نویسنده: اولیا جلالی
خبرگزاری راسک: همه شواهد نشان میدهد که اگر معجزهای رخ ندهد؛ تحولات بزرگی در راه است.
اما برای مردمان فارسیتبار، چنین تحولاتی رخدادهایی عادی نیستند؛ بلکه امتداد تجربههای تاریخی اند.
فارسیتباران در طول تاریخ کارنامه هایی درخشانی داشتهاند. در دوران باستان، شخصیتهای انسانساز و تاریخساز چون زرتشت و کوروش بزرگ پدید آمدند؛ نام و یاد آنان در سنتهای دینی و تاریخی بازتاب یافته است.
کوروش، بنیانگذار امپراتوری هخامنشی، بر اساس منابع تاریخی بر حدود ۴۵ تا ۴۸ درصد جمعیت جهان آن روزگار فرمان میراند؛ جمعیتی که متشکل از ۱۲۰ میلیون تن بود و حکومت او با اصول گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک پیوند خورده بود؛ اصولی که بعدها در سنتهای حقوقی و اخلاقی جهان نیز انعکاس یافت.
در سال ۵۸۶ پیش از میلاد، نبوکدنصر دوم، پادشاه بابل، اورشلیم را فتح کرد؛ معبد یهودیان را ویران ساخت و بسیاری از آنان را به بابل تبعید نمود. اما در سال ۵۳۹ پیش از میلاد، با فتح بابل توسط کوروش، فرمانی صادر شد که بر اساس آن یهودیان آزاد شدند، به سرزمین خود بازگشتند، معابدشان را بازسازی کردند و اموال مقدسشان به آنان بازگردانده شد. این فرمان در کتاب عزرا که بخشی از تورات است ثبت شده و تا امروز در سنت یهودی حفظ شده است.
سر انجام پس از ۲۲۰ سال فرمانروایی جهانی هخامنشیان، کوروش در نبرد با ماساگتها در استپهای نزدیک به قزاقستان امروزی زخمی شد و سرانجام در شیراز درگذشت. آرامگاه او در پاسارگاد، یکی از مهمترین یادمانهای تاریخ ایران است.
۲. ساسانیان و پایان یک امپراتوری؛
امپراتوری ساسانی فارسیتبار که همزمان با ظهور اسلام بود؛ یکی از بزرگترین دولتهای ایرانی در دوران باستان متأخر به شمار میرفت. آخرین پادشاه آن، یزدگرد سوم، پس از بیست سال مقاومت در برابر فتوحات عربی، سرانجام شکست خورد و به مرو که آن زمان بخشی از خراسان بزرگ بود، عقب نشست. او در سال ۶۵۱ میلادی در همانجا به دست آسیابانی ترکتبار که به او پناه برده بود کشته شد و با مرگ او، امپراتوری ۴۲۷ ساله ای ساسانی از تیسفون تا سغد و از سند تا قفقاز فروپاشید.
از این تاریخ به بعد، فارسیتباران دیگر نتوانستند در سرزمینهای تاریخی خود دولتی هم وزن دولتهای باستانی تشکیل دهند.
هرچند در دوران خلافت عباسی، سامانیان فارسی تبار با روایت امت و هویت، بار دیگر توانستند برای حدود ۱۸۵ سال در بخشهای بزرگی از جغرافیای سنتی اجدادی فرمان برانند؛ اما این قدرت نیز در نهایت با فشار دولتهای ترک تباران صحراگرد رو به زوال رفت. آخرین امیر سامانی، منصور بن نوح (منصور دوم) در سال ۱۰۰۸ میلادی به دست قراخانیان شکست خورد؛ سپس به مرو پناه برد و همچون یزدگرد، به دست ترکان کشته شد.
۳. دگرگونیهای پس از سامانیان؛
از آن پس، بخشهای گستردهای از جغرافیای تاریخی فارسی، از سند تا سغد و از تیسفون تا قفقاز در دورههای مختلف تحت فرمانروایی دودمانهایی قرار گرفت که همگی ریشههای ترکی داشتند؛ مانند:غزنویان، سلجوقیان، تیموریان، خوارزمشاهیان، صفویان و شیبانیان؛ این دودمانها عمدتاً از استپهای میان مغولستان، چین و قزاقستان امروزی برخاسته بودند و با یورش چنگیزخان در سال ۱۲۱۸ میلادی به آسیایی مرکزی و سرزمین بومی تاجیکان، ساختار سیاسی منطقه دگرگون شد. با وجود این، زبان و فرهنگ فارسی همچنان در این دولتها جایگاهی محوری داشت و زبان دیوانی و ادبی بسیاری از آنان باقی ماند.
۴. چشمانداز فرهنگی امروز؛
تحولات جهانی و منطقهای نشان میدهد که دورههای دشوار برای فارسیزبانان رو به پایان است و ظرفیتهای فرهنگی، زبانی و تمدنی آنان بار دیگر میتواند زمینهساز خیزشی تازه باشد.
زمان آن فرا رسیده است که جوامع فارسیزبان، فارغ از اختلافات ایدئولوژیک، بر میراث مشترک خود تکیه کنند و برای پاسداشت و تقویت فرهنگ و زبان فارسی از سغد تا تیسفون هم افزایی و همکاری بیشتری داشته باشند.
امروز دیگر دین مبین اسلام در خطر نیست؛ امروز تاریخ، تمدن فارسی و هویت تاجیکان و فارسیتباران در خطر است. تا آنجا که زبان مولانا جلالالدین محمد بلخی در زادگاه او دیگر نمیتواند زبان رسمی و زبان لوایح شهرش باشد.
برای پایان دادن به این ستم یک هزارساله؛ صدای ملت، تاریخ، زبان و هم تباران خود باشیم.
بهار امسال بهاری دیگری خواهد بود.


