RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
رویدادهای خبری

جنگ پشت پرده طالبان؛ حقانی‌ها و قندهاری‌ها در تقابل کامل

Published ۱۴۰۴/۱۱/۰۵
SHARE

نویسنده: نوید حسین

خبرگزاری راسک: افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان هنوز فرو نپاشیده است، اما نشانه‌های فرسایش ساختاری در این رژیم بیش از هر زمان دیگر آشکار شده است. آنچه در سال ۲۰۲۱ به‌عنوان «پیروزی یکپارچه» معرفی می‌شد، اکنون به شبکه‌ای از شکاف‌های درونی، رقابت‌های قبیله‌ای و نزاع‌های قدرت تبدیل شده است. طالبان از آغاز هرگز یک جریان منسجم ایدئولوژیک نبودند؛ بلکه ائتلافی ناهمگون از جنگجویان، روحانیون، قبایل و شبکه‌های شبه‌نظامی بودند که تنها نقطه اشتراک‌شان، اخراج نیروهای غربی از افغانستان بود. پس از تحقق این هدف، اختلافات سرکوب‌شده، به سطح حاکمیت منتقل شد.

در مرکز این بحران، شکاف فزاینده میان «روحانیت قندهاری» ـ به‌عنوان هسته ایدئولوژیک طالبان ـ و «شبکه حقانی» ـ بازوی نظامی و امنیتی طالبان ـ قرار دارد. شبکه‌ای که بیشترین هزینه انسانی جنگ را پرداخت کرده، اکنون خود را در ساختار قدرت به‌حاشیه‌رانده‌شده می‌بیند. این تضاد نشان می‌دهد که طالبان حتی در درون خود نیز فاقد یک مدل پایدار حکمرانی هستند و رژیم بر پایه موازنه‌ای شکننده از زور، مشروعیت دینی و انحصار قبیله‌ای اداره می‌شود.

افشای فایل صوتی منسوب به ملا هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، که در آن از خطر فروپاشی «امارت اسلامی» سخن می‌گوید، عملاً اعتراف غیرمستقیم به بحران مشروعیت درونی است. این سخنرانی که در قندهار ـ مرکز ایدئولوژیک طالبان ـ انجام شده، نشان می‌دهد که حتی رهبر عالی طالبان نیز دیگر قادر به مهار کامل شکاف‌ها نیست. نتیجه مستقیم این وضعیت، تضعیف اقتدار کابل و فعال‌شدن دوباره نیروهای مسلح مخالف در شمال افغانستان است.

سه روز پس از سقوط کابل، اختلاف بر سر تقسیم قدرت آغاز شد. قندهاری‌ها تلاش کردند شبکه حقانی را از مناصب کلیدی حذف کنند. سراج‌الدین حقانی که خود را شایسته نخست‌وزیری می‌دانست، با مخالفت شدید رهبران قندهاری مواجه شد. این منازعه حتی به درگیری فیزیکی میان نزدیکان دو طرف انجامید. در نهایت، با حمایت ضمنی هبت‌الله، قندهاری‌ها کنترل شوراها را حفظ کردند و با انتصاب معاونان خود در وزارتخانه‌های تحت مدیریت حقانی‌ها، عملاً شبکه حقانی را خلع قدرت اجرایی کردند.
این سازوکار نشان می‌دهد که طالبان نه بر پایه نهاد، بلکه بر اساس مهندسی قدرت قبیله‌ای اداره می‌شوند؛ الگویی که ذاتاً ناپایدار، اقتدارگرا و فاقد شفافیت سیاسی است.

قندهاری‌ها در ادامه، شبکه حقانی را از طریق کمیسیون‌های موسوم به «آشتی» و حتی تخریب مدارس خانوادگی حقانی‌ها به‌صورت سیستماتیک تضعیف کردند. خروج موقت سراج‌الدین به دوبی در سال ۲۰۲۵، نشانه‌ای از بحران درونی طالبان بود. مذاکرات بعدی میان او و رهبر طالبان نیز با تحقیر و تهدید پایان یافت؛ جایی که هبت‌الله او را «عامل پاکستان و آمریکا» خواند.
این ادبیات، نشان‌دهنده منطق قدرت در طالبان است: حذف رقیب نه از مسیر سیاست، بلکه از مسیر تکفیر، بی‌اعتباری و سرکوب درون‌ساختاری.

