خبرگزاری راسک: در حالیکه افغانستانِ تحت سلطهٔ طالبان با یکی از عمیقترین بحرانهای انسانی و اقتصادی معاصر دستوپنجه نرم میکند، گزارش تکاندهندهٔ تازهای که بیبیسی منتشر کرده، تصویری هولناک از فروپاشی معیشتی در این کشور ارائه میدهد؛ جایی که پدران، زیر سایهٔ فقر ساختاری، بیکاری گسترده و سیاستهای سرکوبگرانهٔ طالبان، ناچار شدهاند برای زنده نگهداشتن سایر اعضای خانواده، دختران خردسال خود را بفروشند. این گزارش که توسط «یوگیتا لیمایه» خبرنگار جنوب آسیا و افغانستانِ بیبیسی تهیه شده، نشان میدهد چگونه سلطه طالبان، همراه با انزوای بینالمللی، قطع کمکهای خارجی و فروپاشی اقتصاد، میلیونها افغانستانی را به مرز قحطی و نابودی کشانده است.
بیبیسی در آغاز این گزارش از استان غور، یکی از فقیرترین و آسیبدیدهترین مناطق افغانستان، روایت میکند که با طلوع خورشید، صدها مرد کارگر در میدان خاکآلود شهر چغچران گردهم میآیند؛ مردانی که زیر سلطهٔ طالبان و در سایهٔ رکود اقتصادی، ساعتها کنار جاده میایستند به امید آنکه شاید کسی برای یک روز کارگری سراغشان بیاید. اما برای بسیاری از آنان، این انتظار بینتیجه پایان مییابد و سرنوشت خانوادههایشان به گرسنگی گره میخورد.
جمعهخان، مرد ۴۵ سالهای که تنها طی شش هفته گذشته سه روز کار پیدا کرده، به بیبیسی گفته است: «سه شب پیاپی کودکانم گرسنه خوابیدند. همسرم گریه میکرد و بچههایم هم همینطور. ناچار شدم از همسایه پول قرض بگیرم تا آرد بخرم.» او با صدایی آمیخته به درماندگی افزوده است: «هر روز میترسم فرزندانم از گرسنگی بمیرند.»
بر بنیاد آمار سازمان ملل متحد که بیبیسی نیز به آن استناد کرده، اکنون سهچهارم جمعیت افغانستان حتی قادر به تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی نیستند؛ وضعیتی که پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ و اعمال سیاستهای محدودکننده و انزوای سیاسی، بهشدت تشدید شده است. اقتصاد کشور فروپاشیده، بیکاری فراگیر شده و کمکهای بشردوستانهای که زمانی میلیونها نفر را زنده نگه میداشت، اکنون به بخش کوچکی از گذشته کاهش یافته است.
این گزارش میافزاید که افغانستان اکنون با بیسابقهترین سطح گرسنگی روبهروست و حدود ۴.۷ میلیون نفر، یعنی بیش از یکدهم جمعیت کشور، تنها یک گام با قحطی فاصله دارند. استان غور از جمله مناطقی است که بیشترین آسیب را از این بحران دیده است.
بیبیسی از زبان «ربانی»، یکی دیگر از کارگران روزمزد، روایت میکند: «تماسی دریافت کردم که میگفت کودکانم دو روز است چیزی نخوردهاند. احساس کردم باید خودم را بکشم. اما بعد با خودم فکر کردم این کار چه کمکی به خانوادهام میکند؟ برای همین دوباره به دنبال کار آمدم.»
در میدان کارگری چغچران، وقتی یک نانوایی محلی نانهای خشک و مانده را میان جمعیت توزیع میکند، دهها مرد برای گرفتن تکهای نان به جان هم میافتند. لحظاتی بعد، موتورسیکلتی از راه میرسد؛ راننده فقط به یک کارگر برای حمل خشت (آجر) نیاز دارد، اما دهها مرد ناامید خود را بهسوی او پرتاب میکنند. بیبیسی مینویسد که در دو ساعتی که خبرنگاران آنجا حضور داشتند، تنها سه نفر موفق شدند کاری پیدا کنند.
در یکی از تکاندهندهترین بخشهای این گزارش، «عبدالرشید عظیمی» پدری از غور، در حالیکه دختران دوقلوی هفتسالهاش «رقیه» و «روحیله» را در آغوش گرفته بود، با گریه به بیبیسی گفت: «حاضرم دخترانم را بفروشم. فقیرم، بدهکارم و درماندهام.» او ادامه میدهد: «با لبهای خشک، گرسنه و تشنه از سر کار برمیگردم و فرزندانم از من نان میخواهند، اما چیزی ندارم به آنان بدهم.» این پدر افغانستانی که زیر فشار فقر ناشی از حاکمیت طالبان خرد شده، میگوید: «قلبم میشکند، اما این تنها راهی است که بتوانم دیگر کودکانم را زنده نگه دارم.»
