RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
رویدادهای خبری

روسیه با گروهی توافق نظامی بست که خودش تروریست می‌خواند

Published ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
روسیه
SHARE

خبرگزاری راسک: در روز ۲۷ می سال جاری میلادی، روسیه و گروه طالبان در حاشیه کنفرانس بین‌المللی امنیتی مسکو توافقنامه همکاری نظامی-فنی را به امضا رساندند. جزئیات این توافق هنوز فاش نشده است. آنچه تأیید شده این است که هر دو طرف آن را در قالب گسترش همکاری دوجانبه تعریف کرده‌اند. هیچ اطلاعات مشخصی درباره تجهیزات، انتقال سلاح یا تعهدات عملیاتی به‌طور رسمی افشا نشده است.
بنا بر گزارش اسپشیال اوراسیا، روسیه در جولای ۲۰۲۵ به‌طور رسمی رژیم گروه طالبان را به رسمیت شناخت و به نخستین قدرت بزرگی تبدیل شد که این اقدام را انجام داد. مسکو همزمان نام این جنبش را از فهرست سازمان‌های تروریستی ممنوعه خود حذف کرد. توافق ۲۸ می در واقع تحکیم عملیاتی همان موضع دیپلماتیک است.
موقعیت نظامی گروه طالبان در این میان به‌شدت تضعیف شده است. پس از ماه‌ها درگیری مسلحانه در امتداد خط دیورند، حملات پاکستان در اوایل ۲۰۲۶ بخش قابل توجهی از زیرساخت‌های نظامی این گروه را منهدم کرد. مهمات استاندارد ناتو که طالبان در سال ۲۰۲۱ به چنگ آورده بود، تا حد زیادی مصرف شده، به فروش رفته یا از کار افتاده است. بودجه دفاعی گروه طالبان نیز در کسری مزمن گرفتار است.
در داخل، رژیم گروه طالبان با بی‌ثباتی فزاینده‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کند: رقابت قومی میان جناح‌های پشتون و تاجیک این گروه مسلح در استان بدخشان به درگیری خشونت‌آمیز کشیده شده که محور آن کنترل درآمدهای معادن طلاست. تنها چند روز پیش از سفر هیئت گروه طالبان به مسکو، در ۲۱ می، جلسات اضطراری بررسی وضعیت امنیتی در مزارشریف برگزار شد.
این مؤسسه تحلیلی می‌افزاید که در همین حال، مسکو و گروه طالبان یک رابطه اقتصادی گسترده‌تر نیز در حال توسعه دارند: حجم تجارت دوجانبه افغانستان و روسیه در سال ۲۰۲۵ با فراتر رفتن از مرز پنج‌صد و سی میلیون دالر جهش چشمگیری داشت و مقامات روسی از افزایش ۲.۶ برابری آن در دو ماه نخست ۲۰۲۶ خبر دادند.
اسپشیال اوراسیا در بررسی این توافق تأکید می‌کند که با توجه به نبود شرایط مشخص افشاشده، اهمیت فوری آن سیاسی است نه عملیاتی. مسکو و گروه طالبان دارند به یکدیگر، به بازیگران منطقه‌ای و به غرب پیام می‌دهند که رابطه‌شان از آستانه‌ای گذر کرده: از عمل‌گرایی غیررسمی به همکاری نهادینه‌شده.
برای گروه طالبان که رژیم آن از نظر اغلب کشورهای جهان هنوز فاقد مشروعیت قانونی است، ظاهرسازی از طریق یک موافقتنامه دفاعی با یک عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل، نوعی اعتبار بین‌المللی به ارمغان می‌آورد که هیچ رابطه دیگری در حال حاضر برای آن‌ها فراهم نمی‌کند. برای روسیه، این توافق اهرم فشار را رسمی می‌کند بدون اینکه تعهدات مشخصی ایجاد کند که ممکن است واکنش فوری پاکستان یا کشورهای آسیای مرکزی را برانگیزد.
این مؤسسه تحلیلی هشدار می‌دهد که تفسیرهای رایج درباره توافق مسکو تقریباً به‌طور انحصاری بر بُعد نظامی تمرکز کرده‌اند و این رویکرد خطر از دست دادن الگوی ساختاری را دارد: روسیه به‌طور همزمان در حال ایجاد پیوندهای نظامی، اقتصادی، زیرساختی و نهادی با افغانستان است؛ پیوندهایی به هم تنیده که یکدیگر را تقویت می‌کنند.
به گزارش اسپشیال اوراسیا، روسیه دهلیز ترانس-افغانستان را بخشی از استراتژی لجستیکی خود می‌بیند، با برآوردهای اولیه‌ای که از هشت تا پانزده میلیون تن بار سالانه سخن می‌گویند. مسکو توسعه این مسیر را امتداد احتمالی کریدور اصلی شمال-جنوب خود به‌سوی پاکستان و هند می‌داند. وزرای حمل‌ونقل روسیه و ازبکستان توافقنامه‌هایی امضا کرده‌اند تا پروژه راه‌آهن ترانس-افغانستان را وارد فاز توسعه کنند؛ پروژه‌ای که هدفش گسترش کریدورهای حمل‌ونقل بین‌المللی به سمت جنوب تا پاکستان است.
