RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
رویدادهای خبری

دیپلمات: مسکو هم از تهدید تروریسم افغانستان می‌گوید و هم روابطش با طالبان را گسترش می‌دهد

Published ۱۴۰۵/۰۳/۱۵
SHARE

خبرگزاری راسک: در اواخر ماه می سال جاری میلادی، در سالنی در حومه‌ی مسکو، محمد یعقوب وزیر دفاع رژیم طالبان پیمان همکاری نظامی با روسیه را امضا کرد. دو روز بعد، هنگام بازگشت به کابل، همان مرد با لحنی آکنده از اطمینان به خبرنگاران گفت که هیچ همسایه‌ای دیگر با این اطمینان خاطر به خاک افغانستان حمله نخواهد کرد. نامی از آن همسایه نبرد، اما مقصودش برای همگان روشن بود: پاکستان.
در نشست بیست‌وششم می کمیته‌ی امنیتی کشورهای مشترک‌المنافع، الکساندر بورتنیکوف مدیر سرویس امنیت فدرال روسیه به نمایندگان حاضر در اجلاس هشدار داد که شاخه‌ی خراسان داعش به‌طور فعال در حال جذب اتباع تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان، و همچنین کارگران مهاجر داخل روسیه است. او از شکل‌گیری شبکه‌های مخفی در سراسر قلمرو مشترک‌المنافع سخن گفت؛ شبکه‌هایی با کانال‌های تأمین مالی فعال و آمادگی‌هایی که پیشاپیش برای اجرای عملیات به‌ثمر رسیده‌اند. وزیر دفاع رژیم طالبان نیز در همان نشست حاضر بود.
تیزترین بخش سخنان بورتنیکوف، اما، نه به کابل، بلکه به جای دیگری نشانه رفته بود. او مدعی شد که داعش خراسان، گروه‌های جهادی هم‌پیمان آن و نیروهای مسلح مخالف طالبان، با «پشتیبانی فعال» سرویس اطلاعاتی بریتانیا در تلاش برای تضعیف اقتدار رژیم طالبان هستند. مسکو هیچ مدرکی برای این ادعا ارائه نکرد و ناظران مستقل آن را بی‌پایه ارزیابی کردند؛ این روایت با الگویی آشنا در گفتمان روسی همخوانی دارد که سرویس‌های اطلاعاتی غربی را پشت هر ناپایداری در حاشیه‌ی مشترک‌المنافع می‌بیند.
اما اهمیت این چارچوب‌بندی نه در درستی، بلکه در هدف‌گذاری آن است. بورتنیکوف تصریح کرد که امنیت جمعی به ثبات در منطقه‌ی افغانستان-پاکستان وابسته است؛ و با حضور رهبری طالبان در سالن و تعریف تهدید در قلمروهایی خارج از کنترل آن‌ها، این هشدار ضمنی به‌سوی مرز پاکستان نشانه می‌رفت.
دو روز پس از اجلاس امنیتی مشترک‌المنافع، روسیه و رژیم طالبان در حاشیه‌ی «فروم بین‌المللی امنیت» در حومه‌ی مسکو پیمان همکاری نظامی-فنی امضا کردند. امضاکننده از سوی روسیه سرگئی شویگو دبیر شورای امنیت و از سوی افغانستان، محمد یعقوب وزیر دفاع رژیم گروه طالبان بود. زمیر کابولوف، فرستاده‌ی ویژه‌ی روسیه برای افغانستان، اعلام کرد که پیمان بر تعمیر و بازسازی تجهیزات نظامی ساخت روسیه در افغانستان متمرکز خواهد بود.
توافق‌نامه‌هایی از این دست معمولاً حوزه‌های تأمین تجهیزات، آموزش، تعمیر و اعطای مجوز را دربرمی‌گیرند، هرچند تحلیلگران یادآوری می‌کنند که ظرفیت مسکو برای تحویل سامانه‌های پیشرفته به‌دلیل جنگ اوکراین و تحریم‌ها محدود شده است. این پیمان، مسیر دیپلماتیکی را تثبیت می‌کند که با به‌رسمیت‌شناختن رژیم طالبان از سوی روسیه در جولای ۲۰۲۵ و خروج این جنبش از فهرست سازمان‌های ممنوعه آغاز شده بود. روسیه تنها دولتی است که رژیم طالبان را به‌عنوان حکومت رسمی افغانستان به‌رسمیت شناخته است.
