خبرگزاری راسک: به گزارش اندیتیوی، پاکستان که سالها تلاش کرده خود را در سطح بینالمللی بهعنوان یک قدرت مسئول، باثبات و دارای نفوذ دیپلماتیک معرفی کند، اکنون بیش از هر زمان دیگری زیر فشار بحرانهای امنیتی داخلی قرار گرفته است؛ بحرانهایی که ریشه بخش بزرگی از آن به سیاستهای چند دههای اسلامآباد در حمایت و پرورش گروههای افراطگرای جهادی، بهویژه طالبان افغانستانی و شبکههای همسو با آن بازمیگردد.
در حالیکه اسلامآباد میکوشد جایگاه خود را در معادلات منطقهای و جهانی از کشورهای عربی خلیج فارس گرفته تا چین، ایالات متحده و ایران حفظ کند، واقعیتهای میدانی در مرزهای شمالغربی این کشور تصویر متفاوتی ارائه میدهد؛ جایی که گروههای شورشی بلوچ و سازمانهای اسلامگرای مسلح، ساختار امنیتی پاکستان را بهشدت فرسوده و پراکنده کردهاند.
در هفته گذشته، چندین حمله مرگبار در ایالتهای ناامن بلوچستان و خیبرپختونخوا رخ داد؛ حملاتی که بار دیگر نشان دادند طالبان پاکستانی و گروههای همسو با آن، نهتنها از بین نرفتهاند، بلکه وارد مرحله تازهای از بازسازی و گسترش عملیاتی شدهاند.
در یکی از این حملات، یک موتر بمبگذاریشده حامل حدود یکهزار و ۲۰۰ تا یکهزار و ۵۰۰ کیلوگرام مواد انفجاری در پاسگاه پولیس منطقه فتحخیل، در حومه بنو در جنوب خیبرپختونخوا منفجر شد. پس از انفجار، مهاجمان مسلح حملهای هماهنگ را آغاز کردند و ضمن انتقال سلاحها، شماری از نیروهای پولیس را نیز با خود بردند. در این رویداد دستکم ۲۱ افسر پولیس کشته شدند.
گروه «اتحاد المجاهدین پاکستان» که از نظر ساختار تشکیلاتی و الگوی عملیاتی، پیوندهای آشکاری با تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) دارد، مسئولیت این حمله را برعهده گرفت؛ گروهی که محصول مستقیم سالها سیاست دوگانه امنیتی و حمایت ایدئولوژیک از جریانهای افراطی در منطقه محسوب میشود.
چند روز پس از آن، انفجار بمبی جاسازیشده در یک ریکشا در بازار اصلی منطقه لکی مروت، در امتداد دهلیز راهبردی «دیره اسماعیلخان ـ بنو»، دستکم ۹ کشته و ۳۰ زخمی برجای گذاشت. این منطقه طی سالهای اخیر به یکی از مراکز اصلی فعالیت طالبان پاکستانی تبدیل شده؛ گروهی که پس از سلطه دوباره قدرت طالبان افغانستانی در کابل، دامنه عملیات خود را از وزیرستان شمالی و جنوبی به سایر مناطق گسترش داده است.
در حملهای دیگر در شهرستان باجور، مقر نیروهای «دامانگی اسکاتس» هدف یک موتر بمبگذاریشده قرار گرفت و سپس مهاجمان مسلح به تأسیسات امنیتی یورش بردند. این حملات چندمرحلهای نشان میدهد که گروههای افراطی وابسته به طالبان، همچنان توانایی نفوذ به مراکز بهشدت محافظتشده و اجرای عملیات پیچیده و هماهنگ را حفظ کردهاند.
تحلیلگران امنیتی میگویند آنچه بیش از همه در این حملات جلب توجه میکند، بازگشت گسترده طالبان پاکستانی به استفاده از حملات انتحاری با موترهای بمبگذاریشده است؛ روشی که طی ماههای اخیر بارها در مناطق بنو، دیره اسماعیلخان، تانک و وزیرستان جنوبی مشاهده شده است.
این روند نشان میدهد که باوجود عملیات گسترده ضدتروریستی ارتش پاکستان و حملات هوایی مکرر به داخل خاک افغانستان، زیرساختهای لجستیکی، منابع انسانی و شبکههای عملیاتی طالبان پاکستانی همچنان فعال و کارآمد باقی ماندهاند.
