خبرگزاری راسک: در این روزها فضای اقتصادی و سیاسی جامعه ایران اندکی مکدر شده است. مخالفان داخلی حکومت تحت فشار اقتصادی ناشی از تحریم های خارجی و همچنان نفوذ امنیتی برخی دستگاه های استخباراتی به خیابان ها آمده اند؛ همچنان باید یادآوری کردکه فسادمالی گسترده در ساختارهای اقتصادی این کشور در امر تسهیل چنین شرایطی نقش جدی داشته است. هرچند وسعت این اعتراضات مانند سالهای قبل نیست، اما می تواند یک چالش جدی برای حاکمیت محسوب گردد. در کنار آن، مخالفان خارجی ایران از جمله آمریکا و اسرائیل آستین برزده اند تا در هرصورت ممکن ضربه ی محکم بر پیکر حاکمیت ایران وارد کنند. چرایی و چگونگی این مبحث درفرصت دیگری مورد بررسی قرار خواهد گرفت، اما آنچه درحال حاضر مسلم است، این است که جامعه ایران دچار اختلال شده و گسل های قومی، مذهبی و طبقاتی این کشور به شدت تحریک شده اند.
در این میان کردها که بیشتر در شمال غرب و تاحدودی در غرب ایران زندگی می کنند، هوای تجزیه ایران و تشکیل کشور مستقل کردی را برسر می پرورانند. کردها اکثرا مسلح هستند و گروه های سازمان یافته نظامی و سیاسی آنها در پیشبرد این برنامه ها دخالت مستقیم دارند. همچنان اسرائیل به عنوان حامی اصلی و مستقیم جریان های جدای طلب کردها در ایران و منطقه، در این روزها سخاوتمندانه چترحمایت خویش را برسر جریان های تجزیه طلب کرد گسترانده است. درچنین شرایطی است که اکثرگروه های سیاسی و نظامی کرد در این روزها تلاش دارند تا انسجام خویش را تقویت کرده و با استفاده حداکثری از این فرصت، بخش های از خاک ایران را جدا کنند.
ترک ها که در غرب ایران موقعیت دارند و عمدتا در استان های مرزی آذربایجان و ترکیه حضور دارند، مدت هاست که تحت تاثیر اندیشه های پان ترکیستی آقای اردوغان و آقای الهام علیاف رئیسجمهور آذربایجان به دنبال تقویت و وحدت جغرافیای ترک نشین بوده و هوای ضمیه کردن بخش های از خاک ایران به آذربایجان و ترکیه را دارند. گسل قومی مناطق عرب نشین هم به شدت تشدید شده و اسرائیل در صدد تشکیل کشور کوچک عربی درخاک ایران است. چیزی مشابه به امارات، بحرین و غیره که نه تنها کاملا مطیع و سرسپرده باشد، بلکه مانند اکثر کشورهای عربی، زمینه ساز تسهیل سلطه مطلق اسرائیل درخاورمیانه، جهان اسلام و بخش های از آفریقا باشد.
در این میان نقاط شرقی ایران هم خالی از توجه نمانده است. اتاق فکرطالبان در این روزها به این اندیشه افتاده است که از پیکر پاره پاره شده احتمالی ایران سودی ببرد.
منابع امنیتی و تحلیلی آگاه به خبرگزاری راسک گفتهاند که اتاق فکرطالبان بهطور پنهانی در حال بررسی سناریوهایی است که بر اساس آن، در صورت ایجاد اختلال امنیتی و سیاسی در ایران، طالبان عملیات غصب بخشهایی از خاک ایران، از جمله استان های خراسانی شمالی، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان را آغاز کنند. به گفته این منابع، پروژه نفوذ تدریجی این سناریوها مدت است که آغاز شده و درچهار چوب طرحهای فرصتطلبانه، شبکهای و چندلایه توسط حلقههای فکری، تصمیمسازی و استخباراتی طالبان درحال اجراست. طرحهایی که بر نفوذ نرم، ایجاد واقعیت میدانی، بهرهگیری از شبکههای غیررسمی و نفوذ تدریجی بر ساختارهای محلی تکیه دارند. به گفته این منابع، نگاه طالبان معطوف به ایجاد کانونهای نفوذ آرام در پیرامون شهرهای مهم برای تاثیرگذاری روی ساکنین آنهاست. آنچه مدنظر است، نه اعلام جنگ، بلکه منطق خزنده طالبان برای تغییر واقعیتهای محلی است؛ منطق غصب اما بدون پرچم.
