RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
رویدادهای خبری

میراث دوحه برای افغانستان: سرکوب داخلی، فقر، و ناامنی روزانه

Published ۱۴۰۵/۰۱/۰۲
دوحه
CREATOR: gd-jpeg v1.0 (using IJG JPEG v80), quality = 75?
SHARE

خبرگزاری راسک: به گزارش فِیِر آبزرور، از زمان امضای توافقنامه دوحه در سال ۲۰۲۰، اقدامات طالبان در افغانستان بارها نگرانی‌ها درباره رعایت تعهدات و اجرای مفاد توافق را برانگیخته و ثبات داخلی این کشور و امنیت منطقه‌ای را به خطر انداخته است. این توافق، طالبان را موظف می‌کرد تا گفت‌وگوی داخلی افغانستانی‌‌ها را پیش ببرند، تعهدات ضدتروریستی را رعایت کنند و سطح خشونت را کاهش دهند. اما در عمل، طالبان به جای تعامل سیاسی، کمپین نظامی خود را ادامه داد و نهایتاً منجر به سقوط کابل در سال ۲۰۲۱ شد؛ اقدامی که نشان‌دهنده اولویت‌های عملیاتی گروه بر رعایت پروتکل‌های توافق است و نشانه‌ای آشکار از شکست استراتژیک دوحه محسوب می‌شود.
یکی از مهم‌ترین مفاد توافقنامه مربوط به آزادی حدود پنج هزار زندانی طالبان بود. هرچند این آزادی مشروط بر ترک عملیات نظامی آنان بود، در عرض چند هفته، این جنگجویان دوباره به صفوف طالبان بازگشتند و توانمندی‌های شورشی در سراسر افغانستان را تقویت کردند. پیش‌بینی‌های اطلاعاتی پیشین هشدار داده بودند که چنین نتیجه‌ای محتمل است و ضعف‌های ساختاری توافق در اجرای تعهدات را برجسته می‌کرد.
توافقنامه دوحه طالبان را موظف کرده بود که از استفاده از خاک افغانستان برای تهدید امنیت ایالات متحده و متحدانش جلوگیری کنند. اما در عمل، این تعهد به شدت ناکارآمد بود. تساهل و تسهیل فعالیت گروه‌های شبه‌نظامی فراملی مانند القاعده و تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) نقض واضح تعهدات محسوب می‌شود.
آیمن الظواهری، رهبر القاعده، پیش از هدف قرار گرفتن توسط حمله پهپادی آمریکا در سال ۲۰۲۲، به‌صورت آشکار در کابل زندگی می‌کرد، تقریباً یک سال پس از به قدرت رسیدن طالبان. حضور او در پایتخت افغانستان، مؤثربودن تضمین‌های ضدتروریستی طالبان را به چالش کشید. همچنین گزارش‌هایی مبنی بر اقامت اعضای خانواده اسامه بن لادن در افغانستان، پرسش‌هایی درباره پایبندی طالبان به تعهدات‌شان ایجاد کرده است.
این تحولات فراتر از افغانستان است و باعث پیچیدگی شورش‌های مرزی و اجبار قدرت‌های منطقه‌ای به بازنگری در ترتیبات امنیتی خود شده است.
اظهارات اخیر زلمی خلیل‌زاد، نماینده پیشین آمریکا در افغانستان، که طالبان را گروهی آماده همکاری با بازیگران منطقه‌ای، از جمله پاکستان، معرفی کرده است، نوعی نمایاندن واقعیت به‌صورت گزینشی است. او طالبان را مطیع و قابل اعتماد جلوه می‌دهد و مدعی است هر توافقی مانع استفاده گروه‌های افراطی مانند داعش و تی‌تی‌پی از خاک افغانستان برای تهدید دیگران خواهد شد. اما واقعیت عملکرد طالبان پس از توافق دوحه، داستانی کاملاً متفاوت را روایت می‌کند: وعده‌های گفت‌وگوی داخلی افغانستانی‌ها نادیده گرفته شد و گروه بدون مقاومت وارد کابل شد و ناکامی دیپلماسی خلیل‌زاد را عیان ساخت.
تکرار توجیه‌گری و فرافکنی طالبان و دفاع خلیل‌زاد از توافق‌های مشابه، پیامدهای امنیتی منطقه را نادیده می‌گیرد و خطر تکرار اشتباهات استراتژیک گذشته را افزایش می‌دهد، جایی که مکانیزم‌های نظارتی ناکافی و فقدان پاسخگویی، گروه طالبان را قادر ساخت قدرت خود را مستحکم کرده و بی‌ثباتی را در داخل و خارج افغانستان افزایش دهد.
طی سه سال گذشته، پاکستان و طالبان چندین دور گفت‌وگوی امنیتی داشته‌اند؛ شامل توافق‌های دوجانبه تضمین‌شده توسط امارات متحده عربی، وعده‌های داده شده در دوحه در ۲۰۲۵ با حمایت ترکیه و قطر و مذاکرات پیگیری در استانبول.
با وجود تعامل دیپلماتیک مکرر، هیچ‌یک از این توافق‌ها به نتایج مورد انتظار منجر نشد، که نشان‌دهنده ناتوانی یا عدم تمایل طالبان به اجرای تعهدات است. مذاکرات اخیر میانجی‌گری‌شده عربستان در ریاض زمانی متوقف شد که طالبان مکانیسم‌های نظارتی پیشنهادی را رد کردند، عملی که الگوی ثابت طالبان برای درخواست شناسایی و مشروعیت بدون پذیرش مسئولیت را تأیید می‌کند. پاکستان بارها بر ضرورت چارچوب‌های قابل اجرا برای نظارت تأکید کرده است؛ اعتماد تنها با حرف ایجاد نمی‌شود بلکه با عملکرد واقعی تضمین می‌گردد.
عدم پایبندی طالبان پیامدهای گسترده‌ای برای جنوب و آسیای مرکزی دارد. کشورهای همسایه، از جمله پاکستان، ایران و کشورهای آسیای مرکزی، با تهدیدهای افزایش‌یافته حملات مرزی مواجه هستند؛ زیرا حرکت شبه‌نظامیان بدون نظارت ادامه دارد. فعالیت‌های مرتبط با گروه تی‌تی‌پی مستقر در پاکستان با تسهیل مناطق تحت کنترل طالبان همراه بوده و حضور القاعده در کابل هماهنگی ضدتروریستی منطقه‌ای را پیچیده می‌کند و شکاف‌های مهم همکاری منطقه‌ای را نشان می‌دهد.

