خبرگزاری راسک: جان اچکزی، وزیرپیشین اطلاعات ایالت بلوچستان پاکستان، در واکنش به یادداشت اخیر رحمتالله نبیل، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق)، سیاست هویتی در افغانستان را بهشدت نقد کرده و مدعی شده است که دولت افغانستان از آغاز، پروژهای «پشتونمحور» بوده و ساختار قدرت در این کشور طی دو قرن گذشته بهصورت نظاممند در انحصار یک گروه قومی باقی مانده است.
اچکزی در یادداشت خود با انتقاد از آنچه «پنهانشدن پشت واژههای انتزاعی» خوانده، از مفاهیمی چون «شهروندمحوری»، «روایتهای افراطی» و «اقلیتسازی» بهعنوان تعابیری یاد میکند که به باور او واقعیت اصلی توزیع قدرت در افغانستان را پنهان میسازند. او مینویسد که در دو قرن گذشته هیچ بلوچ، هزاره، تاجیک، ازبک یا دیگر اقوام غیرپشتون بهطور پایدار به عالیترین مقام اجرایی کشور دست نیافتهاند و اگر این الگو ادامه یابد، در آینده نیز تغییری در این وضعیت رخ نخواهد داد.
به گفته اچکزی، دولت افغانستان از زمان شکلگیری در قرن هجدهم میلادی، بهویژه از دوره احمدشاه درانی در سال ۱۷۴۷، تا سلطنت بارکزاییها و سپس دولت مدرن قرن بیستم، عمدتاً توسط رهبران پشتون اداره شده است. او تنها به دو استثنای تاریخی اشاره میکند: حکومت نهماهه حبیبالله کلکانی در سال ۱۹۲۹ و ریاستجمهوری برهانالدین ربانی در دهه ۹۰ میلادی که بهگفته او هیچیک نتوانستند بهعنوان نمونهای از «قدرت پایدار غیرپشتونی» تثبیت شوند.
اچکزی همچنین تأکید میکند که این انحصار تنها محدود به ریاست دولت نبوده، بلکه نهادهای کلیدی مانند ارتش، دستگاههای استخباراتی و وزارتخانههای اصلی نیز همواره بازتابدهنده همین ساختار قومی بودهاند؛ ساختاری که به باور او موجب محرومیت تاریخی هزارهها، بلوچها، ازبکها و ترکمنها شده است.
این نویسنده در بخش دیگری از یادداشت خود، بهطور مستقیم به تحلیلهای رحمتالله نبیل میپردازد و میگوید اگرچه نبیل بهدرستی از «روایتهای انحصارگر» و ایدئولوژی «افغان (پشتون) ملت» انتقاد کرده، اما از نامبردن صریح از گروهی که بیشترین بهره را از این ساختار برده، خودداری کرده است. اچکزی این رویکرد را نوعی «برابری کاذب» میداند که بهزعم او مسئولیت تاریخی را رقیق میسازد.
او در عین حال هشدار میدهد که قرار دادن مطالبات اقوام غیرپشتون برای فدرالیسم، تمرکززدایی یا حقوق برابر در کنار «افراطگرایی قومی»، نوعی همسنگسازی نادرست است و واقعیت تاریخی افغانستان را تحریف میکند. به باور او، محرومیت ساختاری در افغانستان نتیجه پروژه دولتسازی پشتونمحور بوده، نه محصول خواستهای سیاسی اقوام غیرپشتون بهحاشیهراندهشده.
اچکزی در پایان یادداشت خود تأکید میکند که بدون اصلاحات بنیادین، از جمله تغییر در قانون اساسی، تضمین واقعی تقسیم قدرت و تمرکززدایی ساختاری، امکان دستیابی اقوام غیرپشتون به ریاستجمهوری مشروع و پایدار وجود نخواهد داشت. او مینویسد تا زمانی که این واقعیت بهصورت صریح و شفاف مطرح نشود، فراخوان به سیاست «شهروندمحور» صرفاً در سطح گفتمان باقی میماند و بنیانهای واقعی قدرت را به چالش نخواهد کشید.
این یادداشت در واکنش به مقاله اخیر رحمتالله نبیل منتشر شده است که در آن، نبیل خواستار عبور از سیاستهای هویتی انحصارگر و شکلگیری قرارداد اجتماعی جدید بر پایه برابری شهروندی شده بود؛ تحلیلی که اکنون با نقد تند جان اچکزی وارد مرحله تازهای از بحث عمومی درباره ساختار قدرت در افغانستان شده است.