ظرفیت معدنی افغانستان نیز بُعدی است که در بررسی رابطه روسیه و گروه طالبان اغلب نادیده گرفته می‌شود. وزیر صنعت و تجارت سرپرست گروه طالبان اعلام کرده که افغانستان ذخایر بسیار بزرگی از لیتیوم، مس و سنگ‌های قیمتی دارد و ابراز امیدواری کرده که شرکت‌های روسی در این حوزه سرمایه‌گذاری کنند.
این مؤسسه تحلیلی می‌نویسد روسیه در حال حاضر نیاز صنعتی فوری به لیتیوم افغانستان ندارد چرا که سومین ذخایر بزرگ لیتیوم جهان را در اختیار دارد، اما جای‌دادن شرکت‌های روسی به‌عنوان سهامداران اولیه در استخراج معادن افغانستان می‌تواند دوگانه عمل کند: هم برای رژیم گروه طالبان درآمد ایجاد کند و بدین‌ترتیب شریکی ناپایدار را تثبیت کند، و هم دسترسی انحصاری غربی یا چینی به ذخایر استراتژیک مهم را منتفی سازد.
بنا بر گزارش اسپشیال اوراسیا، سفیر به‌اصطلاح «امارت اسلامی» در مسکو اعلام کرده که گروه طالبان بازگشت فعال به سازمان همکاری شانگهای را مناسب می‌داند؛ سازمانی که افغانستان ناظر آن است. ادغام در این سازمان، رژیم گروه طالبان را در چارچوب چندجانبه‌ای تحت سلطه روسیه و چین لنگر می‌اندازد و آن را بیشتر از فشارهای هنجاری غربی مصون می‌کند.
هرگونه کمک نظامی-فنی روسیه به گروه طالبان هر چه محتوای آن باشد با اسلام‌آباد دچار تنش ساختاری می‌شود. پاکستان رسمی‌سازی نظامی روسیه با گروه طالبان را دست‌کم به‌عنوان اقدامی ضمنی علیه خود تفسیر خواهد کرد، با توجه به درگیری جاری در خط دیورند.
اسپشیال اوراسیا تحلیل می‌کند که مسکو احتمالاً این تضاد را از طریق ابهام عمدی مدیریت می‌کند: اظهارات عمومی شویگو بر تعهدات غربی برای رفع انجماد دارایی‌های افغانستان تمرکز داشت، نه بر تعهدات روسیه چارچوب‌بندی‌ای که توجه را منحرف می‌کند و در عین حال مسکو را بازیگری مسئول نشان می‌دهد. علاقه روسیه به راه‌آهن ترانس-افغانستان که طراحی شده تا به سمت جنوب به پاکستان ختم شود، انگیزه‌ای متعادل‌کننده فراهم می‌آورد چرا که مسکو برای کارکرد این دهلیز به همکاری پاکستان نیاز دارد. این تناقض ساختاری میان مسلح کردن گروه طالبان و جلب رضایت اسلام‌آباد در صورت تشدید بیشتر تنش در خط دیورند، به احتمال زیاد قابل مدیریت پایدار نخواهد بود.
این مؤسسه تحلیلی می‌نویسد فراخوان عمومی شویگو، روسیه را حامی احیای اقتصادی افغانستان معرفی می‌کند و در عین حال بار اخلاقی و مالی را بر دوش پایتخت‌های غربی می‌گذارد. این چارچوب‌بندی احتمالاً در مجامع جنوب جهانی طرفداران خود را پیدا خواهد کرد و پیام‌رسانی غربی را پیچیده‌تر می‌کند، به‌ویژه با توجه به دشواری دفاع از سیاست‌های انجماد دارایی در برابر جمعیتی که با نیاز بشردوستانه حاد دست‌وپنجه نرم می‌کند.
اسپشیال اوراسیا هشدار می‌دهد که تصمیم‌گیران غربی باید انتظار داشته باشند این استدلال در محیط‌های چندجانبه، از جمله سازمان ملل، سازمان همکاری شانگهای و احتمالاً مجامع مرتبط با بریکس، به کار گرفته شود.
بنا بر ارزیابی اسپشیال اوراسیا، تجزیه داخلی رژیم گروه طالبان به‌ویژه مقاومت مسلحانه جناح‌های تاجیک در بدخشان این خطر را ایجاد می‌کند که هرگونه همسویی درک‌شده روسیه با رهبری پشتون‌محور در قندهار، از سوی جناح‌های شمالی به‌عنوان دخالت خارجی به نفع رقبایشان تفسیر شود. نقش تاریخی مسکو در جنگ دهه ۱۹۸۰ هنوز یک مرجع سیاسی زنده در شمال افغانستان است. اگر درگیری داخلی تشدید شود، پرسنل یا منافع روسی مرتبط با دولت گروه طالبان می‌توانند آماج حملات قرار گیرند، همان‌طور که اتباع چینی در درگیری‌های فرقه‌ای بر سر عملیات معدن طلا این را تجربه کرده‌اند.
