RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
رویدادهای خبری

افغانستان در حال فروپاشی است

Published ۱۴۰۵/۰۳/۰۲
افغانستان در حال فروپاشی
Afghan men carry bundles of barley across a field for threshing during sunset in the Chimtal district of Afghanistan's Balkh province on May 13, 2026. (Photo by Atif ARYAN / AFP)
SHARE

نویسنده: دیوید لوین

خبرگزاری راسک: روز دوشنبه، یک مهندس در خیابانی در کابل خود را به آتش کشید؛ چرا که نمی‌توانست کاری بیابد تا همسر و سه فرزندش را سیر کند. او در بیمارستان جان سپرد. این رویداد تازه‌ترین نشانه از ژرفای یأس و استیصالی است که دامن‌گیر افغانستان شده سرزمینی که مردمانش برای خرید نان، اعضای حیاتی بدنشان را می‌فروشند و حتی دختران خود را به معامله می‌گذارند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد اعلام کرده که «این کشور بدترین موج سوءتغذیه در تاریخ ثبت‌شده را تجربه می‌کند» ادعایی که از سازمانی با داده‌های شش دهه‌ای، معنای سنگینی دارد. هفده میلیون نفر با ناامنی غذایی حاد دست‌وپنجه نرم می‌کنند و زنان و کودکان بیشترین آسیب را دیده‌اند.
خشکسالی شدید یکی از عوامل این بحران است، اما فاجعه انسانی افغانستان ریشه‌ای انسان‌ساخته دارد. آنانی که این فاجعه را رقم زده‌اند، جباران زن‌ستیز طالبان هستند که تنها اصل حکمرانی‌شان سرکوب منظم و خشونت‌بار زنان است. تجاوز به حقوق و کرامت زنان نه یک جنبه فرعی از منظومه اخلاقی طالبان، بلکه سنگ بنای کنترل آن‌ها بر افغانستان است. گروهی که جز هزینه کردن برای دستگاه سرکوب، هیچ مسئولیت حکمرانی دیگری را نمی‌پذیرد و در برابر فروپاشی اقتصادی و مرگ و گرسنگی مردمانش، سکوت مسئولانه‌ای ندارد.
زندگی زنان روز به روز تیره‌تر می‌شود. شمار اندکی از زنان هنوز در نقش‌های محدود بهداشتی و مامایی فعالیت می‌کنند، اما با بازنشستگی آن‌ها، جایگزینی نیست چرا که آموزش ممنوع است و دسترسی به خدمات پایه درمانی به سرعت رو به زوال می‌رود. مدارس مخفی دختران و گروه‌های اعتراضی زنان، در سایه شبکه جاسوسی روزافزون طالبان در هراس از لحظه‌ای به سر می‌برند که کشف شوند. این رژیم سرکوب‌گر با حمایت چین، شصت هزار دوربین امنیتی در سراسر کشور نصب می‌کند. در فصلی دیگر از کتاب «هزار و نهصد و هشتاد و چهار» اورول، طالبان از مردم از جمله کودکان می‌خواهند که بر خانواده‌های خود جاسوسی کنند؛ این یافته مستند جامع‌ترین پژوهشی است که پس از سقوط افغانستان در سال ۲۰۲۱ درباره وضعیت زنان انجام شده است. یکی از زنان در این پژوهش گفته: «بسیاری از زنان با شبکه اطلاعاتی طالبان همکاری می‌کنند. من می‌ترسم که همسایگانم مرا لو بدهند.» طالبان ادعای مضحکی دارند که قوانینشان برای حمایت از زنان طراحی شده، اما این پژوهش که توسط گروه حقوق زنان «فراگیر» انجام شده، نشان می‌دهد بیش از شصت درصد زنان افغانستانی احساس ناامنی می‌کنند.
بحران رو به وخامت افغانستان موجب شده هزاران نفر همچنان از این کشور بگریزند. در سال‌های اخیر، مهاجران افغانستانی بزرگ‌ترین گروه در میان کسانی بوده‌اند که کانال مانش را برای رسیدن به بریتانیا در می‌نوردند. افغانستان در همین حال بار دیگر به کانونی برای تروریسم جهانی تبدیل شده و مقر مرکزی جهانی القاعده در خاک این کشور است.
نه سفیر از جمهوری پیشین افغانستان، نزدیک به پنج سال پس از سقوط دولتشان، همچنان در پست‌های خود باقی مانده‌اند و از مصونیت دیپلماتیک برخوردارند؛ آن‌ها پرچم چشم‌اندازی دیگر را برای افغانستان برافراشته‌اند. اما بریتانیا و ایالات متحده در زمره کشورهایی بودند که بسته شدن سفارتخانه‌های این دولت‌های در تبعید را اجبار کردند. نشانه‌های فزاینده‌ای از حرکت به سوی «عادی‌سازی» روابط با رژیم سرکوب‌گر طالبان وجود دارد که فشار برای تعطیلی دفاتر سفرای باقی‌مانده را افزایش می‌دهد.
