خبرگزاری راسک: گروه طالبان بار دیگر به حربه آزموده و کهنه خود متوسل شده و پاکستان را به کشتن غیرنظامیان در جریان حملات هواییاش متهم کرده است. رهبران این گروه و ماشین تبلیغاتی آن از صبح همان شعار تکراری را سر دادهاند؛ دیگران را مقصر جلوه میدهند، پاکستانیها را بدیهی فرض میگیرند و خود را قربانی نشان میدهند. اما در این هیاهوی تبلیغاتی، یک پرسش اساسی که پاکستان از همان ابتدای ظهور گروههای تروریستی مطرح کرده بیپاسخ مانده است: چرا گروههای تروریستی از خاک افغانستان علیه پاکستان عملیات میکنند و حملات فرامرزی انجام میدهند؟ پاکستان اتهامات گروه طالبان را رد کرده و این موضع کاملاً موجه است. هیچ چیزی نمیتواند این واقعیت را پاک کند که خاک افغانستان توسط گروههای تروریستی، بهویژه تحریک طالبان پاکستان، برای ریختن خون پاکستانیها به کار میرود و این گروهها همچنان در آنجا فعالاند.
یوریشا ریویو در این تحلیل مینویسد که برای هر اقدام پاکستان در حمله به یک پایگاه تروریستی، رژیم گروه طالبان همیشه با همان شعار تلفات غیرنظامی پاسخ میدهد. این پوشش راحتی است برای منحرف کردن توجه از پناهگاهها، دستاندرکاران، تسهیلکنندگان و ساختارهای فرماندهی که زیر سایه گروه طالبان دوام آوردهاند. پنهان کردن تروریستها در میان مردم غیرنظامی و سپس شکایت و اعتراض وقتی هدف قرار میگیرند، اخلاق نیست. گروه طالبان نباید اجازه داشته باشد از زنان و کودکان به عنوان مهرههای تبلیغاتی استفاده کند، و نباید اجازه داشته باشد نسبت به زنان و کودکانی که در پاکستان به دست گروههای مسلح آن سوی مرز کشته میشوند بیتفاوت باشد.
پاکستان در سه ماه گذشته بیش از حد صبور بوده است. در برابر حملات متعدد، در برابر شهادت نیروهای امنیتی و غیرنظامیان، در برابر خشم عمومی، اسلامآباد همچنان راه همکاری با گروه طالبان را پیش گرفت. امید پاکستان منطقی و عادلانه بود: دولت گروه طالبان باید اقدامات عملی برای مقابله با گروههای تروریستی که از خاک افغانستان در پاکستان توطئه میچینند، تأمین مالی میکنند، مسلح میشوند و حمله میکنند انجام میداد. این توقع زیادی نبود؛ کمترین چیزی بود که هر حاکمیتی که ادعای کنترل قلمروش را داشت، میبایست فراهم میکرد.
اما به جای نابود کردن پناهگاههای تروریستی، مقامات گروه طالبان راهبرد انکار، انحراف و تبلیغات را در پیش گرفتند. وجود گروههای خصمانه را نمیپذیرند، نگرانیهای پاکستان را نادیده میگیرند و به محض اینکه پاکستان پاسخ میدهد، میکوشند موضوع را بینالمللی کنند. این وضعیت دیگر قابل تحمل نیست. نمیتوان از هیچ دولتی در منطقه انتظار داشت که بارها و بارها قربانی خشونت شود، در حالی که عاملان آن خشونت آزادانه در قلمرو دولتی دیگر رفتوآمد میکنند، از مصونیت برخوردارند و در آنجا حمایت میشوند. شعار «حاکمیت» نباید فقط برای کابل باشد؛ حاکمیت، امنیت و شهروندان پاکستان نیز به همان اندازه اهمیت دارند.
یوریشا ریویو آمار حملات اخیر را مرور میکند. در هشتم جون ۲۰۲۶، حمله به پست حسنخیل منجر به کشته شدن شش سرباز پیکان مرزی، زخمی شدن هشت سرباز وربوده شدن هفت سرباز دیگر توسط تحریک طالبان پاکستان شد. در نهم می ۲۰۲۶، در یک حمله انتحاری هماهنگ به یک پاسگاه پلیس در بنو با استفاده از خودروی انفجاری، سلاح سنگین و پهپاد پانزده مأمور پلیس کشته شدن. در اپریل ۲۰۲۶، یک انتحاری با کوبیدن خودروی انفجاری به ایستگاه پلیس بنو، پنج غیرنظامی را کشت و خسارتهای سنگینی وارد کرد. اینها رویدادهای مجزا نیستند؛ بخشی از یک بنگاه تروریستی پیوستهاند.