اسپشیال اوراسیا تأکید می‌کند که از میان تمام محرک‌های پشت تعمیق درگیری کرملین با گروه طالبان، بُعد مقابله با تروریسم احتمالاً از نظر سیاسی داخلی از همه حادتر احساس می‌شود.
حمله به تالار کروکوس سیتی در ۲۲ مارچ ۲۰۲۴ که مرگبارترین حمله تروریستی روسیه در دو دهه گذشته بود، توسط شاخه خراسان داعش انجام شد؛ سازمانی که پایگاه آن در افغانستان و آسیای مرکزی است. این حمله ارتباط میان شبکه‌های مسلح مستقر در افغانستان و تهدیدات مستقیم علیه خاک روسیه را آشکار ساخت.
این مؤسسه تحلیلی می‌نویسد انگیزه مهمی پشت به رسمیت شناختن گروه طالبان از سوی مسکو، امید صریح کرملین برای همکاری با این گروه در مقابله با داعش-خراسان بود؛ سازمانی که در حال تلاش برای گسترش نفوذ به فضای پسا-شوروی است. حذف گروه طالبان از فهرست سازمان‌های تروریستی در اپریل ۲۰۲۵، تا حدی پیش‌شرط این همکاری بود و موانع قانونی و نهادی برای اشتراک‌گذاری رسمی اطلاعات و عملیات‌های امنیتی مشترک را برطرف کرد.
اسپشیال اوراسیا گزارش می‌دهد که پیش از امضای توافق ۲۸ مه، شویگو اعلام کرد که بین هژده تا بیست‌وسه هزار جنگجو مرتبط با بیش از بیست گروه مسلح در افغانستان فعالند و به‌طور مشخص اشاره کرد که داعش-خراسان حدود سه هزار عضو در این کشور دارد. این چارچوب‌بندی عمومی، توافق نظامی-فنی را به لحاظ دفاعی توجیه می‌کند و به مخاطبان داخلی اطمینان می‌دهد که مسکو در حال مدیریت فعال این تهدید است.
با این همه، این مؤسسه تأکید می‌کند که دستاوردهای مقابله‌با-تروریسم روسیه از این توافق از نظر ساختاری محدود است. گروه طالبان حضور سرزمینی داعش-خراسان را تضعیف کرده، اما به‌طور مداوم در از بین بردن سلول‌های شهری مخفی این گروه ناکام مانده است.
اتباع آسیای مرکزی، به‌ویژه تاجیکستانی‌ها، بسیاری از حملات و توطئه‌های اخیر داعش در اروپا و روسیه را انجام داده‌اند که نشان می‌دهد مشکلات ساختاری در تاجیکستان زمینه را برای جذب تروریست‌های قابل توجهی فراهم می‌کند؛ یک خط انتقال رادیکالیسم که نه گروه طالبان و نه مسکو نمی‌توانند تنها از طریق همکاری نظامی آن را برطرف کنند.
اسپشیال اوراسیا در جمع‌بندی این گزارش می‌نویسد که توافق نظامی-فنی روسیه و گروه طالبان در صورت بررسی منفردانه از اهمیت قابل ارزیابی محدودی برخوردار است، چرا که شرایط آن فاش نشده است. اهمیت این توافق در عوض در آن چیزی نهفته که درون یک الگوی گسترده‌تر نمایندگی می‌کند: مسکو به‌صورت روش‌مندانه یک رابطه چندوجهی با گروه طالبان می‌سازد نظامی، اقتصادی، زیرساختی و نهادی که طراحی شده تا نفوذ پایدار را صرف‌نظر از ثبات داخلی «امارت اسلامی» تضمین کند.
این مؤسسه تحلیلی در پایان تأکید می‌کند که بُعد معدنی و دهلیز ترانس-افغانستان، زوایای استراتژیک کمتر گزارش‌شده‌ای هستند که توجه تحلیلی بیشتری را می‌طلبند. تنش حل‌نشده مرکزی در استراتژی افغانستان روسیه همچنان مسئله پاکستان باقی می‌ماند: مسکو احتمالاً نمی‌تواند به‌طور همزمان گروه طالبان را مسلح کند و همکاری پاکستان برای بلندپروازی‌های ترانزیت منطقه‌ای خود را حفظ نماید. چگونگی پیمایش کرملین در این تناقض، شاخص اصلی محتوای استراتژیک واقعی این توافق خواهد بود.

RASC ۱۴۰۵/۰۳/۱۱

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
رویدادهای خبریگزارش ها

دستور ترامپ برای پایان «حفاظت موقت»؛ مهاجران افغانستانی در آستانه اخراج

RASC RASC ۱۴۰۴/۰۱/۲۴
سازمان ملل: زنان و دختران افغانستان به‌طور نظام‌مند از حقوق اساسی محروم شده‌اند
نشست اول و دوم دوحه تغییری در وضعیت کنونی افغانستان بوجود نیاروده‌است
پاکستان و طالبان؛ از هم‌پیمانی تا واگرایی
در حالی اکثرا بیکار اند، نابینایان نیز در بلخ خواهان ایجاد فرصت‌های شغلی شدند
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?