازی ایدئولوژیک، تنوع تاریخی افغانستان را کاهش داده و نظارت و سرکوب کنشگران مذهبی مستقل را شدت بخشیده است.
از نظر امنیتی، طالبان کاهش نسبی خشونت نسبت به قبل از ۲۰۲۱ را موفقیت می‌دانند. هرچند عملیات علیه داعش-خراسان تلفات گروه را افزایش داده، اما آن را نابود نکرده است. بیش از ۲۰ سازمان تروریستی دیگر نیز در افغانستان فعال هستند که برخی با طالبان همکاری دارند. جذب شبه‌نظامیان سابق به نیروهای امنیتی، اگرچه نیروی انسانی را افزایش داده، اما خطر نفوذ ایدئولوژیک، ضعف انضباط و ناپایداری بلندمدت را بالا برده است.
از لحاظ اقتصادی، افغانستان در لبه فروپاشی قرار دارد. تولید ناخالص داخلی کاهش یافته، بیکاری نزدیک ۷۵ درصد است و بیش از ۷۰ درصد مردم به کمک‌های بشردوستانه وابسته‌اند. بازگرداندن اجباری میلیون‌ها افغانستانی و محدودیت زنان کارمند در نهادهای امدادی، بحران اقتصادی را تشدید کرده است. در حالی که درآمد داخلی کمی بهبود یافته، همچنان کافی برای جلوگیری از فروپاشی ساختاری نیست.
طالبان بدون شک قدرت خود را تثبیت کرده و نوعی نظم برقرار کرده‌اند، اما این نظم شکننده است؛ بر اجبار، ایدئولوژی و سرکوب استوار است و نه بر مشارکت، نهادسازی و مصالحه. برای پاکستان و منطقه، این مدل حکمرانی بسته و انعطاف‌ناپذیر پیامدهای امنیتی جدی دارد. افغانستانی که اصلاح‌پذیر نیست، به تنوع‌گرایی دشمنی می‌ورزد و شبه‌نظامیان را پناه می‌دهد، به‌سادگی یک مشکل داخلی نخواهد ماند.

ثبات بدون دولت‌سازی، واقعی نیست. تا زمانی که طالبان به حکمرانی فراگیر، پاسخگو و عملیاتی نرسند، آرامش فعلی افغانستان موقتی خواهد بود و آسیب‌پذیری‌های عمیق‌تری را پنهان خواهد کرد که آینده و امنیت منطقه را تهدید می‌کند.

RASC ۱۴۰۴/۱۰/۰۹

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
خبرگزاری راسک: کِنِث گریفین، یکی از میلیاردرانی‌که بیش از نیم میلیارد دالر به دانش‌گاه هاروارد کمک مالی انجام داده‌است، در تازه‌ترین اظهارات خود بیان کرده که کمک‌های مالی خود به این دانش‌گاه را به علت «بحران رهبری» آن برای فعلن متوقف کرده‌است. «رویترز»، گزارش داده که گریفین این موضوع را سه‌شنبه، ۱۰ دلو/ بهمن، در جریان کنفرانس انجمن وجوه مدیریت‌شده در میامی فلوریدا مطرح کرده‌است. وی در میامی اظهار داشته: «تا وقتی‌که هاروارد به طور کامل روشن نسازد که می‌خواهد، نقش خودش را به عنوان آموزش‌دهنده‌ی مردان و زنان جوان آمریکایی برای رهبری و حل مشکلات و موضوعات دشوار دوباره از سر گیرد، من علاقه‌ای ندارم از آن حمایت کنم.» گریفین در ماه آوریل با اهدای ۳۰۰ میلیون دلالر به دانش‌گاه هاروارد خبرساز شد و مجموع هدایای خود را به بیش از نیم میلیارد دلار رساند. طبق گفته‌ی رویترز، هاروارد با سرمایه‌ای ۵۰.۷ میلیارد دالر ثروت‌مندترین دانش‌گاه ایالات متحده به شمار می‌رود، اما از سوی فارغ‌التحصیلانی مانند آکمن به سوءمدیریت دارایی‌ها متهم شده‌است. موضع‌گیری اخیر گریفین نشان‌دهنده‌ی آن‌ست که سایر اهداکنندگان بزرگ نیز ممکن دارد، حمایت خود را از این دانش‌گاه دریغ کنند. منتقدان هاروارد بیان کرده‌اند که فیس/شهریه‌ای نزدیک به ۸۰ هزار دالر در سال که از سوی این دانش‌گاه برای دانش‌جویان مقطع کارشناسی تعیین شده، منجر‌شده تا تحصیل در آن تقریبا غیرممکن شود.
جهانرویدادهای خبری

یکی از میلیاردران آمریکایی کمک‌های مالی خود به دانش‌گاه هاروارد را قطع کرد

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۲/۱۱/۱۱
نصیر فایق: مردم افغانستان بیش از هر زمان به حمایت جهانی نیاز دارند
طالبان در هرات یک صراف را بازداشت و شماری را لت‌و‌کوب کردند
«می‌ترسم پسرم به‌جای دانش‌مند شدن، یک بمب‌افکن تربیه شود»
حملات هوایی روسیه بر اوکراین ۴۱ کشته و زخمی برجا گذاشت
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?