بیستمین روز جنگ؛ تحلیلی بر جایگاه ایران در معادله قدرت
نویسنده: احسان آبگون
مقدمه
بیست روز از جنگ ترکیبی آمریکا و اسرائیل علیه ایران میگذرد. بیست روزی که با سنگینترین ضربات آغاز شد: حملات هوایی، دریایی و زمینی با پیشرفتهترین و کشندهترین ادوات نظامی. در این مدت، دهها تن از عالیترین مقامات سیاسی و فرماندهان ارشد نظامی کشور به شهادت رسیدند؛ از رهبر انقلاب اسلامی و وزیر اطلاعات گرفته تا دبیر شورای عالی امنیت ملی و جمعی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. زیرساختهای حیاتی کشور، از تأسیسات هستهای و نظامی گرفته تا پالایشگاهها و مراکز انرژی، هدف بمباران گسترده قرار گرفتند.
دیروز، در نوزدهمین روز جنگ، قلب انرژی ایران در عسلویه هدف قرار گرفت. امروز، بیستمین روز، آسمان ایران همچنان امن نیست و هر لحظه ممکن است نقطهای از این سرزمین پهناور هدف موشکهای آمریکایی-اسرائیلی قرار گیرد و خبر شهادت یکی دیگر از سران نظام اعلام شود.
در نگاه اول، تصویری از شکست قطعی ترسیم میشود. اما واقعیت میدانی، روایت دیگری نیز روایت میکند. روایتی از مقاومتی که نه تنها فرو نپاشیده، که در حال بازتعریف قواعد بازی است.
این مقاله با نگاهی چندبعدی، نشان میدهد که چرا ایران، علیرغم همه خسارتها، همچنان بازنده این معادله نیست.
یکم: ابعاد سیاسی؛ تداوم ساختار و بیاثری حذف فیزیکی
▪️انتقال سریع قدرت؛ نخستین شکست دشمن
نخستین و مهمترین نشانه عدم شکست ایران، نحوه انتقال قدرت پس از شهادت رهبر انقلاب بود. در کمترین زمان، مجمع تشخیص مصلحت نظام تشکیل جلسه داد و آیتالله مجتبی خامنهای را به عنوان رهبر جدید انتخاب کرد. این انتقال سریع و بدون تنش، تمام محاسبات دشمن را بر هم زد.
آمریکا و اسرائیل گمان میکردند با حذف فیزیکی رهبری، ساختار سیاسی ایران فرو خواهد پاشید. اما آنها سازوکارهای عمیق و نهادینهشده نظام را نادیده گرفته بودند. نظامی که رهبرش به شهادت میرسد، اما فردای آن روز، رهبر جدیدی انتخاب میکند و تمام ارکان کشور با انسجام کامل به کار خود ادامه میدهند، نظامی شکستخورده نیست.
▪️بیاثری استراتژیک حذف فرماندهان
در طول این بیست روز، دهها فرمانده ارشد سپاه و نیروهای مسلح به شهادت رسیدهاند. اما جایگزینی آنها بلافاصله انجام شده و شبکه فرماندهی هیچگاه از کار نیفتاده است. این نشاندهنده عمق راهبردی و بلوغ سازمانی نیروهای مسلح ایران است.
تحلیل راهبردی: آنچه دشمن نادیده گرفت، ماهیت «سیستمی» رهبری در ایران بود. برخلاف تصور رایج، قدرت در ایران نه در افراد، که در ساختارها نهادینه شده است. حذف افراد، حتی در بالاترین سطوح، نمیتواند این ساختار را از کار بیندازد.
دوم: ابعاد نظامی؛ استراتژی فرسایشی و تغییر معادلات
▪️اعداد و ارقام؛ داستانی متفاوت
بر اساس گزارش بلومبرگ به نقل از منابع اسرائیلی و غربی، تعداد پرتابگرهای موشکی ایران پس از نزدیک به سه هفته بمباران شدید، تنها حدود ۶۰ تا ۶۶ درصد کاهش یافته است. این بدان معناست که یکسوم توان موشکی ایران همچنان پابرجاست.
در حوزه پهپادی، ایران تاکنون بیش از ۲۴۰۰ فروند پهپاد شاهد پرتاب کرده است. یک محاسبه ساده: ۲۴۰۰ پهپاد شاهد با هزینه ۴۸ میلیون دلار (۲۰ هزار دلار برای هر کدام) در مقابل ۲۴۰۰ موشک پاتریوت با هزینه ۹.۶ میلیارد دلار (۴ میلیون دلار برای هر کدام). این یعنی ایران با کمتر از نیم درصد هزینه نظامی آمریکا، توانسته است بودجه دفاعی این کشور را به چالش بکشد.
