خبرگزاری راسک: یک سال پس از عملیات «سیندور» هند، اکنون پاکستان همان دکترین ضدتروریستی را علیه طالبان افغانستان بهکار گرفته که پیشتر آن را «غیرقانونی» و «نامشروع» میخواند. این محور اصلی تحلیلی است که وبسایت نشنال اینترست در مقالهای به قلم الدانیز گوسینوف منتشر کرده و در آن از تغییر معادلات امنیتی جنوب آسیا، گسترش حملات فرامرزی و پیامدهای راهبردی سیاستهای اسلامآباد و طالبان سخن گفته است.
در این تحلیل آمده است که عملیات «سیندور» که هند شب ۷ می ۲۰۲۵ آغاز کرد، نقطه عطفی در دکترین امنیتی منطقه بود؛ عملیاتی که پس از حملهای انجام شد که در ۲۲ اپریل همان سال ۲۶ شهروند هندی را در پهلگام کشت. دهلینو پس از آن اعلام کرد هرگونه حمله تروریستی که منشأ آن خاک پاکستان باشد، از این پس «اقدام جنگی» تلقی خواهد شد و هند حق پاسخگویی مستقیم را برای خود محفوظ میداند.
در آن زمان، مقامهای پاکستانی این منطق را بهطور کامل رد کردند و استدلال نمودند که هند حق ندارد بر اساس اتهاماتی که بهزعم آنان ثابت نشده، اقدام نظامی انجام دهد. اما به نوشته نشنال اینترست، تنها چند ماه بعد، نیروی هوایی پاکستان دقیقاً همان منطق را علیه طالبان افغانستانی بهکار گرفت؛ رژیمی که اسلامآباد آن را متهم به حمایت از حملات تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) در داخل خاک پاکستان میکند.
در این گزارش تأکید شده است که طالبان افغانستانی، که همواره متهم به فراهمکردن پناهگاه برای گروههای مسلح فرامرزی بودهاند، اکنون خود به محور حملات هوایی و توپخانهای پاکستان تبدیل شدهاند. به نوشته نویسنده، دکتری که اسلامآباد زمانی آن را علیه خود «غیرقابل قبول» میدانست، اکنون به ابزار اصلی سیاست امنیتیاش در قبال کابل تبدیل شده است.
تحلیل منتشرشده در نشنال اینترست میگوید اهمیت ماندگار عملیات «سیندور» در این بود که هزینه تروریسم فرامرزی را تغییر داد. هند در آن عملیات، ۹ هدف مرتبط با گروههای لشکر طیبه و جیش محمد، از جمله مقر لشکر طیبه در مردیکه و مجتمع جیش محمد در بهاولپور را هدف قرار داد. پس از توقف درگیریها در ۱۰ مه، دهلینو آشکارا اعلام کرد که هر حمله تروریستی از خاک پاکستان بهمنزله اقدام جنگی تلقی خواهد شد و نوع پاسخ را تنها هند تعیین میکند.
به باور نویسنده، اصل «انکارپذیری» که سه دهه ستون اصلی رابطه ساختار امنیتی پاکستان با شبکههای شبهنظامی بود، اکنون تضعیف شده است. این تغییر، بیش از خسارات نظامی، اسلامآباد را از نظر سیاسی نگران کرده است. مقاله یادآور میشود که حملات «اوری» در ۲۰۱۶ و عملیات «بالاکوت» در ۲۰۱۹ نتوانسته بودند این معادله را تغییر دهند، اما اکنون بحران آینده میان هند و پاکستان بر پایهای کاملاً متفاوت شکل خواهد گرفت.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که سرمایه دیپلماتیک پاکستان در نبرد چهارروزه با هند عمدتاً بر این ادعا استوار بود که جنگندههای جی-۱۰سی پاکستانی با موشکهای چینی پی ال-۱۵ توانستند دستکم یک جنگنده رافال هند را سرنگون کنند. خبرگزاری رویترز این نبرد را یکی از بزرگترین درگیریهای هوایی دهههای اخیر توصیف کرده بود؛ نبردی که حدود ۱۲۵ هواپیما در آن مشارکت داشتند.
