خبرگزاری راسک: دوران ریاست جمهوری اشرف غنی با شعارهایی مانند حمایت از حقوق زنان، توانمندسازی آنها و مشارکت در دولت آغاز شد. اما پشت پرده ارگ، واقعیتی تلخ و وحشتناک جریان داشت که هرگز در آمار رسمی و تبلیغات دولتی منعکس نشد. ارگ، قلب قدرت سیاسی افغانستان، به جای محل تصمیمگیری دموکراتیک و شفاف، به مرکز فساد اخلاقی، سوءاستفاده جنسی و فحشا تبدیل شد.
در مرکز این شبکه فساد، فضل محمود فضلی قرار داشت؛ مردی که رسانهها و منابع داخلی او را «اپستین افغانستان» نامیدهاند. همانند جفری اپستین در آمریکا، او شبکهای گسترده از سوءاستفاده جنسی و مافیای انسانی ایجاد کرد که دختران و زنان را قربانی قدرت، شهوت و پول میکرد. این شبکه با حمایت مستقیم رئیس جمهور وقت و برخی از مقامات ارشد ارگ، توانست سالها بدون هیچ مانعی فعالیت کند.
فضل محمود فضلی، با دسترسی مستقیم به مقامهای بلندپایه و منابع دولتی، زنان و دختران جوان را تحت فشار قرار میداد تا روابط جنسی برقرار کنند و در ازای آن، فرصتهای شغلی و ارتقای مقام دریافت کنند.
قربانیان این شبکه تنها زنان بیبضاعت نبودند؛ خبرنگاران، فعالان حقوق زنان و کارکنان دولت نیز قربانی این چرخه فساد شدند. یکی از قربانیان شناخته شده، مریم سما، خبرنگار سابق طلوعنیوز، بود که فشارهای جنسی و تهدید به حذف از محیط کاری را تجربه کرد.
شهادتها و مستندات متعدد نشان میدهد که دخترانی که از این شبکه سرباز میزدند، تهدید به حذف از سیستم یا حتی اتهام جاسوسی میشدند. نرگس نهان، وزیر پیشین معادن، تاکید کرد که اشرف غنی از این موضوع اطلاع داشت اما اقدامی نکرد.
مصاحبههای حبیبالله احمدزی، مشاور پیشین رئیس جمهور، نشان میدهد که پستهای دولتی و ارتقا در ارگ بر اساس روابط جنسی تعیین میشدند. زنان جوان مجبور به تبعیت از این نظام فساد شده بودند و نرگس نهان و مریم وردک، مشاوران پیشین، این ادعاها را تایید کردند.
یک افسر پلیس که نخواست نامش فاش شود، گزارش داد که دو موتر شیشهسیاه دولتی توسط مرتضوی برای انتقال دختران فاحشه به ارگ استفاده میشد. وقتی پلیس تلاش کرد مانع شود، محافظان ارگ با سلاح تهدید کردند و پلیس مجبور شد موترها را رها کند.
تلکس اطلاعات و منابع محلی گزارش کردهاند که ارگ تبدیل به مرکز سازمانیافتهای برای سوءاستفاده جنسی شد؛ دختران و زنان برای تامین نیازهای جنسی مقامهای ارشد به ارگ منتقل میشدند و فضل محمود فضلی و تیمش این چرخه را مدیریت میکردند.
با وجود اینکه اشرف غنی بارها اعلام کرده بود که از حقوق زنان حمایت میکند، واقعیت نشان داد که او عمداً سکوت کرده و شبکه فساد و سوءاستفاده جنسی در ارگ را رهبری میکرد.
او از اقدامات وزیران و مشاوران خود در سوءاستفاده جنسی زنان اطلاع داشت.
مشاوران ارشد مانند فضلی و مرتضوی با حمایت ارگ، شبکه فساد را گسترش دادند.
سکوت رئیس جمهور سبب شد که قربانیان هیچگونه حمایت قضایی یا امنیتی دریافت نکنند.