تحلیلگران راسک یادآور میشوند که طالبان در سالهای گذشته نشان دادهاند که از الگوی پیشروی خاموش استفاده میکنند. الگوی که نوع کپی برداری از سابقه سیاسی و امنیتی خود آنها ست؛ الگوی مانند ایجاد نیروهای نیابتی و غیررسمی، ارتباط با جوامع محلی، ایجاد بحران های مبهم امنیتی بدون پذیرش مسئولیت حقوقی آن، بخش از این طرح ها است. این الگو، در مناطق مرزی شکننده، میتواند بسیار موثر واقع شود. درکنار آن، قابل ذکر است که ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه بلوچ و جامعه افغان یا پشتون دارای شباهت های بسیار جدی است. علاوه بر اشتراکات فرهنگی و اجتماعی، این دوگروه احساس هم فکری سیاسی نیز دارند. پشتون ها و بلوچ ها به خاطر احساس جدای طلبی شان از پاکستان و ایران روابط دیرینه وگسترده داشته اند. مولوی عبدالحمید یکی از رهبران سرشناس جامعه بلوچ ایران از حامیان اصلی طالبان به شمار می رود. ایشان این موضوع را بارها در سخنرانی هایش اظهار کرده است.
بسیاری از رسانه های بلوچ به نفع طالبان تبلیغ می کنند. بسیاری از جریان های نظامی بلوچ مخالف ایران، در حال حاضر درخاک افغانستان حضور دارند و حتا برخی آز آنها درساختارهای حاکمیت طالبان ماموریت رسمی دارند.
سفر برخی مقامات طالبان به سیستان و بلوچستان و دیدار آنها با برخی بزرگان این مناطق را هم می توان در همین راستا تعبیر کرد. علاوه براین، مقامات طالبان ادعای تاریخی هم دارند. آنها این بخش از خاک ایران را میراث گذشته احمدشاه ابدالی و بخش از قلمرو حاکمیت ایشان تعریف می کنند. برهمین اساس استان های خراسان شمالی، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان در این ارزیابیها بهطور مشخص مطرح شده است. البته نه تنها به دلیل نزدیکی جغرافیایی و پیوندهای تاریخی-اجتماعی، بلکه اهمیت راهبردی تجاری و مسیرهای ترانزیتی آن نیز مدنظر است و این طرح طالبان را به مسیرهای آبی جهان وصل می کند.
مقامات طالبان فکر می کنند که با تسخیر این بخش از خاک ایران، به بندرچابهار وصل می شوند و از این طریق به دریای عمان و آب های جهان وصل شده و برای همیشه از فشار پاکستانی ها به خاطر بندرهای آبی رهایی می یابند. به باور آنها این موضوع درنهایت تضمین کننده بقا حاکمیت قومی افغان ها یا پشتون ها در افغانستان است.
در عین حال، کارشناسان تأکید میکنند که سقوط حکومت ایران امر دور از انتظار بوده و احتمال آن بسیار ضعیف است. بر پایه دادههای علوم سیاسی و امنیتی، ایران از ساختار دولتی و نظامی منسجم، ظرفیتهای بازدارنده و توان مدیریت بحران برخوردار است؛ عواملی که در مدلهای تطبیقی فروپاشی دولتها، احتمال سقوط ناگهانی را بهطور معنادار کاهش میدهد. با این وجود، به گفته تحلیلگران، طالبان حتی روی سقوط کامل حساب نمیکنند؛ بلکه منطق آنان مبتنی بر بهرهبرداری از هر سطحی از اختلال، درگیری داخلی یا کاهش تمرکز امنیتی حتی درکوتاهمدت است.
به بیان دیگر، تهدید مورد بحث مشروط به فروپاشی نیست، بلکه با خلأی قابل بهرهبرداری گره خورده است. طالبان در مواضع رسمی بارها ادعا کردهاند که به مرزهای بینالمللی احترام میگذارند. اما به گفته برخی کارشناسان، شکاف میان گفتار دیپلماتیک و رفتار میدانی این گروه، بهویژه در پروندههای مرزی و منابع مشترک، بارها آشکار شده است.
این شکاف، نگرانیها درباره نیات واقعی و راهبردهای پنهان طالبان را تقویت میکند. خبرگزاری راسک تأکید میکند که این گزارش بر پایه منابع موثق، تحلیلهای چندرشتهای و بررسی الگوهای رفتاری طالبان تهیه شده است و ادامه خواهد داشت.


