نویسنده: سایمه افضل
خبرگزاری راسک: گزارش تازه تیم پشتیبانی تحلیلی و نظارت بر تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد، که در ۸ دسامبر منتشر شد، تصویری کمسابقه و مستند از ساختار قدرت و شیوه حکمرانی طالبان در افغانستان ارائه میدهد؛ تصویری که، به روایت آسیا تایمز، ماهیت اقتدارگرایانه، ایدئولوژیک و بهشدت ناکارآمد این رژیم را آشکار میسازد و تردیدهای جدی درباره دوام و کارآمدی آن برمیانگیزد.
بر اساس این گزارش، نظم سیاسی طالبان بر تمرکز افراطی قدرت، کنترل ایدئولوژیک سختگیرانه، ضعف عمیق نهادی و تناقضهای حلنشده درونی استوار است. این ترکیب، نهتنها توان حکمرانی پایدار را از طالبان سلب کرده، بلکه امنیت و اداره کشور را به تصمیمهای فردی و غیرپاسخگو گره زده است؛ الگویی که عملاً جای نهادها را با فرامین میگیرد.
در رأس این ساختار، هبتالله آخندزاده بهعنوان «امیرالمؤمنین» قدرتی بیچونوچرا در اختیار دارد. گزارش سازمان ملل تصریح میکند که او چهرهای تشریفاتی نیست، بلکه تصمیمگیر نهایی است و کشور را نه از مسیر سازوکارهای اداری، بلکه عمدتاً با فرمانهای دینی اداره میکند؛ شیوهای که مسئولیتگریزی و فقدان شفافیت را نهادینه کرده است.
آخندزاده در قندهار مستقر است؛ شهری که به مرکز واقعی قدرت طالبان بدل شده و عملاً کابل را به حاشیه رانده است. او در انزوای فیزیکی و سیاسی بهسر میبرد و هیچگونه گفتوگوی سیاستگذاری متعارف یا مشورت نهادی را برنمیتابد؛ وضعیتی که تصمیمسازی را از واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی کشور جدا میکند.
تصمیمگیری در طالبان بهشدت متمرکز است. شبکهای از شوراهای علما در استانها ایجاد شده که مستقیماً به قندهار پاسخ میدهند. این شوراها نه نهادهای مستقل حکمرانی، بلکه ابزار اعمال انضباط ایدئولوژیک هستند. هرگونه اختلاف نظر درونساختاری سرکوب میشود و منتقدان با برکناری، بازداشت، اجبار یا تبعید مواجهاند.
با وجود ظاهر یکپارچه، گزارش از شکافهای جدی در رهبری طالبان پرده برمیدارد؛ مهمترین آن میان تندروهای قندهار و عملگرایان کابل، بهویژه میان حلقه نزدیک آخندزاده و شبکه حقانی به رهبری سراجالدین حقانی، وزیر داخله. این اختلافها، انسجام رژیم راشکننده و آینده رهبری را مبهم کرده است.
چهرههایی چون شیرمحمد عباس استانکزی و عبدالسمیع غزنوی که نسبت به سیاستهای طالبان، بهویژه در مورد آموزش دختران، انتقاد داشتند، برکنار، بازداشت یا وادار به خروج شدند. این برخوردها نشان میدهد که طالبان حتی گفتوگوی دینی درونگروهی را نیز جرم تلقی میکند و ایدئولوژی را بالاتر از منافع ملی قرار داده است.
طالبان مشروعیت خود را وابسته به رضایت عمومی نمیدانند. ارتباطات بالا به پایین، مبهم و غیرپاسخگوست. قطع سراسری اینترنت در اکتبر ۲۰۲۵ که بدون توضیح روشن و با تصمیمی متناقض لغو شد نمونهای از حکمرانی دلبخواهی و اختلافات درونی در سطوح بالا بود.
اقتدار طالبان عمدتاً به شهرهای بزرگ محدود است و در مناطق کوچکتر با چالش مواجه میشود. برخی جناحهای قدرتمند، بهویژه شبکه حقانی، تا زمانی که وحدت ظاهری را به چالش نکشند، از خودمختاری عملیاتی برخوردارند؛ امری که اصل حاکمیت قانون یکنواخت را نقض میکند.
یکی از پیامدهای عمیق و ماندگار حکمرانی طالبان، بازمهندسی ایدئولوژیک نظام آموزشی است. آموزش مستقیماً زیر نظر آخندزاده قرار گرفته و به ابزار القای ایدئولوژی بدل شده است. مفاهیمی چون دموکراسی، حقوق بشر، حقوق زنان، اخلاق مدنی و نهادهای بینالمللی از برنامهها حذف یا تحریف شدهاند. دستکم ۱۸ رشته بهکلی ممنوع و بیش از ۲۰۰ درس مشروط به بازنویسی ایدئولوژیک شده است.
تداوم ممنوعیت آموزش دختران، بهگفته گزارش، بحثبرانگیزترین اختلاف داخلی و در تضاد با سنتهای دینی بسیاری از مناطق افغانستان است. این سیاست پیامدهای اقتصادی بلندمدت و مخرب دارد و سرمایه انسانی کشور را بهطور سیستماتیک نابود میکند.
با وجود محدودیتهای شدید مالی، طالبان ساخت مسجد و مدرسه دینی را در اولویت قرار دادهاند و با هدایت مستقیم آخندزاده، مکتب فکری حنفی–دیوبندی را گسترش دادهاند. سایر سنتهای اسلامی از آموزش حذف و نظارت و سرکوب آنها تشدید شده؛ روندی که تکصدایی ایدئولوژیک را تحمیل میکند.
در حوزه امنیت، گزارش ارزیابی دوگانهای ارائه میدهد: خشونت کلی نسبت به پیش از ۲۰۲۱ کاهش یافته، اما داعش خراسان هرچند تضعیفشده همچنان قادر به حملات پراثر است. بیش از ۲۰ گروه تروریستی در کشور فعالاند و بسیاری روابطی کمتنش با حکومت دارند؛ ادغامی که خطر نفوذ ایدئولوژیک را بالا برده و با فساد، ضعف پاسخگویی و کمبود بودجه تشدید میشود.
اقتصاد افغانستان زیر فشار شدید است: در نیمه نخست ۲۰۲۵ تولید ناخالص داخلی کاهش یافته، بیکاری حدود ۷۵ درصد برآورد میشود و نزدیک به ۷۰ درصد جمعیت به کمک خارجی وابستهاند. بازگشت بیش از ۴.۵ میلیون مهاجر و ممنوعیت کار زنان در بخش امداد، وضعیت را وخیمتر کرده است. بهبود اندک مالیاتستانی، اثر معناداری نداشته است.
به جمعبندی آسیا تایمز، طالبان اگرچه کنترل رهبری را تثبیت کردهاند، اما ثبات حاصل بر زور، ایدئولوژی سختگیرانه و سرکوب استوار است، نه بر حکمرانی فراگیر یا پذیرش عمومی. این پویاییها پیامدهای جدی برای منطقه بهویژه پاکستان دارد و افغانستان را در مسیر انجماد داخلی و بیثباتی بیرونی نگه میدارد.
برای دستیابی به ثبات پایدار، حکمرانی فراگیر، مشارکت همه اقوام و زنان، پاسخگویی و مقابله واقعی با تروریسم ضروری است. بدون این اصلاحات بنیادین، هر نظم تحمیلی طالبان شکننده و ناپایدار خواهد ماند و افغانستان همچنان از مسیر توسعه، امنیت و تعامل سازنده با جهان دور میماند.