اما به نوشته نشنال اینترست، ادامه درگیری تصویر متفاوتی ارائه کرد. تا ۱۰ مه، حملات هند دستکم ۹ پایگاه هوایی و سامانه راداری پاکستان را هدف قرار داده بود. همچنین یک موشک براهموس یک هواپیمای هشدار زودهنگام پاکستانی را در پایگاه بولاری نابود کرد و گزارشهایی نیز از سرنگونی یک هواپیمای ساب ۲۰۰۰ اریآی پاکستان توسط سامانه اس-۴۰۰ هند منتشر شد.
این تحلیل میافزاید که آتشبس ۱۰ می پس از درخواست دولت پاکستان برای توقف درگیریها برقرار شد. به گفته وابسته دفاعی هند در جاکارتا، نیروی هوایی هند در ساعات اولیه جنگ بهدلیل محدودیتهای سیاسی از حمله به مراکز نظامی پاکستان خودداری کرده بود، اما پس از برداشتهشدن این محدودیتها، سامانههای دفاعی ساخت چین نتوانستند از پایگاههای پاکستان در برابر موشکهای براهموس محافظت کنند.
در ادامه مقاله آمده است که پاکستان در فبروری ۲۰۲۶ حملات هوایی گستردهای را علیه مواضع تحریک طالبان پاکستان در استانهای ننگرهار و پکتیکا آغاز کرد. وزیر دفاع پاکستان، خواجه آصف، در ۲۷ فبروری از «جنگ آشکار» علیه افغانستان سخن گفت. عملیات موسوم به «غضبلِلحق» شامل حملات مداوم هوایی و توپخانهای در شرق افغانستان بوده و نیروهای پاکستانی حتی در اواخر اپریل یک دانشگاه در اسعدآباد را نیز هدف قرار دادهاند.
نشنال اینترست در ادامه، طالبان را بهدلیل ناتوانی یا عدم تمایل به مهار گروههای افراطی مورد انتقاد قرار میدهد و مینویسد که حاکمان طالبان با تبدیلشدن افغانستان به پناهگاه شبکههای شبهنظامی، کشور را به میدان درگیریهای نیابتی منطقهای سوق دادهاند.
در بخش حقوقی این تحلیل آمده است که گزارشگران ویژه سازمان ملل در مارچ ۲۰۲۶ نتیجه گرفتهاند پاکستان تاکنون شواهد معتبری ارائه نکرده که نشان دهد حملات تیتیپی تحت هدایت مستقیم مقامهای طالبان افغانستان انجام شده است. دیوان بینالمللی دادگستری نیز پیشتر تصریح کرده بود که صرف «تحمل» حضور گروههای مسلح در یک کشور، به دولت همسایه حق حمله نظامی نمیدهد.
به نوشته نویسنده، این همان چارچوب حقوقیای است که پاکستان در زمان عملیات «سیندور» رد میکرد، اما اکنون خود بر اساس همان منطق عمل میکند. در عین حال، مقاله تأکید دارد که طالبان با ادامه سیاستهای مبهم و عدم شفافیت در برابر گروههای تندرو، عملاً زمینه تشدید بحران را فراهم کردهاند.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که هدف اصلی عملیات «سیندور» از نگاه هند، نابودی اکوسیستم شبهنظامی پاکستان بود، اما شواهد سال نخست نشان میدهد این شبکهها بیشتر «بازسازماندهی» شدهاند تا نابود. لشکر طیبه و جیش محمد همچنان تحت نامها و ساختارهای پوششی فعالیت میکنند و «جبهه مقاومت» که مسئولیت حمله پهلگام را برعهده گرفت، بهعنوان شاخه نیابتی لشکر طیبه معرفی شده است.