وزیر پیشین معادن، نرگس نهان: تاکید کرد که اشرف غنی از آزار جنسی زنان در ارگ خبر داشت اما اقدامی نکرد.
مشاور پیشین مریم وردک: تایید کرد که در ارگ، فحشا و بهرهکشی جنسی از زنان وجود داشت و در بدل سکس، بانوان جوان چوکی میگرفتند.
حبیبالله احمدزی: تصریح کرد که پستهای دولتی بر اساس روابط جنسی با مقامهای ارشد تعیین میشد.
گزارش یوگیتا لیما از بیبیسی: مصاحبه با قربانیان نشان داد که سوءاستفاده جنسی توسط مقامات دولتی، یک پدیده گسترده و سیستماتیک بود.
گزارش پلیس کابل: انتقال دختران به ارگ توسط موترهای شیشهسیاه دولتی و دخالت محافظان، بدون هیچ پیگردی رسمی.
این فساد سیستماتیک پیامدهای عمیق و گستردهای داشت:
تضعیف اعتماد عمومی: مردم افغانستان اعتماد خود را به دولت و نهادهای دولتی از دست دادند.
آسیب به زنان: زنان در محیطهای کاری، دانشگاهها و ادارات دولتی امنیت و حمایت کافی نداشتند.
تضعیف پایههای دموکراسی: سوءاستفاده از قدرت، اعتماد عمومی و مشروعیت حکومت را کاهش داد.
تقویت جریانهای سنتگرا و طالبان: سکوت حکومت در برابر فساد، زمینه را برای تبلیغات افراطگرایان فراهم کرد.
گزارشهای رسانهای، مصاحبهها و اسناد پلیسی، تصویر واضحی از این فساد ارائه میدهند:
مصاحبههای بیبیسی: تقاضای سکس از مقامهای دولتی را در ازای پست و ارتقا تایید میکند.
تلکس معلومات و شبکه اطلاعرسانی افغانستان: تصاویر و شواهدی از انتقال دختران به ارگ و سوءاستفاده جنسی منتشر کردند.
شهادت مشاوران سابق: احمدزی، نرگس نهان و مریم وردک، ادعاهای سوءاستفاده جنسی و فساد اخلاقی را تأیید کردند.
شبکه فساد و سوءاستفاده جنسی در ارگ دوران اشرف غنی، نمونهای از انحطاط اخلاقی و سیاسی در قلب قدرت افغانستان است.
شبکه سازمانیافته: این فساد محدود به یک یا دو فرد نبود، بلکه سیستماتیک و سازمانیافته بود.
پشتیبانی از سوی رئیس جمهور: اشرف غنی، با سکوت و چشمپوشی، به ادامه این فساد را رهبری کرد.
پیامدهای گسترده اجتماعی: قربانیان علاوه بر آسیب جنسی، با تهدیدهای شغلی و اجتماعی مواجه شدند.
ارگ ریاست جمهوری در دوران اشرف غنی به نماد فساد اخلاقی و سوءاستفاده جنسی تبدیل شد. فضل محمود فضلی، مشاور ارشد و اپستین افغانستان، با شبکه گسترده خود، زنان و دختران را قربانی کرد و حکومت، سکوت مرگبار اختیار نمود.
این گزارش نشان میدهد که رسواییهای گسترده و مستندات فساد جنسی در ارگ ریاست جمهوری افغانستان، که طی سالهای حکومت اشرف غنی رخ داد، تنها یک بحران اخلاقی نبود؛ بلکه بنیانهای سیاسی، اجتماعی و امنیتی کشور را به شدت تضعیف کرد. وقتی رئیسجمهور یک کشور، آگاهانه از آزار و تجاوز علیه زنان در نهادهای رسمی چشم میبندد و اجازه میدهد مقامهای ارشد دولتی از قدرت و موقعیت خود برای بهرهکشی جنسی سوءاستفاده کنند، و به گونهای سیستماتیک آنرا رهبری کند، پیامدهای آن فراتر از حوزه اخلاق است، به عنوان نمونه:
ضعف اعتماد عمومی و فروپاشی مشروعیت دولت:
ارگ ریاست جمهوری، که باید نماد قانون، عدالت و امنیت باشد، به مرکزی برای فساد، فحشا و تجارت انسان تبدیل شد. مردم افغانستان دیگر نمیتوانستند به وعدههای حکومت برای حاکمیت قانون و حمایت از حقوق شهروندان، به ویژه زنان، اعتماد کنند. این بیاعتمادی عمومی، زمینهساز سقوط سریع جمهوریت در برابر فشارهای داخلی و خارجی شد.
