قسمت چهارم
نصیر احمد نور؛ مفسد که به جای زندان به استرالیا پرواز کرد
خبرگزاری راسک: این رسانه بر آن است تا عملکرد افراد فاسد و خائن را بهصورت دقیق و مستند بررسی کرده و آنان را به آگاهی مردم افغانستان برساند. این خبرگزاری، در راستای تکمیل تحقیقات رسانهای خویش، افزون بر مطالعه اسناد و مدارک موجود، با افراد آگاه و مطلع در این زمینهها نیز گفتگو کرده و در تدوین گزارشها از دیدگاههای موثق و قابل اعتماد آنان بهره خواهد گرفت. در نهایت، این گزارشها پس از انتشار به زبان فارسی، به زبان انگلیسی نیز ترجمه شده و به وزارتهای امور خارجه، ادارههای مهاجرت و سایر نهادهای ذیربط کشورهایی که این افراد فاسد در آنجا ساکناند، ارسال خواهد شد.
زمانی که صحبت از فساد میشود، مردم افغانستان بیدرنگ به یاد اشرف غنی احمدزی و تیم فاسدش، یا همان «فضلی گروپ» در ارگ ریاست جمهوری افغانستان، میافتند و این گروه را نمونه بارزی از فسادهای شرمآور جنسی و مالی میدانند. اما واقعیت این است که این فساد و این آلودگی، تنها به تیم ایشان در داخل ارگ منحصر نمیشد، بلکه دامن اکثر ادارات و کارمندان دولت فاسد ایشان، از جمله سفارتخانهها را نیز گرفته بود. بهصورت نمونه، سفارت افغانستان در تهران یکی از همین مکانهای به شدت آلوده و ناپاک بود که در این گزارش به آن خواهیم پرداخت.
نصیر احمد نور یکی از فسادپیشگان ماهر بود که میبایست در باره عملکرد او برای مردم افغانستان روشنگری صورت گیرد. آقای نصیر نور اصالتاً از ولایت پنجشیر است. او با استفاده نادرست از نام و امتیازات مردم شرافتمند این ولایت سرافراز، سالهای زیادی چوکیهای سفارت را اشغال کرده و سفارتهای افغانستان در کویت، قطر، ایران و غیره را به گروگان گرفته بود. او در آخرین دوره سفارتش در سال ۱۳۹۱ هجری خورشیدی، بهصورت مصلحتی و بدون رعایت اصول اداری و قانونی، در سفارت افغانستان در تهران حضور پیدا کرده و نزدیک به هشت سال این صندلی را اشغال کرده و سرانجام در اول حمل ۱۳۹۸ هجری خورشیدی به دلیل پرونده قطور مالی و اخلاقیاش، به بهانه تقاعد به داخل فراخوانده شد.
هرچند همانطور که میدانید، دولت اشرف غنی به فساد و فسادپیشگی معروف بود و کمتر به این آلودگیها میپرداخت، اما پرونده فساد جناب نور چنان قطور بود که نادیده گرفتن آن، یک تخلف آشکار برای وزارت خارجه محسوب میگردید. به همین دلیل، او با پروندههای قطور فساد مالی، جنسی و اخلاقیاش به افغانستان برگردانده شده و مدارک مبنی بر تخلفات او در وزارت خارجه ترتیب شد و بعد از تشکیل پرونده به محکمه مربوطه ارسال گردید.
روند بررسی پرونده ایشان تقریباً نهایی شده بود و ایشان علاوه بر زندان، میبایست فقط برای یک فقره از تخلفاتش ۵۶۰ هزار دالر به وزارت خارجه پرداخت میکرد. اما از شانس ایشان، دولت سقوط کرده و به همین دلیل، روند بررسی پرونده ایشان متوقف گردید. در دوره حاکمیت طالبان، پرونده قضایی ایشان بصورت جدی پیگیری نشد و ایشان با استفاده از رابطه و پول، مانع ادامه مجدد روند بررسی قضایی پروندهاش شد. به امید روزی که روند بررسی قانونی این پرونده از سر گرفته شود و قانون و شریعت در مورد ایشان عملی گردد.