مقاله همچنین میگوید حافظ سعید، رهبر لشکر طیبه، همچنان در حبس خانگی بهسر میبرد، اما ساختار جذب نیرو و شبکه ایدئولوژیک این گروه تحت پوشش جماعت الدعوه پابرجاست. بازداشت افراد مرتبط با لشکر طیبه در هند نیز تا اوایل ۲۰۲۶ ادامه داشته است.
در همین حال، تحریک طالبان پاکستان که اسلامآباد میکوشد طالبان افغانستان را وادار به مهار آن کند، از سال ۲۰۲۱ عملیات خود در داخل پاکستان را گسترش داده است. مقامهای پاکستانی ادعا کردهاند حملات تروریستی در خیبرپختونخوا کاهش یافته، اما تحلیلگر نشنال اینترست میگوید این وضعیت بیشتر ناشی از «جابجایی جغرافیایی» تهدید است تا نابودی آن.
به باور نویسنده، راهبرد پاکستان برای راندن جنگجویان تیتیپی به شمال هندوکش، صرفاً بحران را منتقل کرده است. در مرحله بعدی، اسلامآباد حتی ممکن است از گروههای ضدطالبان در شمالشرق افغانستان حمایت کند تا نیروهای تیتیپی را وارد جنگ داخلی افغانستان سازد؛ سناریویی که میتواند بیثباتی بیشتری برای افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان ایجاد کند.
در بعد اقتصادی نیز مقاله مینویسد سیاستهای پاکستان در قبال افغانستان پیامدهایی برخلاف انتظار اسلامآباد داشته است. از اکتوبر ۲۰۲۵ تاکنون، پنج گذرگاه تجاری فعال بسته شدهاند و طبق آمار بانک مرکزی پاکستان، صادرات این کشور به افغانستان در اوایل ۲۰۲۶ حدود ۵۶ درصد کاهش یافته است. حجم تجارت دوجانبه نیز از ۲.۴۶ میلیارد دالر در ۲۰۲۴ به ۱.۷۷ میلیارد دالر در ۲۰۲۵ سقوط کرده است.
برآوردها نشان میدهد پاکستان ماهانه حدود ۱۷۷ میلیون دالر خسارت صادراتی متحمل میشود و حدود ۱۲ هزار کانتینر تجاری متوقف ماندهاند. در مقابل، تجارت افغانستان با آسیای مرکزی به حدود ۱.۷ میلیارد دالر افزایش یافته و طالبان مسیرهای تجاری جدیدی از طریق ازبکستان و قزاقستان ایجاد کردهاند.
مقاله یادآور میشود که امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، در اکتوبر ۲۰۲۵ به دهلینو سفر کرد؛ بالاترین سطح تماس طالبان با هند از زمان بازگشت این گروه به قدرت. هند نیز همزمان سفارت خود در کابل را بازگشایی کرد و پروژههای کمکرسانی و بهداشتی را از سر گرفت.
وزیر دفاع پاکستان در واکنش، طالبان را متهم کرد که «افغانستان را به مستعمره هند تبدیل کردهاند»؛ عبارتی که به نوشته نویسنده، بیش از هر چیز بازتاب نتیجه سیاستهای فشارآمیز خود اسلامآباد علیه طالبان است.
در پایان، نشنال اینترست نتیجه میگیرد که دکترینهای امنیتی برای همیشه در اختیار سازندگان اولیهشان باقی نمیمانند. اتهام پناهدادن به شبهنظامیان و ادعای حق حمله فرامرزی، اکنون به استدلال رسمی پاکستان علیه طالبان افغانستان تبدیل شده است؛ آنهم در شرایطی که شواهد ارائهشده اسلامآباد ضعیفتر از اسنادی توصیف میشود که هند در سال ۲۰۲۵ علیه پاکستان مطرح کرده بود.
نشنل اینترست: پاکستان در افغانستان طعم «داروی خود» را میچشد