▪️استراتژی فرسایشی؛ نقطه قوت ایران
مجله فارین پالیسی در تحلیلی به این نتیجه رسیده که استراتژی ایران، وادار کردن آمریکا به یک جنگ فرسایشی پرهزینه است. اتکا به نیروی انسانی فراوان، فناوری بومی و موقعیت ژئوپلیتیک، به ایران امکان میدهد تا آسیبپذیری آمریکا در برابر جنگهای طولانی را هدف قرار دهد.
جان راید، ژنرال نیروی هوایی آمریکا، در نشست خبری خود اعتراف کرد: «نمیتوانیم تضمین کنیم که همه موشکها و پهپادها را رهگیری کنیم». این اعتراف در حالی است که بودجه نظامی آمریکا ۸۵۰ میلیارد دلار است و ایران با کسری از این بودجه، چنین چالشی ایجاد کرده است.
▪️خسارات آمریکا و اسرائیل
مجموع خسارات مالی آمریکا در سه هفته اول جنگ، حدود ۳.۸۴ میلیارد دلار برآورد شده است. این خسارات شامل یک فروند رادار پیشرفته AN/FPS-132 در پایگاه العدید قطر به ارزش ۱.۱ میلیارد دلار، چهار رادار THAAD به ارزش ۲ میلیارد دلار، ۱۱ فروند پهپاد MQ-9 ریپر و تأسیسات ارتباطی دیگر است.
سه فروند اف-۱۵ نیروی هوایی آمریکا در اثر آتش دوستانه از سوی پدافند کویت سرنگون شدند و یک فروند کیسی-۱۳۵ سوخترسان نیز در عراق سقوط کرد و تمام ۶ خدمه آن کشته شدند.
تحلیل راهبردی: جنگ فرسایشی، معادلهای است که در بلندمدت به نفع ایران عمل میکند. آمریکا در طول تاریخ، هیچگاه در جنگهای طولانی و پرهزینه پیروز نشده است؛ از ویتنام تا افغانستان. ایران دقیقاً روی همین نقطه ضعف دست گذاشته است.
سوم: ابعاد اقتصادی؛ مقاومت در برابر شوک
▪️تنگه هرمز؛ برگ برنده ایران
تنگه هرمز، یکی از مهمترین نقاط استراتژیک جهان، روزانه شاهد عبور حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت است؛ معادل یکپنجم مصرف جهانی. با بسته شدن این آبراه در پی درگیریها، بزرگترین اختلال در عرضه نفت در تاریخ رخ داده است.
آژانس بینالمللی انرژی (IEA) اعلام کرده که این اختلال از بحران نفتی ۱۹۷۳ نیز فراتر رفته است. ایران با کنترل این تنگه، توانسته است معادلات انرژی جهان را به نفع خود تغییر دهد.
▪️شوک به اقتصاد جهانی
در هفته دوم جنگ، قراردادهای آتی نفت بزرگترین افزایش هفتگی تاریخ خود را ثبت کردند. قیمت نفت خام WTI حدود ۳۵ درصد جهش یافت که بالاترین رشد هفتگی از زمان آغاز ثبت این قراردادها در سال ۱۹۸۳ تاکنون بوده است.
در واکنش به این بحران، کشورهای گروه هفت (G7) توافق کردند ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک خود را روانه بازار کنند. سهم آمریکا از این رقم، ۱۷۲ میلیون بشکه است که بیش از ۴۰ درصد از ذخایر استراتژیک این کشور را تشکیل میدهد و ذخایر را به پایینترین سطح از اوایل دهه ۱۹۸۰ خواهد رساند.
▪️ابتکار عمل ایران در معادلات نفتی
در تحولی دیپلماتیک-اقتصادی، ایران اعلام کرد آماده است اجازه دهد تعداد محدودی نفتکش از تنگه هرمز عبور کنند، مشروط بر اینکه محمولهها با یوان چین معامله شوند. این پیشنهاد، گامی مهم در جهت کاهش سلطه دلار بر بازار انرژی است و نشان میدهد ایران همچنان اهرمهای فشار خود را حفظ کرده است.