نشریه‌ی دیپلمات در تحلیل این تحولات می‌نویسد: مسکو رسماً از تهدید حاد تروریستی سرچشمه‌گرفته از خاک افغانستان سخن می‌گوید، اما در همان حال مناسبات خود را با گروه طالبان که همین تهدید در قلمروش پرورش می‌یابد عمق می‌بخشد. این همان ماهیت دوگانه‌ی راهبرد روسیه است: روایت تهدید، نقش امنیتی خوداعطاکرده‌ی مسکو در آسیای مرکزی را تقویت می‌کند، و شراکت با طالبان ابزار اجرایی برای آن نقش می‌شود. روسیه سال‌هاست که نگرانی از فعالیت‌های شبه‌نظامی از جانب افغانستان را ابراز می‌کند و همزمان تماس‌های سیاسی و امنیتی با گروه طالبان را گسترش داده است.
گروه طالبان، اما، از همین سند قرائتی دیگر داشت. محمد یعقوب پس از بازگشت به کابل، در جمع خبرنگاران فرودگاه گفت که پاکستان در ماه‌های اخیر با اطمینان خاطر به خاک افغانستان حمله کرده، و افغانستان تضمین خواهد داد که هیچ همسایه‌ای دیگر چنین اطمینانی نداشته باشد. او پذیرفت که اسلام‌آباد ممکن است به توافق مسکو اعتراض داشته باشد، اما اصرار کرد که افغانستان هیچ کشوری را تهدید نمی‌کند. این تغییر لحن، بلافاصله پس از امضای پیمان با روسیه، پیامی آشکار برای اسلام‌آباد داشت: طالبان اکنون خود را صاحب اهرم فشار می‌داند.
برای دهه‌ها، ارتش پاکستان «دکترین عمق استراتژیک» را دنبال می‌کرد: بهره‌گیری از شبه‌نظامیان نیابتی برای اعمال نفوذ در افغانستان و کاهش فشار بر پهلوی غربی. اما محیط امنیتی امروز یکسره متفاوت است. روابط اسلام‌آباد و گروه طالبان به خصومت آشکار کشیده شده؛ خصومتی که در حملات هوایی فراسوی مرز در اوایل امسال و تلخ‌ترین درگیری‌های مرزی در سال‌های اخیر تجلی یافته است.
روه طالبان پاکستان را به حملات دلخواهانه به خاک افغانستان متهم می‌کند. اسلام‌آباد گروه طالبان را به پناه دادن به تحریک طالبان پاکستان متهم می‌کند که از زمان سلطه بر افغانستان در ۲۰۲۱ حملات خود در خاک پاکستان را شدت بخشیده است. مرز متخلخل مشترک اکنون هم تحریک طالبان پاکستان و هم داعش خراسان را در خود می‌پروراند. راهبردی که قرار بود برای پاکستان عمق استراتژیک ایجاد کند، مرزش را به منبع تهدید تبدیل کرده است.
فراتر از این، پاکستان در حال برقراری تماس با اپوزیسیون افغانستانی است. بنا بر گزارش مؤسسه‌ی سلطنتی خدمات متحده‌ی بریتانیا (راوسی)، اسلام‌آباد تماس‌های پنهانی منظمی با جبهه‌ی مقاومت ملی احمد مسعود داشته و در اکتبر ۲۰۲۵ شماری از چهره‌های اپوزیسیون افغانستانی را میزبانی کرده است.
در این مرحله، اما، اقدام نظامی علیه افغانستان، وخامت اقتصادی این کشور را تعمیق می‌بخشد و فضا را برای تحکیم نفوذ مسکو می‌گشاید.
برای سال‌ها، پاکستان بزرگ‌ترین بازار صادراتی افغانستان و اصلی‌ترین مجرای ارتباط این کشور با جهان بود. این موقعیت اکنون از درون در حال فرسایش است. بر اساس آمار بانک جهانی، سهم پاکستان از صادرات افغانستان از ۵۴ درصد در ۲۰۲۳ به ۴۵ درصد در ۲۰۲۴ کاهش یافت، و تا ۲۰۲۵ هند جای پاکستان را به‌عنوان نخستین مقصد صادراتی کابل گرفت؛ صادرات افغانستانی به هند به ۷۵۵ میلیون دالر رسید، در حالی که صادرات به پاکستان به حدود ۵۰۵ میلیون دالر افت کرد.