اختلافات طالبان صرفاً سیاسی نیست؛ بلکه ریشه ایدئولوژیک دارد. شبکه حقانی گرایش عمل‌گرایانه‌تری دارد و خواهان کاهش فشارهای بین‌المللی است؛ در حالی که رهبران قندهاری با جهان‌بینی بنیادگرایانه، سیاست‌های افراطی چون ممنوعیت آموزش دختران، سانسور رسانه‌ها و کنترل اینترنت را تحمیل کرده‌اند.
این تضاد نشان می‌دهد که طالبان حتی در تعریف «اسلام سیاسی» نیز دچار بحران هستند و هیچ پروژه حکمرانی قابل دفاعی برای جامعه افغانستان ارائه نمی‌کنند.

ممنوعیت آموزش بیش از ۲.۲ میلیون دختر، نه‌تنها افغانستان را به انزوای جهانی کشانده، بلکه شکاف‌های داخلی طالبان را نیز تشدید کرده است. چهره‌هایی چون عباس استانکزی که با این سیاست مخالفت کردند، کنار گذاشته شدند. این نشان می‌دهد که در ساختار طالبان، حتی مخالفت درون‌ایدئولوژیک نیز تحمل نمی‌شود.
رژیمی که آموزش زنان را تهدید امنیت می‌داند، عملاً خود را در برابر جامعه و آینده کشور قرار داده است.

طالبان به‌شدت پشتون‌محور باقی مانده‌اند. تاجیک‌ها، ازبک‌ها و هزاره‌ها از مناصب کلیدی حذف شده‌اند. منابع طبیعی، معادن و مسیرهای تجاری در اختیار حلقه‌های قندهاری و خانواده‌های خاص قرار گرفته است. گزارش‌ها از فساد خانوادگی، انحصار سرمایه و توزیع قدرت میان چهار خانواده اصلی طالبان حکایت دارد.
این وضعیت، طالبان را از یک گروه شبه‌نظامی به یک الیگارشی قبیله‌ای تبدیل کرده است.

تحلیل‌گران معتقدند ترکیب شکاف‌های ایدئولوژیک، رقابت بر سر منابع، فساد ساختاری و حذف قومی، پایه‌های رژیم طالبان را به‌تدریج فرسوده می‌کند. برخلاف ظاهر منسجم، طالبان با بحرانی مواجه‌اند که نه خارجی، بلکه درونی است.

رهبر طالبان با تمرکز افراطی قدرت، عملاً دولت را به یک نظام شخصی تبدیل کرده است. نخست‌وزیر حتی به گفته منابع، خود را «مهر لاستیکی» می‌داند. همه تصمیم‌ها از قندهار صادر می‌شود؛ کابل به حاشیه رانده شده است.

هم‌زمان با تشدید شکاف‌ها، جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی افغانستان حملات خود را افزایش داده‌اند. تنها در دسامبر ۲۰۲۵، بیش از ۱۶ حمله در استان‌های مختلف صورت گرفت. این روند نشان می‌دهد که طالبان برخلاف ادعای خود، کنترل پایدار بر کشور ندارند.

طالبان امروز بیش از هر زمان دیگر، قربانی تناقض درونی خود هستند:
رژیمی که بر پایه زور شکل گرفته، با زور اداره می‌شود و با زور نیز فرسوده خواهد شد. شکاف میان قندهاری‌های سخت‌گیر و حقانی‌های عمل‌گرا، حذف سیستماتیک اقوام غیرپشتون، تمرکز افراطی قدرت و بحران مشروعیت اجتماعی، همگی نشان می‌دهد که «امارت اسلامی» فاقد ظرفیت حکمرانی پایدار است.

طالبان ممکن است جنگ را برده باشند، اما صلح را باخته‌اند. و خطر واقعی برای بقای آن‌ها، نه از خارج، بلکه از درون ساختار پوسیده خودشان برخاسته است.

RASC ۱۴۰۴/۱۱/۰۵

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
افغانستانرویدادهای خبری

خودکشی یک زن در استان پکتیکا

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۳/۰۲/۰۲
مقامات طالبان اختلافات خود را پنهان و نشانه‌ها عیان می‌کند
گزارش‌گر شورای حقوق بشر: گروه طالبان زنان و دختران را از زندگی اجتماعی حذف کرده‌اند
واکنش تند مدودف به حمله آمریکا به ایران: دستاوردی نداشتند جز آغاز یک جنگ تازه
گروه طالبان: مشکلات داخلی پاکستان ربطی به ما ندارد
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?