تحلیل راهبردی: ایران با مهارت تمام، از برگ برنده «تنگه هرمز» برای تغییر معادلات اقتصادی استفاده کرده است. نه تنها اقتصاد ایران، که اقتصاد جهانی تحت تأثیر این برگ برنده قرار گرفته و این یعنی افزایش قدرت چانهزنی تهران در هر گونه مذاکره آتی.
چهارم: ابعاد فرهنگی-اجتماعی؛ اتحاد در برابر تهدید خارجی
▪️شکست پروژه «ایران علیه حکومت»
یکی از اهداف اصلی دشمن در این جنگ، تحریک نارضایتیهای داخلی و تبدیل آن به قیام علیه نظام بود. آنها امید داشتند با ترکیب فشار خارجی و نارضایتی داخلی، بتوانند ایران را از درون فرو بپاشند.
اما آنچه رخ داد، دقیقاً عکس این بود. بمباران زیرساختها، هدف قرار گرفتن غیرنظامیان، و فجایعی مانند حمله به مدرسه دخترانه میناب که به شهادت بیش از ۱۶۰ دانشآموز انجامید، خشم عمومی را متوجه دشمن ساخت.
یک مقام آمریکایی در گفتگو با اکسیوس فاش کرد واشنگتن نگران است حملات اسرائیل به زیرساختهای غیرنظامی «از نظر راهبردی نتیجه معکوس بدهد و جامعه ایران را به حمایت از رژیم سوق دهد». این اعتراف صریحی است به شکست پروژه «ایران علیه حکومت».
▪️همبستگی ملی؛ سرمایه اجتماعی نادیده
گزارشهای میدانی از سراسر ایران حکایت از مشارکت بیسابقه مردمی در پشتیبانی از جبهه مقاومت دارد:
اهدای خون: مراکز انتقال خون در تهران، اصفهان، مشهد و شیراز تا سه برابر ظرفیت عادی، شاهد حضور داوطلبان بودند.
کمکهای مادی: در کمتر از سه هفته، بیش از ۲۰۰ میلیارد تومان کمک نقدی مردمی به حسابهای اعلامشده واریز شده است.
حضور در پایگاهها: ثبتنام برای آموزشهای نظامی و امنیتی در پایگاههای بسیج سراسر کشور، از مرز ۳۰۰ هزار نفر عبور کرده است.
▪️واکنش هنرمندان و نخبگان
برخلاف تصور دشمن که امید داشت هنرمندان و نخبگان در برابر جنگ موضع بگیرند، موج گستردهای از حمایت آنان از مقاومت شکل گرفته است. بیش از ۸۰۰ هنرمند، نویسنده و فعال فرهنگی در بیانیهای مشترک، ضمن محکومیت تجاوز، بر حق ایران برای دفاع از خود تأکید کردهاند.
تحلیل راهبردی: سرمایه اجتماعی، مهمترین دارایی هر کشوری در جنگهای طولانی است. آمریکا در ویتنام، نه در میدان نبرد که در برابر خشم عمومی داخل کشورش شکست خورد. نشانههای مشابهی از خستگی عمومی در افکار عمومی غرب دیده میشود.
پنجم: ابعاد بینالمللی؛ انزوای آمریکا و تغییر موازنهها
▪️درخواست کمک از متحدان
دونالد ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» از چین، فرانسه، ژاپن، کره جنوبی و بریتانیا خواست ناوهای جنگی خود را به تنگه هرمز اعزام کنند تا در کنار آمریکا، امنیت این آبراه استراتژیک را تأمین نمایند. این درخواست، اعتراف صریحی به ناتوانی آمریکا در مدیریت بحران است.
کشوری که مدعی «نابودی کامل توان نظامی ایران» بود، امروز دست نیاز به سوی متحدانش دراز کرده است. این بزرگترین نشانه عدم شکست ایران است.
▪️واکنشهای بینالمللی؛ از محکومیت تا میانجیگری
واکنش کشورهای مختلف به بیست روز جنگ، تصویری روشن از موازنه جهانی ترسیم میکند:
· چین: سخنگوی وزارت خارجه چین ضمن ابراز نگرانی از گسترش دامنه جنگ، بر «حق مسلم ایران برای دفاع از خود» تأکید کرد و خواستار آتشبس فوری شد.
· روسیه: میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در سازمانهای بینالمللی، حملات به تأسیسات غیرنظامی ایران را «نقض آشکار حقوق بینالملل» خواند و از شورای امنیت خواست وارد عمل شود.
· ترکیه: رجب طیب اردوغان در تماس تلفنی با رهبر جدید ایران، ضمن محکومیت تجاوز، برای میانجیگری اعلام آمادگی کرد.
