خبرگزاری راسک: دانشگاههای افغانستان، به گفته استادان و پژوهشگرانی که هنوز در این کشور حضور دارند، دیگر «فضاهای واقعی آکادمیک» نیستند. آنان در گفتوگو با مجلهٔ تایمز هایر ایجوکیشن به شرط حفظ هویت برای جلوگیری از انتقامجویی طالبان از سیستمی سخن میگویند که زیر سلطه ایدئولوژیک طالبان، با پاکسازیهای اداری، سانسور ساختاری، حذف شایستهسالاری و ایجاد فضای دائمی ترس، بهطور سیستماتیک کارکرد علمی خود را از دست داده است.
این استادان میگویند از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، نظام ارتقای علمی بر پایه شایستگی فروپاشیده و جای آن را وفاداری سیاسی و انطباق ایدئولوژیک با طالبان گرفته است. در این فضا، خودسانسوری به یک ضرورت بقا بدل شده و هر فعالیت علمی زیر سایه کنترل و تهدید انجام میشود.
یکی از استادان مرد در دهه پنجم زندگی خود میگوید:
«روز کاری ما کمتر بر پژوهش و آموزش استوار است و بیشتر بر مدیریت ریسک و عدماطمینان. سعی میکنم نظم شخصیام را حفظ کنم، اما ریتم طبیعی دانشگاه جای خود را به احتیاط داده است.»
او میافزاید که فضای دانشگاه «کنترلشده و از نظر روانی سنگین» است؛ همکاران از گفتوگوی آزاد پرهیز میکنند و دانشجویان نیز مراقب هر واژه خود هستند.
«در این نظام طالبان، کار علمی باید با انتظارات ایدئولوژیک هماهنگ باشد، نه با معیارهای آکادمیک.»
به گفته این استادان، نقطه عطف زمانی بود که حکومت پیشین سقوط کرد و طالبان قدرت را در دست گرفتند. از آن زمان، سیستمهای شایستهسالارانه فرو ریخت و تصمیمگیری درباره اعضای هیئت علمی بر اساس معیارهای سیاسی و ایدئولوژیک طالبان انجام شد، نه بر پایه آموزش، پژوهش یا عملکرد.
یکی از آنان میگوید با «فشار شغلی، حذف نهادی، برکناری بدون روند شفاف و مسدود شدن مسیر ارتقای علمی» روبهرو شده، با وجود آنکه همه شرایط رسمی را داشت. این نوع برخورد، بخشی از سیاست ساختاری طالبان برای مهار استقلال دانشگاهها است.
سال گذشته، طالبان کنترلها را تشدید کرده و حتی دسترسی به اینترنت را موقتاً قطع کردند؛ اقدامی که آخرین روزنه ارتباط علمی را برای بسیاری از استادان و دانشجویان بست. ساختارهای مدیریتی دانشگاهها نیز با آنچه یکی از استادان «پاکسازی اداری» مینامد، دگرگون شده و مدیران باتجربه کنار گذاشته شدهاند.
بسیاری از چهرههای ارشد کشور را ترک کردهاند و کسانی که ماندهاند، زیر فشار دائمی، کمبود منابع و نبود آزادی علمی کار میکنند؛ آن هم در فضایی که طالبان با کنترل نامرئی اما فراگیر، همه چیز را زیر نظر دارند.
محدودیتها فقط رسمی نیستند؛ استادان میگویند سانسور غیررسمی حتی شدیدتر است، زیرا کسی دقیق نمیداند چه چیزی «غیرقابلقبول» تلقی میشود. به همین دلیل، افراد پیشاپیش خود را سانسور میکنند.
پژوهش در حوزههای سیاست اجتماعی، حکمرانی، حقوق و رسانه عملاً ممنوع است. حتی در رشتههای فنی، همکاری بینالمللی یا دریافت بودجه خارجی میتواند سوءظن طالبان را برانگیزد.
طالبان حتی محتوای آموزشی را نیز هدف گرفتهاند.
«کتابهای درسی بینالمللی ممکن است فقط بهخاطر داشتن تصویر انسان یا حیوان رد شوند.»
برخی نشریات فقط زمانی اجازه انتشار مییابند که آیات قرآن در آنها گنجانده شود، حتی اگر موضوع ریاضی یا فیزیک باشد. کتابخانهها پاکسازی شده و نهادهای نظارتی در محوطه دانشگاهها حضور دارند و حتی بر پوشش و تعامل افراد نظارت میکنند.
ابراز نظر یا انجام پژوهشی که با ایدئولوژی طالبان «ناسازگار» تلقی شود، میتواند به آزار، بازداشت یا زندان منجر شود. این فضای سرکوب، دانشگاه را از کارکرد اصلی خود تهی کرده است.
حذف زنان از آموزش عالی در سال ۲۰۲۲، به گفته استادان، خسارتی ساختاری وارد کرده است:
از دست رفتن استعدادها
فروپاشی تنوع علمی
افت کیفیت کلاسها
قطع مسیر حرفهای زنان
و گسترش ناامیدی
یکی از آنان میگوید:
«دانشگاه بدون زنان، فقط ساختمانی است که درس میدهد، نه نهادی برای تولید دانش.»
استادان میگویند کمکهای بینالمللی باید محتاطانه طراحی شود:
بورسها و فرصتهای امن
دسترسی از راه دور به منابع علمی
حمایت از دانشجویان زن برای ادامه تحصیل در خارج یا آنلاین
همکاریهای محرمانه و امن
اما پروژههای پرسر و صدا که نام افراد داخل افغانستان را علنی میکنند، خطر را افزایش میدهند.
به گفته آنان، بدون این موارد، دانشگاه احیا نمیشود:
بازگشت زنان
آزادی علمی
کاهش کنترل ایدئولوژیک طالبان
حاکمیت شایستهسالاری
دسترسی پایدار به اطلاعات
حفاظت از پژوهشگران در برابر انتقامجویی
یکی از استادان میگوید:
«من به دانشگاه آمدم چون باور داشتم آموزش و پژوهش مسیر توسعه افغانستان است. از دست دادن این نقش، فقط از دست دادن شغل نیست؛ از دست دادن هویت، آینده پژوهشی و توان خدمت به کشور است.»


