خبرگزاری راسک: در تحلیلی که در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده، اسکات اندرسون نویسنده کتاب «شاه شاهان» درباره انقلاب ایران مینویسد جنگ ایالات متحده با ایران اکنون وارد مرحلهای آرامتر شده است: مرحلهای متشکل از ژستهای دیپلماتیک، مذاکرات ناپیوسته و کشمکشهای فرسایشی بر سر دستیابی به توافق. این وضعیت، بهمراتب مطلوبتر از تهدیدهای چند هفته پیش برای «نابودی تمدن ایران» است که از سوی دونالد ترامپ مطرح شده بود. با این حال، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چه عاملی این چرخش را رقم زده است؟
پاسخ، بهنوشته نویسنده، روشن است. حملات هوایی آمریکا و اسرائیل نه به قیام داخلی علیه حکومت تهران انجامید و نه به تسلیم آن؛ حتی اگر پذیرش این واقعیت برای دولت آمریکا زمانبر بوده باشد. در مقابل، ایران توانایی خود را برای مختلسازی یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان تنگه هرمز به نمایش گذاشت؛ اقدامی که میتواند اقتصاد جهانی را به آشوب بکشاند.
اندرسون معتقد است اکنون تنها دو سناریو متصور است:
یا تخریب گسترده ایران در مقیاسی که ترامپ از آن سخن گفته بود گزینهای که هر روز دور از دسترستر میشود یا دستیابی به توافقی که نهتنها ساختار حاکم را حفظ میکند، بلکه آن را تقویت نیز خواهد کرد؛ در حالی که جایگاه سیاسی آمریکا تضعیف میشود.
او تأکید میکند تهدید علنی به ارتکاب جنایات جنگی گسترده، به مخالفان داخلی و خارجی آمریکا فرصت بسیج داده است. در مقابل، سناریوی دوم یعنی توافق از ابتدا نیز قابل پیشبینی بود، بهویژه اگر دولت آمریکا به تحول بنیادین در ماهیت جنگهای مدرن توجه میکرد: «پهپادها».
بهنوشته نویسنده، پهپادهای مسلح معادلات جنگ را دگرگون کردهاند؛ همانگونه که مسلسل در جنگ جهانی اول چنین کرد. نمونه بارز آن، مقاومت اوکراین در برابر ارتش روسیه است که با استفاده از پهپادهای ارزانقیمت توانسته خسارات قابلتوجهی وارد کند. بهعنوان مثال، یک پهپاد هزار دلاری میتواند یک تانک چندمیلیون دالری را منهدم کند.
این الگو در مورد ایران نیز، هرچند با تلفات انسانی کمتر، صادق است. با وجود هزاران حمله هوایی، توان تلافیجویانه ایران از بین نرفته است. برعکس، ایران قادر است پهپادهایی مانند «شاهد-۱۳۶» را با هزینهای حدود ۳۵ هزار دالر تولید انبوه کند در حالی که هزینه عملیات نظامی آمریکا به گفته پنتاگون به دستکم ۲۵ میلیارد دالر رسیده و ذخایر موشکی پیشرفته آن را کاهش داده است.
نویسنده تصریح میکند ایران، با تکیه بر همین ابزار ارزان، همچنان قادر است شرایط را در تنگه هرمز دیکته کند. حتی در صورت اجرای محاصره دریایی یا استقرار دهها هزار نیروی نظامی، این توان باقی میماند که با یک پهپاد، نفتکشها را هدف قرار دهد و اقتصاد جهانی را فلج کند.
به باور اندرسون، برخلاف ادعای ترامپ مبنی بر اینکه «تمام کارتها در دست ماست»، واقعیت تقریباً معکوس است. فشارهای اقتصادی داخلی و کاهش محبوبیت سیاسی، دولت آمریکا را بهسمت توافق سوق داده است. در مقابل، ایران احتمالاً تلاش خواهد کرد مذاکرات را طولانی کرده و امتیازات بیشتری کسب کند از جمله لغو تحریمهای «فشار حداکثری» یا حتی دریافت غرامت.
در چنین شرایطی، نتیجه نهایی میتواند ایران را به «نگهبان عملی خلیج فارس» تبدیل کند؛ جایگاهی قدرتمندتر از پیش از آغاز جنگ.
این تحلیل همچنین به یک تغییر نگرانکننده در امنیت جهانی اشاره میکند: پهپادهای ارزان، تقریباً همه گلوگاههای حیاتی جهان از کانال سوئز و پاناما تا تنگه جبلالطارق را در معرض تهدید قرار دادهاند. حتی گروههای کوچک یا افراطی نیز میتوانند با چنین ابزارهایی ضربات راهبردی وارد کنند.
در پایان، نویسنده به نام عملیات نظامی آمریکا «خشم حماسی» اشاره میکند و آن را بازتابی از روحیه تصمیمگیرندگان میداند. اما بهزعم او، با توجه به پیامدهای این جنگ، نام مناسبتر برای آن «اشتباه فاحش عظیم» خواهد بود؛ توصیفی از یک محاسبه نادرست با پیامدهای ژئوپلیتیکی گسترده.
نیویورک تایمز: جنگ ایران، آمریکا را از برتری نظامی به بنبست راهبردی کشاند