بی‌ثباتی همچنین همکاری‌های اقتصادی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مسیرهای تجاری، کانال‌های کمک بشردوستانه و ابتکارات یکپارچگی منطقه‌ای به شرایط امنیتی قابل پیش‌بینی وابسته هستند. در نتیجه، ناکامی توافقنامه دوحه به یک نگرانی فرامنطقه‌ای تبدیل شده است.
تحکیم قدرت طالبان پیامدهای انسانی قابل توجهی داشته است. جوامعی که علیه سرکوب، مصادره منابع و سوءمدیریت اعتراض کرده‌اند، با سرکوب خشونت‌آمیز مواجه شدند. این اقدامات مدل حکومتی طالبان را آشکار می‌کند که اولویت آن تثبیت قدرت بر زندگی انسان‌هاست و بی‌ثباتی داخلی افغانستان را تشدید می‌کند.
توافقنامه دوحه شکست خورد زیرا فاقد شفافیت و تضمین اجرا بود، و اهمیت نظارت و پاسخگویی در توافق‌های دیپلماتیک را نشان داد. نظارت صرفاً یک تشریفات نیست؛ بلکه برای همکاری امنیتی قابل اعتماد و ثبات پایدار منطقه‌ای ضروری است. توافق‌هایی که عمدتاً بر اعتماد متکی هستند، شکاف‌هایی بین تعهدات رسمی و رفتار واقعی ایجاد می‌کنند، به طالبان اجازه می‌دهد قدرت را مستحکم کنند و در عین حال تصویر فریبنده‌ای از تبعیت ارائه دهند و ناامنی را در داخل و خارج افغانستان ادامه دهند.
میراث دوحه با شکست استراتژیک طالبان و پیامدهای آن برای امنیت منطقه‌ای تعریف می‌شود. نقض تعهدات، سرکوب داخلی و تسهیل شبکه‌های شبه‌نظامی، چشم‌انداز صلح داخلی و ثبات جنوب آسیا را تضعیف کرده است. تلاش‌های دیپلماتیک آینده باید بر اجرای واقعی، شفافیت و چارچوب‌های پاسخگویی با شاخص‌های قابل سنجش متمرکز باشد تا اعتماد از دست رفته بازسازی و هزینه‌های سیاسی، امنیتی و انسانی کاهش یابد.

RASC ۱۴۰۵/۰۱/۰۲

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
جهانرویدادهای خبری

اعتیاد به اینترنت بر صحت روانی نوجوانان تاثیر منفی می‌گذارد

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۳/۰۳/۱۹
پزشکان بدون مرز: اوضاع بهداشتی غزه بدترین اوضاع در جهان است
ادعای ملت‌سازی گروه طالبان با توظیف ۱۴هزار جنگ‌جو در غرب کابل  
جان‌باختن یک کودک از اثر لغزش یک تپه در جوزجان
یک شبکه‌ی تولید برق آبی به هزینه‌ی شخصی مردم در استان بدخشان ساخته شد
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?