تنها در سال ۲۰۲۶، هشتادوشش غیرنظامی در خیبرپختونخوا به دست تروریستهای تحریک طالبان پاکستان به کشتهشدن و ۲۶۰ نفر زخمی شدهاند. پشت هر عدد یک خانوادهای نشسته که عزیزی را از دست داده، خانهای که خالی مانده، کودکی که یتیم شده و جامعهای که ترضمه شده است. با این حال، وقتی نوبت پاکستان میرسد، این خونریزیها هرگز ذکر نمیشوند و رژیم گروه طالبان با حاشیهپردازی از کنارشان میگذرد. پاکستان درخواست اقدام کرده و در پاسخ بهانه شنیده است. درست در لحظهای که پاکستان به شبکه تروریستی واکنش نشان میدهد، گروه طالبان ناگهان زبان بشردوستانه پیدا میکند. این همدلی گزینشی از نظر اخلاقی پوچ است.
یوریشا ریویو میپرسد که پاکستان تا کِی میتواند این وضع را تحمل کند؟ هیچ دولت حاکمیت مداری نمیتواند تروریسم فرامرزی را بپذیرد، بهویژه وقتی تسهیلکنندگان آن از خاک کشور همسایه با امنیت کامل عمل میکنند. پاکستان بارها خواستار اقدام ملموس، قابل راستیآزمایی و برگشتناپذیر علیه گروههای تروریستی شده است. این خواستهها تاکنون هیچ بهبودی به همراه نداشتهاند.
در این فاصله، جانهای پاکستانی از دست میرود. نباید خویشتنداری را با فلج شدن اشتباه گرفت. تاکتیک هرگز نمیتواند جایگزین راهبرد شود. مرز میان صبر و ضعف را نمیتوان نادیده گرفت.
این فقط یک مسئله پاکستانی نیست. جامعه بینالمللی نیز نگرانی خود را از وجود پناهگاههای تروریستی در افغانستان زیر کنترل گروه طالبان ابراز داشته است. در نشست هشتم جون شورای امنیت سازمان ملل، کشورها نگرانی خود را از ناتوانی رژیم گروه طالبان در جلوگیری از تبدیل شدن افغانستان به پناهگاه امن برای گروههای تروریستی مطرح کردند. این دیگر یک مشکل دوجانبه آزاردهنده نیست که طالبان بتواند با تبلیغات از آن شانه خالی کند. این یک چالش امنیتی منطقهای و جهانی است.
یوریشا ریویو در این تحلیل تأکید میکند که موضع پاکستان باید محکم باشد. هر بار که پاکستان ناگزیر به اقدام میشود، باید دقیق، مبتنی بر اطلاعات موثق و با قصد صریح عدم آسیب به غیرنظامیان عمل کند. این تمایز اهمیت دارد. مسئله پاکستان با مردم افغانستان نیست که دههها در معرض درگیری، آوارگی و افراطگرایی بودهاند. مبارزه پاکستان علیه سازمانها و شبکههایی است که تروریستها را پنهان میکنند، تأمین مالی میکنند، مسلح میسازند و حمایت میکنند. اجازه دادن به این شبکهها برای ادامه فعالیت عواقب دارد و رژیم گروه طالبان باید این را بهخوبی بداند.
اکنون فشار عمومی سنگینی بر دولت پاکستان برای اقدام علیه عاملان خشونت وجود دارد. این خشم طبیعی است. شهروندان میخواهند بدانند چرا پاکستان همچنان ضربات تروریستها را تحمل میکند و نه ارباب و فرماندهان آنها را؟ باید یک تحول پارادایمی در رویکرد صورت گیرد؛ از صرف تعقیب سربازان پیاده به سمت شکستن ساختارهای فرماندهی، شبکههای تأمین مالی، آموزش و تسهیل. بازوهای مصرفپذیر باید از کار بیفتند، اما سر مشکل هم باید قطع شود.
رژیم گروه طالبان باید انتخاب کند. یا اقدام واقعی و معتبر علیه تحریک طالبان پاکستان و دیگر گروههای ضدپاکستانی انجام دهد، جهان را متقاعد کند که خاک افغانستان برای تروریسم به کار نخواهد رفت و اعتماد از دست رفته را بازگرداند. یا به راه انکار و پنهان شدن پشت تبلیغات ادامه دهد و بگذارد بیثباتی گسترش یابد. نمیتواند پاکستان را برای مدت طولانی ساکت نگه دارد. شعار تلفات غیرنظامی نباید از این واقعیت انحراف ایجاد کند که تروریسم از خاک افغانستان سرچشمه میگیرد. تردیدی نیست که پاکستان قربانیان بسیار زیادی داده، صبر بیش از حد نشان داده و مدت بسیار زیادی برای وعدههای توخالی صبر کرده است تا بتوان آن را یک سیاست دانست.
پاکستان: طالبان با انکار پناهگاههای تروریستی، مسئولیت تروریسم فرامرزی را نمیتوانند پنهان کنند