گزارش اخیر شورای آتلانتیک با عنوان «ایران؛ فرسایشی که واشنگتن را فرسوده کرد» تصریح میکند: «آمریکا وارد جنگی شد که گمان میکرد ظرف چند روز تمام میشود، اما اکنون در بیستمین روز، با معادلهای مواجه است که هیچ راه حل نظامی روشنی برای آن وجود ندارد.»
تغییر در موازنه قدرت منطقهای
تغییر در موازنه قدرت منطقهای
کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که زمانی خواهان تضعیف ایران بودند، اکنون خود در منجلاب جنگ گرفتار شدهاند. میزبانی از پایگاههای آمریکا و همکاری نفتی با واشنگتن، آنها را به اهداف مشروعی برای پاسخهای تلافیجویانه تهران تبدیل کرده است.
فواد گرگس از مدرسه اقتصاد لندن این وضعیت را «معمای استراتژیک» توصیف میکند: کشورهای عربی میان تهدید فوری ایران و خطر بزرگتر درگیر شدن در جنگ، گرفتار شدهاند.
تحلیل راهبردی: محاسبات اولیه وارونه شده است. کشورهایی که میخواستند ایران را از راه دور تضعیف کنند، اکنون خود در خط مقدم آتش قرار گرفتهاند. بحران به آستانه درهایشان رسیده است.
▪️تجربه تطبیقی؛ ویتنام و درسهایش برای آمریکا
جنگ ویتنام به آمریکا آموخت که برتری نظامی به تنهایی کافی نیست. آنچه در نهایت واشنگتن را به عقبنشینی واداشت، ترکیبی از مقاومت میدانی ویتکنگ، فشار افکار عمومی جهانی، و فرسایش اقتصادی بود. امروز، در بیستمین روز جنگ علیه ایران، نشانههای مشابهی در افق دیده میشود.
▪️شکست اجماع جهانی علیه ایران
با وجود فشارهای آمریکا، بسیاری از کشورها از جمله چین، روسیه، هند و ترکیه، نه تنها به ائتلاف نپیوستهاند، که خواستار توقف فوری جنگ و بازگشت به دیپلماسی شدهاند. قطعنامه پیشنهادی آمریکا در شورای امنیت با رأی ممتنع چین و روسیه و مخالفت آشکار سه کشور عضو، تصویب نشد.
▪️لغو تحریمهای روسیه
در اقدامی بیسابقه، ایالات متحده برای اولین بار از زمان آغاز جنگ اوکراین، تحریمهای خود بر نفت روسیه را به طور موقت برداشت. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، این اقدام را «گامی کوتاهمدت برای تثبیت بازارهای انرژی جهان» توصیف کرد که به دلیل اختلال در تنگه هرمز ضروری شده است.
این اقدام، شکستی دیگر برای آمریکاست: مجبور شدن به عقبنشینی از یکی از مهمترین ابزارهای فشار خود، به دلیل مقاومت ایران.
تحلیل راهبردی: جنگ ایران، برخلاف محاسبات اولیه، به انزوای آمریکا دامن زده است. درخواست کمک از متحدان، فاصله گرفتن کشورهای منطقه، و ناتوانی در تشکیل اجماع جهانی، همگی نشانههای این انزوا هستند.
ششم: ابعاد فناورانه؛ نوآوری در میدان نبرد
تصور رایج این است که جنگ، توان صنعتی را تخریب میکند. اما گزارشهای میدانی از ظهور نسل جدیدی از تجهیزات ایرانی در طول این بیست روز حکایت دارد. از پهپادهای انتحاری با برد بیشتر گرفته تا موشکهای بالستیک با کلاهکهای جدید، همگی نشان میدهند که چرخه نوآوری دفاعی ایران نه تنها متوقف نشده، که در پاسخ به نیازهای میدان نبرد، شتاب نیز گرفته است.
یک منبع آگاه در صنایع دفاعی به خبرگزاری تسنیم گفته است: «هر روز که میگذرد، مهندسان ما نقاط ضعف و قوت تجهیزات را شناسایی میکنند و نسل بعدی را با اصلاحات لازم روانه میدان میکنند. جنگ برای ما یک آزمایشگاه بزرگ است.»
این نوآوری سریع، نتیجه سالها تجربه در شرایط تحریم و اتکا به توان داخلی است. ایران امروز به نقطهای رسیده که میتواند در میانه جنگ، تجهیزات خود را ارتقا دهد و دشمن را با شگفتیهای تکنولوژیک مواجه کند.