او مدت زیادی در کابل حضور داشته و در این اواخر به استرالیا رفته و پرونده قطور فساد مالی و اخلاقیاش در آرشیف وزارت خارجه افغانستان بایگانی شد. اما سوالهای زیادی باقی است که ایشان میبایست پاسخ میداد و محاکم طالبان که ادعای تطبیق شریعت و مبارزه با مفسدین را دارند، میبایست از ایشان میپرسیدند.
طبق منابع و اسناد موثق، ایشان در دوره ماموریتشان در این سفارت، دهها خیانت نابخشودنی مرتکب شدهاند؛ خیانتها و جنایتهایی که هیچکدام قابل کتمان و بخشش نیستند؛ از انتظار طولانی صفها و سرگردانی مردم در خیابانها گرفته تا سوءاستفادههای جنسی، اخاذیهای مالی، رشوهستانیهای گسترده، واریز پولهای دولتی به حسابهای بانکی شخصی، خروج اسناد و مدارک سفارت از داخل اداره، همکاری با سازمانهای استخباراتی کشور میزبان و غیره، بخشی از این خیانتها به شمار میروند.
در کنار همه این مسایل، جناب نور آلوده به فساد اخلاقی نیز بودهاند. منابع تایید میکنند که جناب نور دچار اختلالات شخصیتی و روحی بوده است و برای تحقق تمایلات جنسیاش، افراد مشخصی را استخدام کرده و محل مشخصی را در نظر گرفته بود. فردی به نام رحیم ب را استخدام کرده بود تا این موارد را زمینهسازی کند. رحیم نام، در میان مراجعین و در صفوف انتظار گشتگذار کرده و سوژههای مورد نظر را پیدا کرده و به بهانههای مختلف به محل مورد نظر منتقل میکرد. فردی دیگر به نام صابر الف، که دپلمات و از نزدیکان جناب نور بوده است و در این مورد حرفهای نیز بوده، سوژهها را از رحیم نام تحویل میگرفت.
صابر نام بصورت آشکارا با سوءاستفاده از صلاحیتهای وظیفوی خویش، زنان را به دام انداخته و توقعات افسارگسیخته سکسی خویش را ارضا میکرده است. معمولاً زنان و مردان برای انجام کارهای شخصی خود به سفارت مراجعه کرده و در جلوی باجهها در صفهای طولانی میایستادند. افراد جناب نور که در بخشهای خاص توظیف شده بودند، زنان زیبا و جوان را از میان مراجعهکنندگان گزینش کرده و به آنها میگفتند: «مشکل شما چیست؟ چه کاری دارید؟» مدارک آنها را نگاه کرده و میگفتند: «این موضوع مشکل قانونی دارد و قابل انجام نیست. باید به داخل برویم و در مورد آن صحبت کنیم.» در واقع، بهصورت عمدی کار این افراد را بند میانداختند و آنها را مجبور به باجدهی جنسی میکردند.
آنها زنان را به طبقه چهارم سفارت، جایی که دفتر و محل ملاقاتهای جناب سفیر بود، انتقال میدادند. در سمت راست طبقه چهارم، دفتر سفیر قرار داشت و در سمت چپ، واحد مسکونی بود که به عنوان محل ملاقاتهای جناب سفیر در نظر گرفته شده بود. این واحد متشکل از دو اتاق و یک سالن بود. اتاق مخصوص که در انتهای این سالن قرار داشت، بیشتر برای رفع نیازهای جنسی جناب ایشان به کار برده میشد.
در واقع، جناب نور و جناب صابر در این اتاق، زیبارویان را ملاقات میکردند؛ ابتدا زنان و دختران جوان را وارد این اتاق کرده و سپس آنها را با حیله و اجبار مجبور به پذیرش خواستههای خود میکردند و به آنها تجاوز جنسی میکردند. شاهدان عینی مدعی هستند که سفیر طالبان در ایران که خودش را ملا و متقی نیز میگیرد، باید این محل مملو از نجاست را تطهیر کند و سپس از آن در کارهای مردم استفاده نماید. در غیر این صورت، این اتاق، تخت و فرشها از آپارتمان اپستین هم کثیفتر هستند.
این سطح از جنایت جنسی برای بسیاری از کارکنان سفارت و حتی مردم، چیزی پنهانی نبوده است؛ اما باوجود شکایتهای مکرر، راه به جایی نبرده است.