تضعیف نهادهای حکومتی و امنیت ملی:
وقتی مقامهای ارشد دولتی با روابط جنسی و فساد قدرت خود را تثبیت میکنند، عملکرد نهادهای کلیدی به شدت مختل میشود. تصمیمگیریهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی تحت تاثیر منافع شخصی و فساد قرار گرفت و دولت توانایی مقابله با تهدیدات داخلی و خارجی، از جمله طالبان، را از دست داد.
بیثباتی اجتماعی و فرهنگی:
فرهنگ زنستیزی و بهرهکشی جنسی در ارگ به یک الگوی رفتاری گسترده در جامعه تبدیل شد. این پیامد نه تنها زنان شاغل در نهادهای دولتی، بلکه کل جامعه را تحت تاثیر قرار داد و باعث شد اعتماد به سیستم قضایی، نهادهای حقوق بشری و برنامههای توسعه اجتماعی کاهش یابد.
مشروعیت طالبان و بازگشت آنان:
فساد سیستماتیک و فحشا در حکومت اشرف غنی، بهانه و فرصتی برای طالبان فراهم کرد تا خود را حافظ اخلاق، شریعت و نظم اجتماعی معرفی کنند. وقتی مردم مشاهده کردند که دولت موجود قادر به حفاظت از زنان، حفظ عدالت و مدیریت مشروع کشور نیست، پذیرش و بازگشت طالبان به عنوان جایگزینی که وعده نظم و امنیت میدهد، راحتتر شد.
پیامدهای بلندمدت برای زنان و حقوق بشر:
هرچند شعارهای غنی در حمایت از زنان برجسته بود، اما واقعیت ارگ و نهادهای حکومتی کاملاً متضاد بود. عدم رسیدگی به فساد و آزار جنسی زنان، موجب شد نسل جدید زنان افغانستان در معرض تهدید جدی حقوق، امنیت و فرصتهای شغلی قرار گیرد و توان مشارکت فعال سیاسی و اجتماعی آنها به شدت محدود شود.
هشداری برای جمهوریتها و حکومتهای در حال توسعه:
تجربه افغانستان نشان میدهد که فساد اخلاقی و سوءاستفاده جنسی در بالاترین سطوح قدرت، میتواند نه تنها یک نهاد یا شخص را تضعیف کند، بلکه کل ساختار جمهوریت را فرو بریزد. بیتوجهی به حقوق انسانی، امنیت زنان و پاسخگویی مسئولان، پیامدهایی فراتر از حوزه داخلی دارد و ممکن است موجب بازگشت گروههای افراطی و تغییر مسیر سیاسی یک کشور شود.
فساد گسترده و سکوت رهبر جمهوریت نسبت به آزار و بهرهکشی جنسی، نه فقط بحران اخلاقی، بلکه بحران سیاسی و اجتماعی بزرگی در افغانستان ایجاد کرد. این مسئله، در کنار ضعف اقتصادی، فساد اداری و ناکارآمدی نهادها، باعث شد جمهوریت به سرعت فروبپاشد و طالبان بار دیگر کنترل کشور را در دست بگیرند. پیامد این سقوط، از دست رفتن اعتماد مردم، تضعیف حقوق زنان، و افزایش سلطه گروههای افراطی بود و تجربهای تلخ و عبرتآموز برای همه حکومتها در جهان به شمار میرود.