▪️چالشهای پیش رو؛ نگاهی واقعبینانه
بیتردید، ایران در این جنگ با چالشهای جدی نیز مواجه است:
فشار اقتصادی: توقف صادرات نفت و کاهش درآمدهای ارزی، فشار بر معیشت مردم را افزایش داده است. دیروز، عسلویه هدف قرار گرفت و امروز، بیستمین روز، زمزمه کمبود سوخت در برخی مناطق شنیده میشود. گزارشهای میدانی از افزایش ۴۰ درصدی قیمت برخی کالاهای اساسی در دو هفته اخیر حکایت دارد.
مهاجرت نخبگان: بر اساس آمارهای غیررسمی، در این بیست روز، حدود ۵۰۰۰ متخصص و سرمایهگذار کشور را ترک کردهاند که ۳۰ درصد بیشتر از میانگین ماهانه پیش از جنگ است.
خستگی عمومی: نظرسنجیهای داخلی (که به دلیل شرایط جنگ منتشر نشده) نشان میدهد ۶۲ درصد مردم از طولانی شدن جنگ خسته شدهاند، اما ۷۸ درصد همچنان از حق ایران برای دفاع از خود حمایت میکنند.
اما نکته مهم اینجاست که این چالشها، نه در انحصار ایران، که دامنگیر طرف مقابل نیز هست. نظرسنجیهای افکار عمومی در آمریکا نشان میدهد محبوبیت ترامپ به پایینترین سطح از آغاز جنگ رسیده و ۵۸ درصد آمریکاییها خواستار خروج از جنگ هستند.
نتیجهگیری؛ شکست، تعریف متفاوتی دارد
بیست روز از این جنگ گذشته است. امروز، بیستمین روز را آغاز کردهایم. دیروز عسلویه هدف گرفت. پیش از آن، رهبر، فرماندهان، زیرساختها، همه و همه هدف قرار گرفتهاند. اما آیا ایران شکست خورده است؟
برای پاسخ به این پرسش، باید ابتدا «شکست» را تعریف کنیم:
🔸اگر هدف دشمن «سرنگونی نظام جمهوری اسلامی» بود، این هدف محقق نشده است. نظام نه تنها سقوط نکرده، که با انتخاب رهبر جدید، انسجام و استحکام خود را به رخ جهانیان کشیده است.
🔸اگر هدف «تجزیه ایران» یا «تضعیف جبهه مقاومت» بود، شواهد نشاندهنده همبستگی بیشتر داخلی و تحکیم جایگاه ایران در معادلات منطقهای است.
🔸اگر هدف «از کار انداختن توان نظامی ایران» بود، پرتاب بیش از ۲۴۰۰ پهپاد و حفظ یکسوم توان موشکی، گواهی بر ناکامی این هدف است.
🔸اگر هدف «باز کردن امن تنگه هرمز» بود، امروز شاهد درخواست کمک آمریکا از متحدانش هستیم، نه بازگشایی تنگه.
آمریکا و اسرائیل شاید بتوانند پالایشگاهها را بمباران کنند، همانطور که دیروز در عسلویه کردند. اما نمیتوانند روحیه ملتی را هدف قرار دهند که هزاران سال است در این سرزمین ریشه دارد. آنها شاید بتوانند فرماندهان را به شهادت برسانند، اما نمیتوانند انگیزه صدها جوانی را که جای آنها را پر میکنند، از بین ببرند.
جان میرشایمر، استاد دانشگاه شیکاگو، میگوید: «آنچه در ایران میبینیم، طراحی عمدی آمریکا و اسرائیل برای ایجاد هرجومرج و مهندسی تغییر رژیم است، اما قربانی اصلی این بازی، مردم عادی هستند؛ همان مردمی که قرار بود نجات یابند».
مردمی که امروز، بیستمین روز جنگ را آغاز کردهاند، اما هنوز ایستادهاند. هنوز نفس میکشند. هنوز امید دارند. هنوز باور دارند که این نیز خواهد گذشت.
در برابر کسانی که میگویند «پیروز نشدهاید»، میگوییم: پیروزی ما، ایستادن ماست. در برابر کسانی که میگویند «بازندهاید»، میگوییم: بازنده کسی است که هدفش را گم کرده باشد. هدف ما بقاست و ما باقیماندهایم.
در جنگهای نامتقارن، «نباختن» خود نوعی پیروزی است. و ما، در بیستمین روز، هنوز ایستادهایم.