مسیر تجاری با هند به‌کلی از پاکستان می‌گذرد، اما نه از راه زمینی چون اسلام‌آباد ترانزیت برزمینی را ممنوع کرده بلکه از طریق بندر چابهار ایران. در همین دوره، صادرات افغانستان به ازبکستان طی یک سال بیش از دو برابر شد و حجم تجارت افغانستان با ایران در ارقام مطلق از تجارت با پاکستان پیشی گرفت.
بستن مرزها و حملات فراسوی آن‌ها، روندی را که پیش‌تر خود به خود در جریان بود، شتاب داد. تجارت دوجانبه از ۲.۴۶ میلیارد دالر در ۲۰۲۴ به ۱.۷۷ میلیارد دالر در ۲۰۲۵ فروپاشید و هزاران کانتینر در تورخم و چمن سرگردان ماند.
هر اختلال، طالبان را بیشتر به سوی ایران، هند و آسیای مرکزی می‌راند، و هر این‌چنین گردشی، تنها اهرم فشار مطمئنی را که پاکستان بر افغانستان داشت فرسوده‌تر می‌کند. فشار اقتصادی که قرار بود طالبان را رام کند، در عمل به این گروه می‌آموزد که بدون اسلام‌آباد هم می‌شود زندگی کرد.
این ضربه به اقتصادی نشسته که از پیش تا مرز فروپاشی رفته است. بر اساس آمار سازمان ملل، حدود ۷۴ درصد از مردم افغانستان از تأمین نیازهای اولیه ناتوانند و بیش از هفده میلیون نفر با بحران غذایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بر این بستر ویران، یکی از بزرگ‌ترین موج‌های بازگشت اجباری در تاریخ اخیر منطقه نیز سایه افکنده است. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل گزارش داده که در سال ۲۰۲۵ دست‌کم ۲.۸ میلیون افغانستانی از ایران و پاکستان بازگردانده یا اخراج شدند؛ حدود ۱.۸ میلیون از ایران و ۹۳۰ هزار نفر از پاکستان، که دو سوم آن‌ها اجباری بود.
شتاب این موج پس از درگیری ایران و اسرائیل در ۲۰۲۵ بالا گرفت، آنگاه که اخراج‌ها از ایران در جولای همان سال به اوج خود رسید. هر موج بازگشت، بر بازار کاری می‌افزاید که هیچ ظرفیت جذبی ندارد.
چندین نهاد سازمان ملل، از جمله برنامه‌ی توسعه‌ی ملل متحد و دفتر مقابله با مواد مخدر و جرایم سازمان‌یافته، استیصال اقتصادی و بیکاری را از شرایطی می‌شمارند که جذب‌شدن به گروه‌های افراطی را تسهیل می‌کنند؛ و یک مطالعه‌ی برنامه‌ی توسعه سازمان ملل درباره‌ی افغانستان به‌صراحت بازگشتگان و آوارگان را در میان آسیب‌پذیرترین اقشار در برابر رادیکالیزاسیون شناسایی کرده است.
رابطه‌ی علّی محل بحث است و مضیقه‌ی اقتصادی به تنهایی منجر به خشونت نمی‌شود. اما فروپاشی روابط تجاری با پاکستان، شرایطی را بیکاری انبوه و فشار ناشی از موج بازگشتگان که مجندان از آن‌ها بهره می‌برند، عمیق‌تر می‌کند.
چین منبع دومِ فشار است و از منظر اقتصادی برای پاکستان اهمیت بسیار بیشتری دارد. پکن دهها میلیارد دالر در دهلیز اقتصادی چین-پاکستان سرمایه‌گذاری کرده و ثبات در امتداد این مسیر را پیش‌شرط پیشرفت بیشتر می‌داند. اما کارنامه‌ی امنیتی پاکستان این محاسبه را بر هم زده است.