همسر او «کیهان» نیز گفته است که خانوادهشان فقط با نان و آب داغ زنده ماندهاند و حتی توان خرید چای را هم ندارند. دو پسر نوجوان این خانواده در شهر واکس کفش میزنند و پسر دیگر زباله جمع میکند تا مادر خانواده از آن برای سوخت استفاده کند.
بیبیسی همچنین روایت «سعید احمد» را منتشر کرده؛ مردی که برای پرداخت هزینهٔ درمان دختر پنجسالهاش «شایقه» ناچار شده او را به یکی از بستگان بفروشد. این کودک به آپاندیسیت و کیست کبدی مبتلا بود و خانوادهاش پول درمان نداشتند. سعید احمد میگوید: «اگر پول داشتم، هرگز چنین تصمیمی نمیگرفتم. اما اگر عمل نمیشد، دخترم میمرد.» او توضیح داده که دخترش را در برابر ۲۰۰ هزار روپیهای کابلی فروخته، اما توافق کرده است که کودک تا پنج سال دیگر نزد خانواده بماند.
گزارش بیبیسی تأکید میکند که کمکهای بینالمللی که پیشتر مواد غذایی، روغن، عدس و مکملهای غذایی را در اختیار میلیونها افغانستانی قرار میداد، اکنون بهشدت کاهش یافته است. ایالات متحده، که زمانی بزرگترین کمککننده به افغانستان بود، تقریباً تمام کمکهای خود را قطع کرده و کشورهای دیگری از جمله بریتانیا نیز کمکهایشان را کاهش دادهاند. بر اساس آمار سازمان ملل، میزان کمکهای دریافتی افغانستان در سال جاری نسبت به ۲۰۲۵ حدود ۷۰ درصد کاهش یافته است.
در کنار بحران اقتصادی، خشکسالی شدید نیز بیش از نیمی از استانهای افغانستان را درگیر کرده و شرایط را وخیمتر ساخته است. بسیاری از ساکنان محلی میگویند نه طالبان و نه نهادهای امدادی، هیچ کمکی به آنان نکردهاند.
طالبان، طبق این گزارش، تلاش کردهاند مسئولیت بحران را متوجه دولت پیشین افغانستان و خروج نیروهای خارجی کنند. «حمدالله فطرت» معاون سخنگوی گروه طالبان، به بیبیسی گفته است که اقتصاد افغانستان در دوران حضور آمریکا «مصنوعی» بوده و اکنون طالبان فقر و بیکاری را از حکومت پیشین به ارث بردهاند. اما بیبیسی و نهادهای بینالمللی تصریح میکنند که سیاستهای سختگیرانهٔ طالبان، بهویژه محدودیتهای شدید علیه زنان و حذف آنان از آموزش و بازار کار، از عوامل اصلی کاهش حمایت جهانی و تشدید بحران انسانی در افغانستان است.
این گزارش همچنین از افزایش مرگومیر کودکان بر اثر سوءتغذیه خبر میدهد. در بیمارستان مرکزی چغچران، بخش نوزادان مملو از کودکانی است که دچار کموزنی و مشکلات تنفسیاند. یکی از نوزادان دوقلو که دو ماه زودتر از موعد متولد شده بود، تنها چند ساعت پس از تولد جان باخت. «فاطمه حسینی» پرستار این بیمارستان، به بیبیسی گفته است: «قبلاً دیدن مرگ کودکان برایم بسیار سخت بود، اما حالا تقریباً به یک امر عادی تبدیل شده است.»
پزشکان بیمارستان میگویند بسیاری از خانوادهها حتی توان خرید دارو را ندارند و بیمارستان نیز با کمبود شدید تجهیزات و امکانات روبهروست. برخی خانوادهها ناچار شدهاند کودکان بیمارشان را تنها به دلیل نداشتن پول، پیش از تکمیل درمان از بیمارستان خارج کنند؛ کودکانی که حالا باید بدون امکانات پزشکی، برای زنده ماندن بجنگند.
بیبیسی: پدران افغانستانی تحت سلطه طالبان برای زندهماندن خانواده، دخترانشان را میفروشند