روسیه تاکنون تنها کشوری است که طالبان را به رسمیت شناخته، اما به‌تدریج چین نیز با دایر کردن سفارتخانه‌ای که عملاً همه کارکردها را دارد، در حال به رسمیت شناختن آن‌هاست و دیگران نیز در پی می‌آیند. علی‌رغم بحران انسانی، بی‌ثباتی ناشی از موج‌های بزرگ پناهندگان و تهدید تروریسم، بریتانیا نیز در همین مسیر گام برمی‌دارد. جدا از تلاش برای تضمین کمک‌های بشردوستانه، لندن می‌خواهد از طریق بهبود روابط با طالبان، مهاجران را بازگرداند. بیست کشور اروپایی نیز طوماری مشترک به کمیسیون اروپایی فرستاده‌اند تا مذاکرات بازگشت مهاجران با طالبان را آغاز کند و برخی از آن‌ها از جمله آلمان به ننگ اجازه داده‌اند دیپلمات‌های طالبان برای تسهیل بازگشت مهاجران، کنسولگری‌هایی در خاکشان بگشایند.
با توجه به شکاف‌های عمیق در رأس هرم قدرت طالبان که پیش‌تر در همین نشریه، اسپکتیتور، گزارش شده و احتمال فزاینده‌ای که سلطه آن‌ها بر افغانستان پایدار نباشد، یک‌سونگری ملت‌های غربی در بهبود روابط با این رژیم تبهکار و وانمود کردن که افغانستان کشوری عادی است که مهاجران بازگشتی در آن در آرامش زندگی خواهند کرد، در بهترین حالت توهمی واهی و در بدترین حالت سیاستی خطرناک است.
اگر طالبان دچار فروپاشی داخلی شوند و هیچ طرح سیاسی جایگزینی در کار نباشد، افغانستان در هرج‌ومرجی فراگیر غرق خواهد شد؛ وضعیتی که در آن گروه‌های مسلح و تروریست‌های اسلام‌گرای خطرناک‌تر بر سر تکه‌پاره‌های این سرزمین به جان هم خواهند افتاد.
سه سال پیش، جهان حول طرحی متحد شد که مسیری به سوی دولتی فراگیرتر در افغانستان ترسیم می‌کرد. این طرح پیشنهاد می‌داد در ازای تعامل بیشتر با افغانستان، طالبان تن به بهبود حقوق بشر به‌ویژه حقوق زنان بدهند و با شخصیت‌های مخالف وارد گفت‌وگو شوند. حرکت کنونی غرب به سوی تعامل بدون پیش‌شرط، نشانه روشنی از سستی اراده و فقدان شجاعت سیاسی برای حمایت از بازگشت ثبات به افغانستان است.
سیاستی منسجم‌تر باید عناصری از اهرم فشار را در بر بگیرد از جمله تهدید به قطع کمک‌های مالی و همزمان فضایی برای مخالفت مسلحانه باز کند و در عین حال فعالانه پیگیر وحدت میان گروه‌های اپوزیسیون باشد تا بستری برای گفت‌وگو فراهم شود. گروه‌هایی که بسیاری از اعضای دولت جمهوری پیشین در آن‌ها حضور دارند، در قالب‌های مختلف در اروپا گرد هم می‌آیند، اما بدون حمایت بین‌المللی، گام نهایی به سوی اتحاد را برنخواهند داشت. حمایت از این فرایند به منابع مالی اندکی نیاز دارد، اما به جای آفرینش فضای سیاسی برای شکل‌گیری اپوزیسیون منسجم، غرب درهای خود را به روی طالبان می‌گشاید و گویا فراموش کرده که هر کنسولگری طالبان، اسب تروایی خواهد بود در خدمت رژیمی تروریستی.

در باره نویسنده:
دیوید لوین استاد ارشد مهمان در گروه مطالعات جنگ دانشکده کینگز کالج لندن و نویسنده کتاب «جنگ طولانی — روایتی از درون ماجرای آمریکا در افغانستان» است.

RASC ۱۴۰۵/۰۳/۰۲

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
افغانستانرویدادهای خبری

بی‌توجهی طالبان و تلاش مردم برای ساخت مکاتب

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
رییس تبلیغات کوریای شمالی در ۹۴ سالگی درگذشت
آی‌اس‌آی قصد حمله به شهروندان هندی را در افغانستان دارد
هراس ملاهبت‌الله از حقانی
وزیر داخله آلمان: به‌زودی بیشترین مهاجران «مجرم» افغانستان را اخراج می‌کنیم
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?