از سال ۲۰۲۱، دست‌کم بیست شهروند چینی در پاکستان کشته شده‌اند؛ در حوادثی که از عملیات جدایی‌طلبان بلوچ در کویته و گوادر تا انفجار انتحاری نزدیک فرودگاه کراچی در اکتبر ۲۰۲۵ را دربرمی‌گیرد. بنا بر منابعی که هنوز تأیید رسمی نشده‌اند، مقامات چینی از دیپلماسی آرام به انتقاد علنی از ناتوانی اسلام‌آباد در حفاظت از اتباع چینی کوچیده‌اند؛ و رزمایش‌های مشترک ضدتروریستی و فشار برای نقش حفاظتی گسترده‌تر، تصویر شریکی را ترسیم می‌کند که دیگر شایستگی پاکستان را مفروض نمی‌گیرد.
این سرخوردگی، پکن را در عمل به موضعی نزدیک به مسکو می‌رساند، یا چه‌بسا اهرم فشار روسیه نزد چین را افزایش می‌دهد؛ چراکه مسکو یکی از معدود بازیگران دارای کانال مستقیم به کابل است. هر دو پایتخت، امنیت افغانستان و آسیای مرکزی را روزافزون مستقیم با دولت‌های منطقه‌ای هماهنگ می‌کنند، نه از طریق اسلام‌آباد به‌مثابه واسطه. دوستی «فراهوایی» از نظر ادبی بی‌خدشه مانده، اما در موضوع مشخص مهار شبکه‌های جهادی فراملی، چین دیگر تمام تخم‌مرغ‌هایش را در سبد پاکستان نمی‌گذارد. با کاهش اتکای مسکو و پکن به اسلام‌آباد در پرونده‌ی ضدتروریسم، اهرم منطقه‌ای این کشور فرسوده‌تر می‌شود.
بنا به تحلیل دیپلمات، پاکستان تلاش می‌کند سیاست خارجی طرفدار غرب را دنبال کند، در حالی که مرزهایش همچنان بی‌ثباتی‌ای را تولید می‌کند که همسایگانش از آن بیمناکند؛ و این ترکیب، هر مخاطبی را به نوبه‌ی خود از خود می‌راند. واشنگتن به شریک مطمئن نیاز دارد. گروه طالبان می‌خواهد حملات به افغانستان متوقف شود. مسکو به یک همکار ضدتروریستی نیاز دارد. پکن می‌خواهد اتباع و سرمایه‌گذاری‌هایش در امان باشند.
اسلام‌آباد نمی‌تواند همه‌ی آن‌ها را به‌طور همزمان راضی نگه دارد؛ و امتیاز پیشین خود نقش دلال با کابل با کسب شرکای جدید توسط افغانستان ارزش‌زدایی می‌شود.
آسیای مرکزی این فضا را پر می‌کند. در پس‌زمینه‌ی جنگ در مرز افغانستان-پاکستان، پنج کشور منطقه نخستین گفتگوی مشورتی در قالب «آسیای مرکزی-افغانستان» را در کابل برگزار کردند، تجارت را از طریق موافقتنامه‌های ترجیحی و دالان‌های ترانزیتی گسترش می‌دهند، و بخش عمده‌ی واردات برق افغانستان را تأمین می‌کنند که حدود هشتاد درصد از مصرف این کشور را پوشش می‌دهد.
ثباتی که اسلام‌آباد روزگاری به‌عنوان دارایی اصلی خود عرضه می‌کرد، اکنون از شمال به افغانستان می‌رسد، نه از شرق.

Shams Feruten ۱۴۰۵/۰۳/۱۵

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
شماری از دختران دانش‌آموز از نهادهای بین‌المللی خواستند برای رفع ممنوعیت آموزش از سوی طالبان تلاش کنند
افغانستانرویدادهای خبری

شماری از دختران دانش‌آموز از نهادهای بین‌المللی خواستند برای رفع ممنوعیت آموزش از سوی طالبان تلاش کنند

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۲/۱۰/۰۵
زمرد پنج‌شیر برای هفتمین‌بار توسط گروه طالبان به فروش رسید
کابل؛ شهری پرجمعیت، اما بی‌زیرساخت و آسیب‌پذیر
دشمنی با نوروز یا توهین بر اسلام؟
خانواده‌های دختران بازداشتی کابل به خواست گروه طالبان به سرک‌ها هجوم آورده و از حجاب شعار دادند
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?