خبرگزاری راسک: گزارش تحلیلی منتشرشده در وبسایت نیو هیومنیتیرین نشان میدهد که روند اسکان مجدد افغانستانیها در سالهای اخیر هرگز «با کرامت» و منسجم نبوده و اکنون نیز در سایه بازگشت حاکمیت طالبان، وارد مرحلهای پیچیدهتر و متناقضتر شده است.
در آستانه پنجمین سال بازگشت طالبان به قدرت، دولتهای غربی همزمان با عدم بهرسمیتشناختن این ساختار سیاسی، در حال افزایش فشار برای بازگرداندن هزاران افغانستانی به کشور تحت کنترل طالبان هستند.
در همین چارچوب، گزارش تأکید میکند که ایالات متحده که دو دهه در افغانستان حضور نظامی داشت طرحی را بررسی کرده است که بر اساس آن حدود ۱۱۰۰ افغانستانی از یک کمپ اسکان در قطر به جمهوری دموکراتیک کنگو منتقل شوند، در صورت عدم پذیرش بازگشت به افغانستان. طالبان در واکنش مستقیم اعلام کردهاند که افغانستانیها میتوانند با «اطمینان و آرامش» به کشور بازگردند، اما این ادعا در گزارش با تردید جدی مواجه شده است.
در حالی که طالبان از «بازگشت قانونی و با عزت» سخن میگویند، تجربه میدانی نشان میدهد که روندهای اسکان مجدد از زمان سقوط دولت پیشین تاکنون، عمدتاً با سردرگمی، فشار روانی و نبود شفافیت همراه بوده است.
از ازدحام در اطراف سفارتخانهها در کابل تا تلاشهای ناامیدانه برای رسیدن به فرودگاه در روزهای سقوط دولت، و از صفهای طولانی در پاکستان تا انتظارهای بیسرانجام برای ویزا، هیچیک از این روندها واجد «کرامت انسانی» نبودهاند.
پس از فرار اشرف غنی و ورود طالبان به کابل در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، رسانههای بینالمللی روایتهایی احساسی و پرهیجان از «فرار افغانستانیها» منتشر کردند؛ روایتهایی که اغلب فاقد عمق تحلیلی و زمینهسنجی سیاسی بودند.
در همان دوره، تصویر غالب رسانهای شامل سه مؤلفه بود:
افغانستانیهای وحشتزده، نیروهای طالبان بهعنوان «عامل ترس»، و کشورهای غربی بهعنوان «پناهدهنده».
اما گزارش نیو هیومنیتیرین تأکید میکند که این تصویر سادهسازیشده، واقعیت پیچیده تصمیمهای سیاسی و مسئولیت کشورهای دخیل در اشغال افغانستان را نادیده گرفته است.
در جریان خروج نیروهای غربی، وعدههای کلی درباره صدور ویزا برای افراد در معرض خطر داده شد، اما هیچ سازوکار شفاف اجرایی وجود نداشت.
در نتیجه، هزاران افغانستانی در کابل بهدنبال سفارتهای خارجی سرگردان شدند، بدون آنکه اطلاعات دقیق یا مسیر رسمی برای خروج در اختیار داشته باشند.
در همین زمان، ازدحام شدید در اطراف فرودگاه کابل به صحنهای از بینظمی و بحران انسانی تبدیل شد که با تیراندازیهای هوایی و ناامنی همراه بود.
در سالهای بعد، همان کشورهایی که وعده اسکان داده بودند، اکنون در حال بازگشت دادن افغانستانیها هستند؛ در حالی که حکومت طالبان همچنان به رسمیت شناخته نمیشود.
بر اساس این گزارش، این تناقض در سیاستگذاری بهطور مستقیم بر وضعیت اقتصادی افغانستان نیز اثر گذاشته است. هرچند بانک جهانی رشد اقتصادی ۴.۸ درصدی را گزارش کرده، اما درآمد سرانه کاهش یافته و فشار ناشی از اخراج گسترده مهاجران از کشورهای همسایه افزایش یافته است.
پاکستان و ایران همچنان سیاست اخراج مهاجران افغانستانی را ادامه میدهند؛ روندی که از سال ۲۰۲۳ شدت گرفته و میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار داده است.
همزمان، هزینه بالای سفر و محدودیتهای ویزا، امکان جابهجایی قانونی را برای بسیاری از افغانستانیها تقریباً غیرممکن کرده است.
سخنگوی وزارت خارجه گروه طالبان تأکید کرده است که بخش عمده مهاجرتها ناشی از وضعیت اقتصادی است و کشورهای غربی باید در روند بازسازی افغانستان مشارکت داشته باشند.
با این حال، گزارش یادآور میشود که محدودیتهای گسترده سیاسی، اجتماعی و حقوقی بهویژه علیه زنان و آزادی رسانه نیز از عوامل اصلی مهاجرت محسوب میشوند، موضوعی که طالبان آن را نمیپذیرند.
نیو هیومنیتیرین نتیجه میگیرد که سیاستهای کنونی درباره مهاجران افغانستانی، نه بر اساس اصول انسانی منسجم، بلکه بر پایه تناقضهای سیاسی و فشارهای مقطعی شکل گرفته است؛ روندی که بار اصلی آن بر دوش مردم افغانستان قرار گرفته است.
این گزارش تأکید میکند که در غیاب یک راهحل سیاسی پایدار، چرخه «پناهندگی، اخراج و بازگشت اجباری» همچنان ادامه خواهد یافت.
تناقض در سیاست جهانی؛ از وعده «بازگشت آبرومند» تا اخراج گسترده افغانستانیها


