خبرگزاری راسک: رحمتالله نبیل، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان، در واکنش به اظهارات داکتر احدی در برنامه «دیدار با تاریخ»، با انتشار یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق)، دیدگاههای مطرحشده در این مصاحبه را نقد کرده و آن را تداوم یک روایت قدیمی و ایدئولوژیک دانسته است.
نبیل نوشته است که سخنان داکتر احدی بیش از آنکه بازتاب یک بازاندیشی انتقادی نسبت به پروژه دولت–ملت در افغانستان باشد، در امتداد سنت فکری حزب «افغان (پشتون) ملت» قرار دارد؛ گفتمانی که به گفته او، از دهه ۱۹۹۰ تاکنون تحول مفهومی معناداری نداشته و همچنان با همان چارچوبهای فکری گذشته به تحلیل واقعیتهای امروز افغانستان میپردازد.
به باور نبیل، افغانستان امروز از نظر اجتماعی، سیاسی و ژئوپولیتیک با دهههای گذشته تفاوت بنیادین دارد و نمیتوان پیچیدگیهای کنونی این کشور را با مفاهیم سادهشده و الگوهای نظری قدیمی توضیح داد. او تأکید کرده است که سادهسازی این واقعیتها یا نادیده گرفتن تحولات ساختاری جامعه افغانستان، میتواند پیامدهای خطرناک سیاسی و اجتماعی به دنبال داشته باشد.
نبیل در بخش دیگری از یادداشت خود، ادعای نمایندگی «۹۰ درصد مردم افغانستان» از سوی برخی چهرهها و جریانهای سیاسی را فاقد پشتوانه عینی دانسته و آن را بیشتر یک شعار حزبی توصیف کرده است تا یک واقعیت قابل سنجش.
او نوشته است که در سیاست مدرن، مفهوم اکثریت تنها از مسیر انتخابات آزاد، نظرسنجیهای معتبر و دادههای مستقل قابل تعریف است، نه از طریق خطابههای سیاسی، روایتهای شخصی یا ادعاهای ذهنی. به گفته نبیل، چنین ادعاهایی در بهترین حالت ابزار بسیج سیاسی و در بدترین حالت تلاشی برای مصادره مفهوم «ملت» به نفع یک روایت خاص است.
رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان در عین حال هشدار داده است که منتقدان روایتهای انحصارگرایانه نیز نباید به بازتولید روایتهای افراطی، حذفگرایانه یا تجزیهطلبانه روی آورند؛ زیرا این روند تنها چرخه تقابلهای رادیکال را تشدید کرده و فضای سیاسی کشور را بیش از پیش مسموم میسازد.
به گفته نبیل، تجربه تاریخ معاصر افغانستان نشان داده است که هر پروژه سیاسی مبتنی بر انحصار هویت، ایدئولوژی، زبان یا روایت تاریخی، در نهایت به تمرکز قدرت، خشونت، فروپاشی اعتماد اجتماعی و بیثباتی پایدار انجامیده است؛ چه این منطق از سوی طالبان مطرح شده باشد و چه از سوی جریانهای سیاسی و نخبگانی دیگر.
نبیل راه برونرفت از بنبست سیاسی افغانستان را حرکت بهسوی یک «قرارداد اجتماعی نوین و شهروندمحور» دانسته است؛ نظمی که در آن برابری حقوقی، تنوع اجتماعی و تکثر فکری به رسمیت شناخته شود.
او نوشته است که ملتسازی نه از طریق حذف تفاوتها، بلکه از راه مدیریت تفاوتها و تضمین حقوق برابر شهروندان ممکن است. به باور نبیل، تاریخ نشان داده است که هرگونه ادعای برتری حتی اگر با زبان دین، تاریخ، نژاد یا فرهنگ بیان شود در نهایت به زیان جامعه و مردم تمام خواهد شد.
نبیل در بخش پایانی یادداشت خود میان اکثریت شهروندان «معتدل و عدالتخواه» و حلقه کوچک «ایدئولوژیک و پرصدا» تفکیک قائل شده و تأکید کرده است که بیشتر مردم افغانستان نه خواهان برتریجوییاند و نه طالب حذف دیگران، بلکه این گروههای افراطی هستند که سیاست هویت و دین را به ابزار قدرت تبدیل کردهاند.
او در پایان، مسئولیت اصلی تحول سیاسی را متوجه نسل جوان دانسته و هشدار داده است که اگر نسل جدید نیز همان الگوهای فکری و سیاسی گذشته را بازتولید کند، امکان نقد، اصلاح و گذار واقعی از بحران تاریخی افغانستان از میان خواهد رفت.
نبیل تأکید کرده است: آینده افغانستان نه با شعارهای هویتی و تقسیمبندیهای قومی، بلکه با نهادسازی، قانونگرایی و برابری شهروندی ساخته میشود.