به باور کارشناسان، ناکامی اسلامآباد در مهار «تیتیپی» تنها یک شکست امنیتی نیست، بلکه بازتاب مستقیم سیاستی است که طی دههها، گروههای افراطی را بهعنوان ابزار نفوذ منطقهای بهکار گرفت و اکنون همان نیروها به تهدیدی علیه خود پاکستان تبدیل شدهاند.
ساختار اداری و تشکیلاتی طالبان پاکستانی نیز نشاندهنده سطح بالای انسجام این گروه است. تحریک طالبان پاکستان در دسامبر ۲۰۲۵ اعلام کرد که برای سال ۲۰۲۶ ساختار جدیدی ایجاد کرده و دو منطقه تازه، از جمله «زون غربی» شامل بلوچستان، را تأسیس کرده است. همچنین این گروه بخشی تحت عنوان «استان کشمیر» را نیز به ساختار اداری خود افزوده و فرماندهان مناطق نظامی را تغییر داده است.
بر اساس این گزارش، طالبان پاکستانی اکنون ۳۷ «استان سایه» ایجاد کردهاند؛ ساختاری که بهگونه مستقیم از تقسیمات اداری رسمی خیبرپختونخوا الگوبرداری شده و نشاندهنده تلاش این گروه برای ایجاد نوعی حاکمیت موازی است.
اسلامآباد بارها مواضع گروههای مسلح در استانهای خوست، پکتیکا و کنر افغانستان و حتی کابل را هدف حملات هوایی قرار داده و همزمان فشار سیاسی گستردهای بر طالبان افغانستان وارد کرده است. با این حال، این اقدامات نتوانسته مانع گسترش فعالیتهای تیتیپی شود.
گزارش «اندیتیوی» تأکید میکند که طالبان افغانستانی چه بهصورت مستقیم و چه از طریق بیعملی در مهار متحد ایدئولوژیک خود، یعنی تحریک طالبان پاکستان، ناکام بودهاند؛ مسئلهای که روابط اسلامآباد و طالبان را به پایینترین سطح در سالهای اخیر رسانده است.
در این میان، افزایش حملات شورشیان بلوچ نیز نگرانیهای اقتصادی پاکستان را تشدید کرده است. «ارتش آزادیبخش بلوچستان» طی ماههای اخیر دامنه عملیات خود را گسترش داده و حتی مدعی کنترل بخشهایی از شاهراه «کویته ـ تفتان» شده است؛ مسیری حیاتی که پروژههای بزرگ معدنی از جمله «ریکو دیک» و «سیندک» به آن وابستهاند.
تحلیلگران هشدار میدهند که تداوم ناامنی در بلوچستان، سرمایهگذاریهای خارجی بهویژه پروژههای مرتبط با چین و کشورهای غربی را با تهدید جدی روبهرو میکند و میتواند برنامههای احیای اقتصادی پاکستان را با شکست مواجه سازد.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که بحران امنیتی فزاینده، ارتش پاکستان را ناچار کرده تمرکز خود را بیش از گذشته بر مرزهای غربی معطوف کند؛ مسئلهای که میتواند بر رقابت راهبردی این کشور با هند نیز تأثیر بگذارد.
با این حال، اسلامآباد همچنان تلاش میکند با طرح اتهامهایی علیه هند، از جمله حمایت دهلینو از شورشیان بلوچ و طالبان پاکستانی، بخشی از بحران داخلی خود را به بیرون منتقل کند؛ رویکردی که به گفته ناظران، بیش از آنکه راهحل باشد، تلاشی برای پنهانکردن ریشههای واقعی افراطگرایی در داخل پاکستان است.
در پایان، نویسنده این تحلیل تأکید میکند که بحران کنونی پاکستان صرفاً یک چالش نظامی یا امنیتی نیست، بلکه نتیجه انباشت دههها سیاست مبتنی بر حمایت از جهادگرایی، بیثباتی ساختاری، شکافهای قومی و ناکامی در ایجاد حکومتداری فراگیر است؛ بحرانی که اکنون به تهدیدی علیه ثبات داخلی، اقتصاد و جایگاه منطقهای پاکستان تبدیل شده است.
«تیتیپی» با ایجاد ۳۷ «استان سایه»، بهدنبال ساختار حکومت موازی در پاکستان است


